Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750520-3142S1

Date of Document: 1996-08-10

بسترهاي هموار الحاق چين; نگاه به آينده (بخش آخر ) تايوان: سرزمين تايوان از اوايل قرن هفتم ميلادي براي چينيها شناخته شد اما تا ربع اول قرن هفدهم ميلادي مسكوني نبود تا اينكه عده اي از اهالي استان فوجيان چين به آنجا مهاجرت كردند. پرتغاليها اين جزيره را در سال 1590 كشف كردند و نام آنرا فرمز نهادند و تلاشهايي در جهت مستعمره ساختن اين جزيره نمودند. هلنديها و اسپانيوليها نيز مدتي اين جزيره را به استعمار خود در آوردند تا اينكه در سال 1661 شخصي بنام كوكسينگا كه اصالت چيني - ژاپني داشت خارجيان را از اين جزيره اخراج نمود. در سال 1683 جزيره به صورت قسمتي از استان فوجيان درآمد و با مهاجرت شمار قابل ملاحظه اي جمعيت اين جزيره به 200 هزار نفر رسيد. تا سال 1842 جمعيت تايوان به /2 5ميليون نفر رسيد. منافع هميشگي ژاپن در جزيره منجربه اعزام نيرو در سال 1874 به تايوان به بهانه حمايت از ماهيگيران شد. طي سالهاي در 851884 جريان جنگ فرانسه و چين تايوان مدت كوتاهي در محاصره و اشغال فرانسه درآمد اما بالاخره در سال 1886 تايوان ايالت مجزايي از چين شد. در سال 1895 پس از جنگ چين و ژاپن چين براساس عهدنامه اي تايوان را به ژاپن واگذار نمود و تا پايان جنگ جهاني دوم اين جزيره در اشغال ژاپن بود و عمده ترين منبع تهيه و برنج و شكر براي ژاپن محسوب مي شد. همچنين در جريان جنگ جهاني دوم تايوان يك جايگاه استراتژيكي براي ژاپن به منظور تهاجم به جنوب شرقي آسيا محسوب مي شد. براساس توافق سال 1943 و پس از شكست ژاپن اكتبر 25در سال 1945 جزيره تايوان به دولت چين ملي تسليم شد. در سالهاي 501949 به دنبال موفقيت كمونيستهاي چيني در سرزمين اصلي، جرياني متشكل از گروههاي ملي گرا، كارمندان دولت و برخي پناهندگان به رهبري ژنرال چيانكاسيك (رهبر ناسيوناليستهاي چين ) جزيره را تصرف و تاسيس جمهوري چين ملي را اعلام نمودند. به دنبال وقوع جنگ كره در سال 1950 ايالات متحده امريكا ناوگان هفتم خود را در اطراف جزيره به منظور جلوگيري از حملات كونيستها مستقر كرد. در سال 1955 بين چين ملي و امريكا موافقتنامه اي نظامي براي دفاع از تايوان به امضاء رسيد. امريكا از اين پس چه از نظر اقتصادي و چه از نظر نظامي به حمايت گسترده از چين ملي پس پرداخت از استقرار دولت كمونيستي در چين، دولت جمهوري خلق چين مكررا قصد نهايي خود را براي تسخير تايوان اعلام كرد. در مقابل، ملي گرايان در چين ملي تايوان را به عنوان قسمت مستقلي از چين دانسته و مخالفت خود را با الحاق به چين كمونيست اعلام كرده اند. در سال 1971 نهايتا سازمان ملل چين را به رسميت شناخت و دولت پكن كرسي نمايندگي كشور چين را بجاي رژيم چين ملي، اشغال نمود. ازاين زمان به بعد روابط سياسي - نظامي تايوان و امريكا روبه سردي گراييد اما روابط اقتصادي آنها همچنان پابرجا ماند. در سال 1981 روابط تايوان و امريكا مجددا رو به بهبودي نهاد. توسعه اين روابط موجب شد كه در اوايل سال 1995 ليدنگ خويي - رئيس حكومت تايوان - از امريكا ديدار نمايد كه در نتيجه بار ديگر مساله استقلال تايوان و عضويت آن در سازمان ملل مطرح شد. اين روند با اعتراض شديد چين روبه رو شد و روابط پكن - واشنگتن به پائين ترين سطح خود طي دو دهه اخير رسيد. لازم به يادآوري است كه طي چند سال اخير تعدادي از كشورهاي امريكاي لاتين و منطقه كارائيب با ارائه قطعنامه اي به مجمع عمومي سازمان ملل در پي به عضويت در آوردن تايوان در اين ارگان بين المللي بوده اند اما دست اندركاران سازمان ملل با مطرح شدن اين مسئله مخالفت كرده و در نتيجه اين قطعنامه از دستور كار كنار گذاشته شده است. چين نيز كه تايوان را جزء خاك خود مي داند طي سال 1995 به منظور هشدار به كشورهايي كه از سياست جدايي طلبي تايوان حمايت مي كنند، طي چندين مرحله اقدام به پرتاب موشكهايي در ساحل شمالي تايوان نموده است. همچنين مقامات چين اعلام كرده اند كه چنانچه تايوان رسما استقلال خود را از سرزمين اصلي چين اعلام كند و يا به تلاش براي عدم يكپارچگي چين و تايوان دست زند، قدر مسلم پكن عليه اين اقدامات به نيروي نظامي متوسل خواهد شد. تايوان از نظر اقتصادي افقهاي جديدي را پيش روي خود دارد. اين كشور با اتخاذ استراتژي توسعه اقتصادي برون گرا و مبتني بر توسعه صادرات و ورود علم و تكنولوژي سطح بالا به عرصه هايي در ابعادمختلف اقتصادي دست يافته و بدين واسطه توانسته شرايط داخلي خود را مطابق با تحولات منطقه اي و جهاني تغيير دهد. بنابراين چشم انداز آينده اقتصاد تايوان في نفسه كاملا روشن است و روز به روز هم بهتر مي شود. اما آنچه كه محل بحث است، آينده سياسي تايوان است كه حتي ممكن است آينده اقتصادي آن را تحت تاثير خود قرار دهد. در اينجا عامل سياسي و تعيين كننده در آينده تايوان را مورد بررسي قرار مي دهيم. در اين راستا طبيعتا روابط سياسي (و نه اقتصادي ) تايوان و چين متشنج است و هرگونه رفتار سياسي تايوان خصوصا در عرصه سياست بين الملل مي تواند موجب واكنش چينيها شود. عمده ترين تحركات سياسي تايوان در عرصه خارجي كه موجب واكنش چين شده اند، عبارتند از: - 10 تلاش براي عضويت در سازمان ملل متحد: تايوان در سال 1995 اعلام نمود كه چنانچه با درخواست آن كشور مبني بر عضويت در سازمان ملل موافقت شود، حاضر است يك ميليارد دلار كمك مالي به اين سازمان پرداخت كند. تايوان اين مبلغ را در صندوقي ويژه كمك به كشورهاي در حال توسعه قرار خواهد داد. لازم به يادآوري است كه پطروس غالي دبيركل سازمان ملل تنها راه عضويت تايوان در سازمان ملل را انجام مذاكرات مستقيم با پكن قلمداد كرده بود. - 20 نزديكي به امريكا: اين مورد همواره موجب اعتراض چين شده است و در سال ميلادي گذشته ( ) 1995 نيز كه ليدونگ خويي رئيس جمهور تايوان از امريكا ديدن نمود، وزارت خارجه چين با صدور بيانيه اي اعتراض آميز، مخالفت شديد خود را نسبت به اين امر ابراز كرد و اين اقدام را نشان دهنده آن دانست كه واشنگتن آشكارا تلاش جدي اي را عليه وحدت چين و ايجاد دو چين يا يك چين و يك تايوان انجام مي دهد كه اينگونه اقدامات امريكا تجاوز به حق حاكميت ارضي چين است و در صورت تداوم موجب تيرگي روابط دو كشور مي شود. -افزايش 30 بودجه دفاعي و خريدهاي تسليحاتي: تايوان بودجه هاي دفاعي و امور خارجه خود را براي سال مالي 1994 در مجموع /16 3حدود درصد افزايش داده است كه در آنها ارقام قابل ملاحظه اي به خريد سلاح و تلاش براي كسب عضويتهاي بين المللي تخصيص يافته است. براي نمونه واردات انواع سلاح از سوي تايوان در پنج ماه اول سال 1995 ميلادي با يك افزايش چشمگير به 270 ميليون دلار رسيد كه 110 ميليون دلار بيش از كل واردات تسليحاتي اين كشور در سال 1994 ميلادي است. سلاحهاي وارداتي عمدتا شامل قطعات سلاح و تسليحات پيشرفته است كه كشتيهاي جنگي و هواپيماهاي جت جنگنده از اين جمله اند. - 40 گسترش همكاريهاي اقتصادي و تكنولوژي علي الخصوص با اروپا و امريكا: لازم به ذكر است كه امريكا بزرگترين خريدار كالاهاي صادراتي تايوان است به طوري كه در نيمه اول 1995 12 سال ميليارد و 600 ميليون دلار كالا از تايوان وارد كرد /4 98كه درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل افزايش داشت. براي نمونه تايوان اولين كنفرانس وزارتي همكاري صنعتي با اتحاديه اروپا را در ماه آوريل سال 1996 در تايپه برگزار كرد. اين كنفرانس به توسعه بيشتر روابط تجاري و اقتصادي تايوان با 15 كشور عضو اتحاديه اروپا كمك خواهد كرد. تايوان اميدوار است با برگزاري اين كنفرانس به تكنولوژي پيشرفته حفاظت از محيط زيست و هوانوردي و ترغيب شركتهاي اروپايي به سرمايه گذاري در اين كشور دست يابد. در عرصه داخلي نيز مهمترين مسئله سياسي اي كه موجب واكنش چينيهاشده است، برگزاري انتخابات مستقيم رياست جمهوري در تايوان مي باشد. لازم به ذكر است كه در فروردين ماه سال جاري ( ) 1375 نخستين انتخابات مستقيم رياست جمهوري در تايوان برگزار شد كه به پيروزي 54 درصدي لي تنگ خويي انجاميد. چين قصد داشت كه با انجام مانور مشترك نيروهاي زميني، دريايي و هوايي خود بر انتخابات رياست جمهوري تايوان تاثير بگذارد و از انتخاب لي تنگ خويي رئيس حكومت تايوان و نامزد حزب كوئومينگ تانگ جلوگيري به عمل آورد. اما انتخابات رياست جمهوري تايوان به رغم مخالفتهاي چين و مانورهاي موشكي اين كشور كه غربيها آنرا ديپلماسي موشكي سرانجام مي خوانند، با انتخاب لي تنگ خويي به رياست جمهوري اين برگزار جزيره، شد. تحليلگران معتقد بودند كه بحران تايوان موجب نخستين رويارويي مستقيم ميان چين و امريكا پس از دهه 1950 و آشكار شدن رقابت ميان دو كشور براي تسلط بر آسيا - اقيانوسيه شد. ويليام پري وزير دفاع امريكا در همين زمان اظهار داشت كه چين بايد آگاه باشد كه به رغم اينكه يك قدرت نظامي بزرگ است اما عنوان نخستين قدرت نظامي در منطقه اقيانوسيه به امريكا تعلق دارد. واشنگتن براي تاييد اين گفته مبادرت به استقرار 18 فروند ناوجنگي از جمله دونا و هواپيمابر در اطراف تايوان كرد كه بزرگترين تجهيزات دريايي پس از جنگ ويتنام محسوب مي شود. لازم به يادآوري است كه رقابت چين و امريكا براي تسلط بر اين منطقه از جهان با پيش آمدن بحران تايوان علني شد و اكنون بايد منتظر برخوردهاي ديگري ميان اين دو قدرت بزرگ در ساير عرصه هاي بين المللي از جمله سازمان ملل متحد باقي ماند زيرا چين يكي از اعضاي دائم شوراي امنيت است و مي تواند لطمات بزرگي به امريكا وارد كند. تايوانيها در آخرين اظهارات رسمي خود در آغاز سال 1375 اعلام نموده اند كه چنانچه چين كمونيست چهار سال بعد تصميم بگيرد انتخابات رياست جمهوري را با شركت تمام چيني ها و از جمله چينيهاي تايوان برگزار كند، آنگاه زمان وحدت واقعي چين فرا رسيده است. با وجود تمامي تنشهاي سياسي موجود ميان تايوان و چين، روابط اقتصادي بين اين دو روز به روز گسترش بازار مي يابد چين تقريبا دو درصد از رشد اقتصادي /6 52سالانه درصدي تايوان را به خوداختصاص داده است. توليد ناخالص داخلي تايوان در صورتي كه چين واردات از تايوان را مسدود كند /1 95به درصد نزول خواهد كرد. از دست دادن بازار چين همچنين نرخ بيكاري تايوان را تا نيم درصد واحد افزايش خواهد داد. در صورت وقوع اين تحريم، بخشهاي توليد چرم، پوست، تجهيزات مكانيكي و منسوجات بيش از همه لطمه خواهد ديد. آمار تجارت و سرمايه گذاري كه بين سالهاي 941990 جمع آوري شده نشان مي دهد كه دو طرف چهارمين شريك عمده تجاري يكديگر هستند. تجارت دو /9 3جانبه درصد كل تجارت تايوان /6 9و درصد تجارت چين را به خود اختصاص مي دهد. در همين حال تايوان تاكنون به طور غيرمستقيم بيش از 25 ميليارد دلار در چين سرمايه گذاري كرده و به مواد خام و كارگر ارزان چين نياز دارد، در حاليكه چين به سرمايه گذاري خارجي نيازمند است. تجارت غيرمستقيم بين تايوان و چين بويژه از طريق هنگ كنگ در 10 ماه اول سال 1995 ميلادي /30 7حدود درصد نسبت به سال پيش از آن افزايش يافت كه /17 3به ميليارد دلار رسيد. با توجه به آنچه در بالا آمد، نتيجه مي گيريم كه روابط اقتصادي چين و تايوان دائما روبه افزايش است و وابستگي اين دو روز به روز گسترش مي يابد. پس در بعد اقتصادي نه تنها آينده اقتصادي تايوان، بلكه چشم انداز روابط اقتصادي اش با ديگر كشورهاعلي الخصوص چين، كاملا روشن و اميدواركننده به نظر مي رسد. اما درحوزه مسائل سياسي بين آن دو همچنانكه در بالا آمد، چالشهايي وجود دارد ولي در نهايت به نظر مي رسد كه چينيها براي جلوگيري از مختل شدن نظام اقتصادي اين كشور و حفظ و تداوم پويايي و كارآمدي اش، الحاق آن را به سرزمين اصلي هرچه مسالمت آميزتر صورت دهند. بنابراين كاربرد زور و خشونت از سوي چين براي الحاق تايوان به سرزمين اصلي معقول به نظر نمي رسد و ديپلماسي چين نيز خود متوجه اين مسئله است، چرا كه هرگونه اعمال خشونتي موجب تزلزل تايوان خواهد شد و چون تايوان نهايتا به چين محلق مي شود، طبيعتا هزينه هاي اين اعمال خشونت نيز متوجه چين مي گردد. پس تا حدود زيادي احتمال اعمال خشونت از سوي چين منتفي است. با ملاحظه اوضاع اقتصادي - سياسي اين دو سرزمين به اين نتيجه مي توان رسيد كه در نهايت از نظر اقتصادي اين دو سرزمين به پيشرفتهاي خود ادامه خواهند داد و تنها احتمال ايجاد تنش، در مسائل سياسي است كه آن نيز با توجه به احتياط و آينده نگري بيش از حد چيني ها و با توجه به سياست نگاه به آينده آنها، به حداقل ممكن مي رسد. پس چشم انداز الحاق اين دو سرزمين به چين مثبت و مسالمت آميز پيش بيني مي شود. رضا شيرزادي