Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750520-3112S1

Date of Document: 1996-08-10

همه چيز روي ما آزمايش شد! مشكلات نظام جديد آموزش متوسطه از نگاه اولين گروه فارغ التحصيلان: در نظام جديد متوسطه با توجه به طول هر ترم كه ماه 4 و نيم است و 20 15 تا روز آن صرف امتحانات مي شود يا كتابها به موقع تمام نمي شوند و يا اين كه خوب تدريس نمي شوند حذف نابهنگام مطالب درسي، گاهي بعداز تدريس به تكرار و امتحان صورت گرفته و فرصتهاي آموزشي راهدر داده است اشاره; اولين گروه از دانش آموزان نظام جديد آموزش متوسطه در سال تحصيلي جاري فارغ التحصيل شدند. طبعا آغاز هركاري همواره با مشكلات و نارساييهايي همراه است، اما آنچه مهم است شناخت اين مشكلات و برنامه ريزي براي رفع آنها در آينده است. يكي از بهترين راهها و منابع شناسايي مشكلات نظام جديد، دانش آموزان، يعني كساني كه برنامه به نام آنها و براي آنها پياده شده هستند، بخصوص دانش آموزاني كه اولين محصول اين نظام محسوب مي شوند. اينان اولين كساني بودند كه همه فرازهاو فرودهاي نظام جديد را پشت سر گذارده اند تا به اين نقطه رسيده اند، پس حرفهاي زيادي براي گفتن مي توانند داشته باشند. مطمئنا تجارب آنها حتي اگر كامل وجامع هم نباشد، قابل استفاده خواهدبود. گزارش حاضر، ماحصل نظرخواهي از دانش آموزان يكي ازمراكز پيش دانشگاهي در شهرستان خوي است كه توسط يكي از همكاران همشهري تهيه شده است، با اين تذكر كه گزارش مربوط به قبل از برگزاري مرحله اول كنكور سراسري است. كتابها و محتواي دروس; مهمترين معضل بيشترين حجم مسائل عنوان شده از طرف دانش آموزان به كتابها و محتواي دروس مربوط مي شوند. در اين ارتباط مسائل چندي از قبيل: دير رسيدن كتابها، عدم تسلسل و وجود ارتباط منطقي بين مطالب آنها، عدم تناسب حجم با زمان تدريس و حذف نابه جاي قسمتهايي از كتابها مورد تاكيد قرار گرفته اند. دانش آموزرضايي در اين باره مي گويد: اولين مشكلي كه در طول دوره اول نظام جديد احساس شد، دير رسيدن كتابها به دست دانش آموزان بود. نتيجه آن مي شد كه دانش آموزان نمي توانستند مطالب درس را مطالعه كنند و جزوه هايي كه معلمين مي گفتند به خاطر كلي بودن مطالب، جاي خالي كتابها را پر نمي كرد. معصومي مي گويد: چون اول كار بود و معلمين آشنايي كافي با نظام جديد نداشتند، نمي توانستند مطالب را به صورت روشن به دانش آموزان ارائه دهند و در نتيجه دانش آموزان از دبيران ناراضي مي شدند. قدرتي اضافه مي كند: دوماه و نيم ازآغاز ترم گذشته بود، ولي هنوز اثري از كتاب نبود. بعد كه كتاب مي آمد، در عرض دو ماه باقيمانده بايد كتاب 180 صفحه اي به صورت فشرده خوانده مي شد. بختياري. نيز كه از دير رسيدن كتابها شكايت دارددر اين مورد مثالي مي آورد: كتاب شيمي ( ) 1 بيست و سه روز مانده به شروع امتحانات به دست ما رسيد و مشخص است كه تمامي نمرات سطح پايين بود. من خودم را مي گويم كه در سوم راهنمايي /19 29معدلم بود ولي در دو ترم اول معدلم /13 54به رسيد. معصومي. به عدم تسلسل مطالب كتابها نيز اشاره مي كند، مي گويد اين ناپيوستگي باعث مي شود كه دانش آموزان از آن درس زده شوند. عالي نژاد مي گويد: ما در فيزيك و در حل بعضي از مسائل به ديفرانسيل نياز داشتيم، در حالي كه در سالهاي قبل هيچ اطلاعاتي در مورد ديفرانسيل نداشتيم. اسماعيل زاده معتقد است; عدم تسلسل در مطالب درسي سه سال، باعث گرديده مغز ما مانند يك ماشين ناقص عمل كند، چرا كه هرچيز را در جايش و موقعش ياد نگرفته ايم. باستانفر نيز بر اين مشكل تاكيد دارد، مطالب كتابها در اين نظام پراكنده و جدا جدا هستند و ارتباط چنداني با هم ندارند. در هر كتاب تنوع مطالب خيلي زياد و بيش از اندازه است، طوري كه دانش آموز وقتي ترم را تمام مي كند اصلا نمي داند كه كتاب چه هدفي را دنبال مي كرد. حسيني. به مشكل ديگري اشاره مي كند. وي مي گويد: حجم زياد كتابها نبايد ناديده بماند، چرا كه با توجه به فشردگي برنامه درسي، مشكل بزرگي است. همكلاسي او با نام تقي زاده، توضيح دقيقتري در اين باره دارد با توجه به طول هر ترم كه 4 ماه و نيم است و 15 تا 20 روز آن صرف امتحانات مي شود، در مدت باقيمانده، براي يادگيري كتابهايي كه 200 150 تا صفحه اي هستندزمان كمي مي ماند. بنابراين يا كتابها به موقع تمام نمي شوند و يا اين كه خوب تدريس نمي شوند. ظاهرا مسئولان مربوطه گاه براي كاهش فشار حجم دروس، اقدام به حذف قسمتهايي از كتابها - بخصوص در دوره پيش دانشگاهي - كرده اند كه از نظر دانش آموزان در مواردي اين اقدام هم به صورت سنجيده صورت نپذيرفته است. موسوي به اين مساله چنين اشاره مي كند كه; حذف نابهنگام مطالب درسي، گاهي بعد از تدريس، تكرار و امتحان صورت گرفته و فرصتهاي آموزشي را هدر داده است. علي اكبرلو هم در اين مورد مي گويد: دو بخش از كتابشيمي مانده بود، بخشنامه آمد و فصلي كه در وسط كتاببود حذف شد اما دو بخش آخر حذف نشد و ما مجبور شديم آن دو بخش را سريع و گذرا بخوانيم. كاستيها و نواقص مربوط به برنامه ريزي در اين مورد هم، تنوع و طيف مسائل زياد است.. عالي نژاد مي گويد: مشكل ديگري كه در نظام جديد به چشم مي خورد اين بود كه دست اندركاران نظام در اواسطكار سردرگم شده بودند و نمي دانستند كه چكار انجام مي دهند. مثلا يك وقت مي گفتند براي ورود به دوره پيش دانشگاهي امتحاني بصورت كنكور خواهيد داد و مسئول ديگري يك حرف ديگري ما مي زد و مديران و مربيان را واقعا گيج كرده بودند. هندواني، ابلاغ بخشنامه هاي پي درپي كه هريك متناقض با بخشنامه قبلي بودند را موردي از مشكلات مي داند. گلصنملو مي افزايد: حتي ابتدا ادعا مي شد دانش آموزان نظام جديد بدون كنكور به دانشگاه خواهند رفت كه صحت نداشت. باقرزاده نيز اضافه مي كند، در ابتدا قول و قرارهايي مبني بر يك مرحله اي بودن كنكور داده شده بود، ولي بعدا دو مرحله اي شد. مساله ديگر عدم توجيه كافي دانش آموزان توسط مسئولان وبخصوص مشاوران صائبي راد است مي گويد: بعضي از مشاوران، حتي اهداف نظام جديد را نمي توانستند توصيف كنند. قدرتي هم مي گويد: يكي از عمده ترين مسائل آشنانبودن ما با چگونگي تحصيل و انتخاب واحد بود كه البته بعدها ياد گرفتيم. اگر تعداد مشاوران از ابتدا متناسب باتعداد دانش آموزان بود و يا راهنمايي هاي درست و كاملي صورت مي گرفت بسياري از مشكلات بوجودنمي آمد. در ارتباط با نحوه باستانفر برنامه ريزي، بر مشكل كمبود وقت تاكيد كرده و مي گويد: با توجه به ترمي بودن تحصيلات و محدوديت فرصت، حجم كتابها و فشردگي دروس، وقت كافي براي مطالعه باقي نمي ماند و دانش آموزان نظام جديد به نسبت دانش آموزان نظام قديم از فرصت كمتري برخوردار بودند. اسماعيل زاده. هم معتقد است كه مشكل كمبود وقت براي درك مطالب را همه دانش آموزان پيش دانشگاهي احساس به كرده اند عنوان مثال، مطلبي از فيزيك كه مي بايد بارها تكرار مي شد، پرسيده مي شد، امتحان گرفته مي شد و اطمينان حاصل مي شد كه آيا دانش آموزان واقعا فهميده اند يا نه در عرض حداكثر 20 دقيقه اشاره اي مي گرديد. يكي از موارد خاص مراكز پيش دانشگاهي، اصرار اين مراكز بر حضور دانش آموزان در طي ماه ارديبهشت بود كه به لحاظ نزديكي ايام كنكور مشكلاتي را براي دانش آموزان از جهت برنامه ريزي به وجود آورد. بختياري در اين باره مي گويد: تازه براي مطالعه دروس كنكور در ارديبهشت برنامه ريزي كرده بوديم كه به ما گفتند كلاسها ادامه دارند. رضايي ادامه مي دهد: من دانش آموز به كنكور نگاه كنم و يا به مدرسه بروم. دانش آموزان نظام قديم بعد از تعطيلات عيد به مدرسه نمي روند و خودشان را براي كنكور آماده مي كنند، ولي ما دانش آموزان آواره پيش دانشگاهي هيچ كاري انجام نداده ايم. يك پيشنهاد براي اين مورد، مي تواند آغاز زودتر سال تحصيلي براي دوره پيش دانشگاهي از اوائل شهريور ماه باشد، البته در صورتي كه با ترم تابستاني تداخلي وجود نيايد. در اين حالت، ترم اول در آذر ماه به پايان رسيده و ترم دوم از اواسط دي شروع و در اوائل ارديبهشت پايان مي يابد. و اما معلمان... عده اي از دانش آموزان ضعف بعضي از معلمان را در امر تدريس با توجه به تغيير كتابها و افزوده شدن مطالب جديد، از عوامل موثر در افت تحصيلي مي دانند. موسوي مي گويد: در كنار مشكلات كتابهاي درسي، وجودناتوانيهايي از طرف دبيران، مشكلات آموزشي را دو چندان مي كرد. صائبي راد نيز مي گويد: بعضي از معلماني كه طي سالهاي متوالي با اصول نظام قديم تدريس كرده اند، توانايي انطباق با شرايط نظام جديد را ندارند. نكته جالب آن كه، چند نفر از دانش آموزان به كم بودن حقوق معلمان با عنايت به سختي كار آنها بخصوص در دوره پيش دانشگاهي اشاره مي كردند. عالي نژادمي گويد: با توجه به جديد بودن بعضي از درسها و سطح دشواري آنها، مي ديديم كه دبيراني براي آن كه آماده به كلاس بيايند، چندين ساعت مطالعه مي كردند. رضايي ادامه مي دهد: اين دبيران حقوق و مزاياي يكساني در مقايسه با ديگران دريافت مي كنند در حالي كه مي توانند با تدريس در جاهاي ديگر وضعيت بهتري داشته باشند. در نهايت امكانات و شيرزاده تجهيزات درباره كمبود چشمگير امكانات و تجهيزات مي گويد: از ديگر مشكلات، عدم وجود امكانات كافي است. مثلا در ترم اول و دوم پيش آزمايشگاه دانشگاهي، زبان داشتيم، اما بخاطر اين كه وسايل آزمايشگاه زبان موجود نبود، ما در اين ساعتها بيكارمانديم و در عين حال دبيران مربوطه در امتحان آزمايشگاه زبان نهايت سرسختي را نشان دادند. عده اي ديگر از دانش آموزان نيز از كمبود تجهيزات آزمايشگاهي و كمبود امكانات آموزشي و ورزشي متناسب با اهداف نظام جديد شكايت دارند. صائبي راد موضوع را چنين خلاصه مي كند كه; به نظر مي رسد مي خواستند نظام را عوض كنند، با تغيير نام، و نه با تغيير امكانات. علي اكبرلو در خاتمه مي گويد: بعضي از معلمان مي گويند كه شما خطشكن هستيد و شما بايد راه را همواركنيد تا بقيه راحت باشند. به هر حال، به هر نحوي بود ما فارغ التحصيل شديم. خداوند يار و ياور آنهايي باشد كه تازه به اين نظام وارد شده و يا در ميانه راه هستند...