Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750518-3056S1

Date of Document: 1996-08-08

فرهنگ واژه هاي قرآن كريم به زبان انگليسي از ويژگيهاي انكارناپذير قرآن، جهان شمولي، فراگيري و حضور و حيات دايمي آن در ميان نسلهاي جاري و عصرهاي متوالي است و مخاطب قرآن نه قومي خاص ونه قبيله اي مخصوص و نه نژادي ويژه اند، بلكه روي سخن قرآن در عنواني عام وبي مرز زمان و مكان، توده هاي مردمند. تلاش در تبيين مفاهيم وحي در زبان فارسي وعربي به گونه اي گسترده صورت گرفته ولي اين تلاش در ساير زبانها كمتر به كار بسته شده است. بر اين اساس واحد تحقيقات و پژوهشهاي دفتر تبليغات اسلامي خراسان - بخش فرهنگ و معارف قرآني مشهد - تلاش در جهت تبيين مفاهيم واژگان قرآن به زبان انگليسي را در برنامه هاي تحقيقاتي خويش قرار داد كه بخشي از اهداف و روشهاي آن به وسيله خانم شهره شاهسوندي استاد زبان انگليسي در دانشكده ادبيات مشهد و مجري طرح به رشته تحرير درآمده است. زبان شناسي، علمي است كه زبان يا سيستم برقراري ارتباط بين انسانها رامطالعه مي كند. اهميت روزافزون اين علم در علوم و فنون مربوط با زبان، لزوم آشنايي با آن را دو چندان مي نمايد. از جمله فنون مرتبط با زبان شناسي، ترجمه است و مترجم ازآن جا كه دخيل در بررسي متن زبان مبدا و برگردان آن به زبان مقصد است، از اين قاعده مستثنا نيست. اهميت آگاهي او از اين علم و تئوريهاي ترجمه كه مبتني بر زبان شناسي است، امري نيست كه بتوان از آن چشم پوشي كرد. مترجم به مدد يافته هاي زبان شناسي، مي تواند ملاكهايي را براي خود تعيين نموده و از ضوابطي پيروي كند تا محصول تلاش او به گونه اي منسجم، در اختيار خوانندگانش قرار گيرد. بدين ترتيب، از ارائه اثر خويش، تنها بر اساس ذوق و سليقه خودداري كرده و رنگ و صبغه علمي بر اثر خويش مي زند. پيشرفت علوم زبان شناسي و ترجمه شناسي در غرب، مباحث علمي بسياري را در ترجمه متون مذهبي، مخصوصا انجيل، مطرح ساخته است، به گونه اي كه مباحث مطروحه سطوح مختلف زبان، واژگان، ارتباط دستوري، اجزاء ساختارها، معنا و پيام را دربرمي گيرد و اهميت توجه به آنها در انتقال معنا و پيام از زباني به زبان ديگر را روشن مي سازد. مجلات و فصلنامه هايي نيز بدين امر اختصاص يافته و شيوه ها ودشواريهاي موجود در برگردان انجيل مورد مداقه و بررسي قرار مي گيرد. متاسفانه نوپايي اين علوم در كشورهاي اسلامي و عدم توجه كافي به جنبه هاي كاربردي يافته هاي آنها موجب گرديده تا مباحث مطروحه در زبان شناسي و ترجمه شناسي، عملا محلي از اعراب در ترجمه قرآن نداشته باشد. بررسي اجمالي آثار ترجمه شده قرآني بوضوح اشكالهاي عمده اي را آشكار مي سازد كه ناشي از بي دقتي علمي در بررسي واژه ها و آيات قرآني در سطوح مختلف ترجمه است. چنين نقصاني در برگردان قرآن مجيد به زبانهاي ديگر، كه از لحاظ فرهنگي سنخيتي با اسلام و قرآن ندارند، مشكلات بيشتري را در سر راه درك قرآن به همراه مي آورد، زيرا مخاطبان فعلي قرآن كريم در اقصي نقاط عالم، فاقد اطلاعات پيش زمينه اي و فرا زباني هستند كه مسلمانان صدر اسلام و اعراب دوران جاهليت از آن برخوردار در بوده اند عصر جاهليت، فرهنگ غالب، بت پرستي وشرك بوده كه در اساس با فرهنگ وحدانيت و يگانه پرستي اسلام مغايرت دارد. اسلام با ظهور خود بسياري از آداب و سنن آن دوران را مردود شناخته و آنها را رد نمود، اما برخي از آنها را با تغيير و تطبيق بر فرهنگ اسلام پذيرفت. براي مثال مي توان از واژه هاي: جاهليت، مروت، موت، تسليم، تضرع، معروف و حيات نام برد. عدم اطلاع از شرايط تاريخي و جغرافيايي فرهنگي اعراب قبل و بعد از اسلام، موجب خواهد شد تا فضاي حاكم بر محيط، به خوبي ادراك نشود و در ترجمه منتقل نگردد. البته توجه به اين نكته ضروري است كه ترجمه تنها قرآن، با تكيه بر علم زبان شناسي و آگاهي از نظريات ترجمه عملا ممكن نيست و مترجمان آن بايد اطلاعات و آگاهي وسيعي در زبان عربي، تفسير، معارف قرآني، تاريخ اسلام و ساير اديان و همچنين زبان مقصد و ويژگيهاي آن داشته باشند، تا بتوانند به اين امر خطير دست يازند. از ديگر مسائل در زمينه ترجمه قرآن، برگردان آن به دست افرادي است كه خود مسلمان نبوده اند و طبيعي است كه درك آنان محدود به ديدگاه خاص خودبوده و نمي توانند آنچنا كه بايد و شايد، حق مطلب را ادا نمايند. در بررسي قرآنهاي ترجمه شده به دست غير مسلمانها رنگ و بوي مفاهيم و فرهنگ اديان ديگر، به خوبي مشهود است. تلاش در راه اشاعه فرهنگ و معارف اسلامي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، ما را برآن داشت تا با توجه به فقدان ترجمه اي دقيق از قرآن كريم در ممالك غيراسلامي، دست به پژوهش و تاليف فرهنگ واژه هاي قرآن كريم به زبان انگليسي بزنيم و به دلايل چندي اين امر راضروري دانسته و مي دانيم. تحقيق بر روي ترجمه هاي قرآن كريم و همچنين فرهنگهاي اصطلاحات اسلامي به زبان انگليسي، اين نكته را روشن ساخت كه مترجمان و يا مولفان در آثار خوداز دقت نظر كافي در معادل يابي برخوردار نبوده و به دلايل مختلف از ارائه معادل دقيق، عاجز بوده اند: عدم 1 آشنايي كافي با فرهنگ قرآن اسلام مسيحيت و... . عدم 2 آشنايي كافي با زبان انگليسي و عربي و ظرايف اين دو زبان. عدم 3 آشنايي كافي با زبان شناسي و نظريات جديد ترجمه شناسي و كاربردآن در ترجمه به صورت عملي. در 4 نظر نگرفتن وجوه معنايي متعدد واژه ها و آحاد معنايي هر واژه در مقايسه با معادل آن. انجام 5 برگردان متن به صورت فردي. از اين روي، در انجام اين طرح پژوهشي به نام فرهنگ واژه هاي قرآني همت گماشته شد. در تاليف فرهنگ واژه هاي قرآن با استفاده از منابع مختلف ( تفاسير، كتابهاي لغت، و... ) وجوه معنايي هر واژه (آحاد معنايي آن ) موارد كاربرد آن ( اسم، فعل، صفت... ) همايش آن با لغات ديگر در قرآن را مشخص نموده، سپس به معادل يابي در زبان انگليسي پرداخته مي شود. در زمينه معادل يابي، ذكر نكات زير ضروري است. براي واژه مورد نظر، ممكن است در زبان انگليسي: - 1 معادل مناسب وجود داشته باشد - 2 معادل مشخصي وجود نداشته باشد - 3 معادل موجود بار فرهنگي - مذهبي زبان مقصد را داشته و آن را القا نمايد. با توجه به هر يك از نكات فوق و همچنين با توجه به آحاد معنايي هر واژه، معادل مناسب آن انتخاب مي شود. معادل يابي براي واژه هاي گروه اول، مشكلي به همراه نخواهد داشت. گروه دوم واژه هاي قرآني آن دسته از لغات هستند كه معادل آنان در زبان مقصد وجود نداشته و به اصطلاح خلا واژگان وجود دارد. براي مقابله با اين خلا واژگان، اگر بخواهيم به توصيف و توضيح واژه ها متوسل شويم، چنانچه لغت از واژه هاي كليدي باشد و يا اين كه بسامد آن در قرآن زياد باشد، عملا با به كارگيري معادل چند كلمه اي به زيبايي و انسجام ترجمه لطمه خواهيم زد و اگر بدون در نظر گرفتن بار معنايي واژه، معادل نامناسبي انتخاب كنيم، يقينا دچار افت معنايي خواهيم شد. براي مثال مي توان واژه هاي الزكاه، الجهاد را نام برد. دراين زمينه يا بايد به جعل واژه در زبان مقصد اقدام نمود و يااز مكانيزمهاي ديگري براي انتقال معاني و مفاهيم واژه استفاده كرد; مثلا واژه الزكاه را مترجمان dueبه Poor و يا alms ترجمه كرده اند. اگر به آحاد معنايي واژه الزكاه دقت كنيم، متوجه مي شويم كه واژه هاي مذكور نمي توانند معادل مناسبي براي الزكاه باشند، زيرا فاقد آحاد معنايي آن هستند. از طرف ديگر، توضيحات ناقصي كه گاه از سوي مترجمان ارائه مي شود، خود باعث گمراهي خوانندگان مي گردد. گروه سوم از واژه هاي شامل قرآني، آن دسته از واژه هاست كه معادل آنها در فرهنگ انگليسي زبانان وجود دارد، اما داراي بار فرهنگي متفاوت با فرهنگ قرآن هستند. واژه هايي شهادت نظيربرزخ، وتوبه كه معادل آنها را عموما درانگليسي با بار فرهنگ مسيحيت به ترتيب; purgatoryrepentence; martyrdom قرارمي دهند. حال اگر به وجوه معنايي واژه برزخ در قرآن مراجعه كنيم، مي بينيم معناي آن معادل حايل، مانع، فاصله و عالم برزخ است. معادل عالم برزخ را درانگليسي، Purgatoryبعضي ذكر كرده اند: اين واژه در فرهنگ مسيحيت به مكاني اطلاق مي شود كه گناهكاران به خاطر معاصي خود، در آنجامجازات مي شوند. در حالي كه عالم برزخ اشاره به مكاني دارد كه همه انسانها پس از مرگ وارد آن شده و بسته به شيوه زندگي خود در دنيا پاداش داده شده، و يا مجازات خواهند شد. حال اگر Purgatoryواژه رامعادل عالم برزخ قرار دهيم به خاطر در نظر نگرفتن آحاد معنايي آن، افت معنايي خواهيم داشت. از سوي ديگر، پاره اي ازواژه هاي قرآن كه در آيات مختلف، داراي وجوه معنايي متفاوتي هستند، توسط بعضي مترجمان با عنايت به تنها يك وجه معنايي آن ترجمه گرديده است. از جمله مواردي كه در اين طرح مدنظر قرار مي گيرد، توجه به ابعاد معنايي يك واژه است. براي مثال واژه معروف در سوره احزابشيوه سخن گفتن مناسب در سوره بقره شايسته و پسنديده و درست وبا رعايت مقررات شرعي ودر حد متعارف و در سوره نساء معاشرتي كه از نظر مردان شناخته شده و بين آنان متداول است. آمده ولي مترجمان با عدم توجه با وجوه معنايي متفاوت واژه المعروف در قرآن مجيد، اكثرا به يك معنا honorable ترجمه كرده اند. honorable در فرهنگ لغت Webster به صورت زير آمده است: Worthy.:havinghonorable.. honored being rightof of sense a showing or by characterized, wrong or, integrity and honesty Bringing.. upright or owner the to honor, honor doing..doer with accompanied respect of marks همچنان كه مشاهده مي كنيم، عدم توجه به وجوه معنايي واژه مذكور و متن آيه اي كه اين واژه در آن استعمال گرديده است، موجب شده تا تقريبا در تمامي آيات اين واژه به يك معنا و با يك واژه بيان گردد. روش پژوهشي طرح در مرحله اول، ابتدا واژه هاي قرآن بر اساس معنا و اهميت آن در درك مفهوم آيه انتخاب مي شوند. لذا بسامد واژه، تاثيري در انتخاب آن ندارد. در اين مرحله از انتخاب كلمات ربط، حروف، كلمات استفهام و صورتهاي صرف شده فعلي در صورتي كه تغيير معنايي ايجاد نشود، خودداري مي گردد. پس از بررسي واژه هاي انتخابي در كتابهاي تفسير و لغت، تجزيه و تحليل آنها آغاز مي شود. وجوه معنايي هر واژه، آحاد معنايي، مشتقات، همايش آن با واژه هاي ديگر مشخص مي گردد. و اطلاعات لازم در مورد پيش تصورات موجود در واژه، معناي لغوي، معناي تلويحي، معناي ارجاعي، معناي همايشي، لغات مترادف و متضاد و... جمع آوري مي شود. در مرحله بعدي آحاد معنايي واژه ها با آحاد معنايي معادلهاي موجود آن در زبان انگليسي مقابله شده، چنانچه از گروه اول واژه ها باشد، طبعا مشكلي ايجاد نمي شود. در مورد گروههاي دوم و سوم نيز با توجه به روشهاي پيشرفته موجود در ترجمه شناسي، ترجمه و زبان شناسي نسبت به يافتن معادل آنها اقدام مي شود. در مورد هر واژه اطلاعات زيرارائه مي شود: - 1 خود واژه به زبان عربي; - 2 تلفظ واژه; - 3 نوع كلمه; - 4 معادل و يا معادل هاي آن همراه با شاهد و يا شواهدي ازقرآن كريم با ذكر سوره و آيه; - 5 همايش آن با كلمات ديگر; - 6 لغات مترادف و متضاد (در صورت موجود بودن ) برگرفته از فصلنامه پژوهشهاي قرآني