Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750518-3032S1

Date of Document: 1996-08-08

در راهروهاي دادگاه خانواده همسرم بيمار است نمي توانم با او زندگي كنم زن: همسرم بيماري روحي دارد، حالش دست خودش نيست، جلوي همه به من تهمت مي زند، ديگر نمي توانم با او زندگي كنم مرد: حاضر به طلاق نيستم، من نمي خواسته ام توهين كنم اگر چيزي گفته باشم دست خودم نبوده است يكي از شرايطي كه قانونگذار براي ازدواج هر زن ومرد پيش بيني كرده است، داشتن توانائي جسمي و رواني مي باشد تا طرفين علاوه بر تشكيل پيوندي هميشگي براي دستيابي به هدف هاي مورد نظر در زندگي مشترك از عهده انجام وظايف قانوني و عرفي زناشوئي برآيند. بديهي است براي دوام و قوام زندگي هر زن و شوهري برخورداري ايشان از سلامت روحي و جسمي لازم است. چنانچه به هر علتي يكي از آنها دچار برخي بيماريهاي جسمي و رواني شوند، ممكن است با بروز عوارض دروني در شخص بيمار و عوارض بيروني آن در رفتار و ارتباط وي با همسر و فرزندان، حلاوت كانون گرم خانواده به تلخي مبدل شود و نهاد خانواده را در معرض از هم پاشيدگي قرار دهد. - دادگاه عمومي... قاضي (خطاب به مرد ): شما با درخواست طلاق خانم موافق؟ هستيد مرد: خير، مگر بيماري من بايد باعث طلاق گرفتن؟ زنم باشد! چند وقت است ازدواج؟ كرده ايد نزديك سي سال. بچه؟ داريد بله. چند؟ تا (زن ):دو بچه، آقاي قاضي ايشان به من توهين كرده و تهمت دزدي زده است. هرگز از من عذرخواهي نكرده و مرا در ميان همسايه و فاميل خوار كرده است. من يكبار به دنيا ده مي آيم بار كه به دنيا نمي آيم. به من مي گويد مجبوري با من زندگي كني، همينه كه هست. (خطاب به زن ):به چه دليل مي خواهيد طلاق؟ بگيريد به خاطر تمام چيزهائي كه گفتم، به علاوه ايشان بيمار هستند. دخترم شاهد است به من تهمت دزدي مي زند. حالش دست خودش نيست. نوسان دارد. مي خواهيد به پزشكي قانوني معرفي؟ شوند بله معرفي شوند تا درستي يا نادرستي ادعاي من ثابت شود. خودشان هم قبول مداركي دارند هم هست. (خطاب به مرد ): پس شما با درخواست طلاق ايشان موافق؟ نيستيد خير. اظهاراتشان را؟ مي پذيريد خير. اينكه مي گويند، تهمت مي زنيد؟ چه خير. ايشان هميشه مورد احترام بوده اند. شما مي پذيريد كه بيمار؟ هستيد بله. حاضر هستيد برويد پزشكي قانوني و معاينه؟ شويد هرچه دادگاه تصميم بگيرد. در مورد اظهارات خانم چه؟ مي فرماييد تقريبا همان است كه بيان داشتند، ولي به اين شدت نيست. ايشان هم در زمان سلامتي و هم در زمان بيماري مراقب بنده بوده اند. پس؟ مي پذيريد بله، اما دست خودم نبوده است. ارادي نبود. فعلاهم حالم بهتر است. (خطاب به زن ): اگر از آقا بخواهيم كه از شماعذرخواهي كنند، تقاضايتان را پس؟ مي گيريد خير. عمرم را به پاي اين زندگي گذاشتم، مظلوم، ظالم بوجود مي آورد. گفتگوهاي طرفين پرونده فوق الذكر حاكي از آن است كه يك عارضه دروني در مرد كه مي تواند به دلايل مختلفي از جمله عدم توانايي تطبيق دادن خود با شرايط موجود و بطور اعم فشارهاي ناشي از زندگي شهري و تضادهاي ميان باورهاي شخصي و طرز تلقي افراد جامعه بوجود آمده باشد، موجب ناهنجاري در رفتار و گفتاراو شده كه ناخواسته زمينه پديد آمدن مشكلات و مسائل ديگري را فراهم كرده است، شدت مشكل به نحوي است كه همسر وي پس از يك دوره زندگي مشترك طولاني سرانجام اقدام به دادخواهي در دادگاه نموده است. البته اين كه در اين مدت زن و فرزندان وي توانسته اند ناملايمتي ها را تحمل كنند و به رغم ناخوشي ها زندگي در كنار يكديگر را بر جدائي و احتمالا طرد ترجيح داده اند، نشان از آن است كه سعي و اميد در بهبود وضع موجود داشته اند. اما تغييرات نامنظم و غيرقابل پيش بيني در روند بيماري مرد و بدبيني وي به همسرش به دفعات و در حضور اعضاي خانواده و خويشاوندان باعث مي شود كه علاوه بر تاثير منفي و نامطلوب بويژه بر روي فرزندان، در عمل رغبت اطرافيان را به حل موضوع بطور چشمگيري كاهش دهد. در چنين مواردي مناسب است پيش از آنكه بيماري تشديد شود با رضايت فرد بيمار وي را به پزشك يا روان شناس معرفي تا بيماري وي تحت نظارت و درمان قرار گيرد. در قوانين اساسي و مدني نهاد خانواده به عنوان كوچكترين واحد اجتماعي، مورد توجه بوده است. بر طبق قانون زن و شوهر مكلف هستند نسبت به يكديگرحسن معاشرت داشته باشند و رفتار شايسته براساس احترام به همديگر را در پيش گيرند. علاوه بر اين بايد با تقويت مباني خانواده، سعي در استحكام روابطميان اعضاي خانواده بنمايند. در اين باره تربيت فرزندان نيز مد نظر قانونگذار بوده است و زوجين را به توجه همه جانبه به اولاد ملزم كرده است. تحقق نظر قانونگذار مشروط به اين است كه زن و مرد از سلامت تن و روان بهره مند باشند به نحوي كه مانع از رسيدگي به امور خانواده نباشد. در مورد سوء معاشرت و رفتار ناشايست مرد صرف نظر از اينكه به گفته خودش غيرارادي بوده است، چون به صورت موثري زندگي زن و فرزندانش را دچار مشكلات اساسي و در معرض ناامني قرار داده است، ادامه زندگي به همين شكل و بدون اصلاح رفتار مرد و مهيا نبودن حداقل آرامش و ثبات، بسيار دشوار به نظر در مي آيد قانون مدني بيماري هر يك از طرفين عقد ازدواج (به غير از جنون دائمي يا ادواري ) در زمره موارد فسخ ازدواج يا طلاق نيست، به همين دليل پيش بيني شده است در صورتيكه ادامه زوجيت موجب عسر و حرج زن باشد، وي مي تواند با مراجعه به دادگاه تقاضاي طلاق كند و اگر عسر و حرج زن در دادگاه به اثبات برسد، دادگاه مرد را مجبور به طلاق مي كند. اينكه عسر و حرج مندرج در قانون شامل چه مواردي مي شود، تصريح نشده است و همين امر موجب شده است كه دادگاهها در تسري موارد مختلف به آن آزادي عمل بيشتري داشته باشند. حقوق دانان معتقدند كه سبب عسر و حرج بايد در زمان طرح دعوي باقي باشد و با توجه به عرف جامعه و شخصيت طرفين دادگاه تصميم بگيرد. دادگاهها معمولا زماني به صدور حكم طلاق در اين مورد مبادرت مي ورزند كه وضع موجود ميان طرفين قابل اصلاح نباشد. در اين پرونده ضمن اينكه زن حق قانوني براي طلاق خويش دارد و تا حدودي نيز به عدالت قضائي نزديك است، مي توان پيشنهاد كرد كه طرفين و بويژه مرد جهت رعايت حال فرزندان و همچنين از بين بردن خاطرات ناخوشايند گذشته يك بار ديگر با رفع تمام موانع و توافق بر شرايطي كه در پيشگيري از بروز و تشديد اختلافات موثر واقع شوند، فصلي نو را در زندگي خود آغاز كنند.