Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750516-2946S1

Date of Document: 1996-08-06

اطمينان كميته بين المللي المپيك از آمريكا سلب شد خداحافظ آتلانتا، سلام سيدني سامارانش: ما بايد درپي ساختن جهاني آرام تر باشيم آتلانتا - جهانگير كوثري -در صد سالگي المپيك كه شوق برانگيزترين گردهمايي قهرمانان پنج قاره جهان بيست است، و ششمين دوره بازيهاي المپيك بامداد ديروز در ورزشگاه المپيك شهرآتلانتا به پايان رسيد. كشور امريكا چشم به اين بازيها داشت. حضور كلينتون درمراسم افتتاحيه و خنده هاي رنگ دار اونشان از اهميت بازيها مي داد و سازمان سيا، اف. بي. آي و ديگر سازمانهاي امنيتي امريكا تلاش كردند كه اين دوره بدون حادثه اي به پايان برسد. سخت گيري درانجام مسائل امنيتي و حتي گاه پرخاشگري در آخر موثر نيافتاد و حادثه انفجاربمب در پارك المپيك شهر آتلانتا يك بار ديگر تمام برنامه ريزيهاي امنيتي را زير سئوال برد. اين بار ايالت متحده ازدرون ضربه خورد از جو نارضايتي پنهان وحركت مخفيانه چند سال اخير. نيروهاي مخالف از هر گروه و قشري كه باشند بر روند بازيها و امنيت تبليغ شده امريكا اثر گذاشتند. خوان آنتونيو سامارانش اگرچه درباره اين حادثه سكوت كرد، اما بر كل تشكيلات امنيتي امريكا شك برد و اطمينانش از آنها سلب شد. ويليام پورترپاينر رئيس كميته المپيك آمريكا و مسئول برگزاري بازيهااز اين حادثه به خشم آمد اما قادر نبودقبل از مسئولين امنيتي امريكا اظهارنظركند. تحقيقات انجام شده به آنجا رسيدكه يك نيروي امنيتي دستگير و به بازجويي برده شد. از خانه او مداركي بدست آمد، اما هنوز اتهام آنها ثابت نشده است. گروههاي مخالفي كه موردسوءظن واقع شده اند، از اين همه قانون زور و پليس بازي به جوش آمده اند، آنهااعتقاد دارند ما از اروپا كوچ كرده ايم تا از قانون زور فرار كنيم، ما آمريكا را ساختيم كه آزاد بمانيم اما امروز با سخت ترين قانون زور روبرو هستيم. آنها در زمان برگزاري بازيها خشم خود را نشان دادند، اما با چه هدف و براي كدام قصد رضايت مند و ؟ سودمندي حادثه انفجار بمب در پارك المپيك آتلانتا يك بار ديگر نشان داد كه ورزش پديده اي جوشيده از درون سياست است، وگرنه ميزبان اين اندازه با سياست به تبليغ براي ورزشكاران خود نمي پرداخت و براي حس برتري جويي در ورزش حق ديگران را پايمال نمي كرد. شايد اينگونه سخن گفتن كمي تكراري و ملال آور باشد اما تا در بطن رفتار عملي اين سوي قاره جهان قرار نگيريد متوجه اجحاف و قلدري امريكا نمي شويد. براي اثبات اين فرضيه و يا بهتر بگوئيم واقعيت به قضيه كشتي عباس جديدي با كرت آنجل امريكايي مي توان اشاره كرد. خواندن آوازهاي تهييج برانگيز، خواندن افتخارات قهرمان خودي، تحريك تماشاگران و هزاران مسئله ديگر كه همه آنها را بديهي و طبيعي مي دانيم به گفته اكثر كارشناسان و روزنامه نگاران جديدي قهرمان بلامنازع اين المپيك است همانگونه كه رسول خادم پهلوان نجيب ايران بود. اگر حريف فينال رسول هم امريكايي بود، شكل اجراي مسئله بسيار تفاوت پيدا مي كرد، امريكايي ها دوست داشتندرسول حريف روس را نبرد كه پهلوان ما آن را مي برد. وحشت امريكايي ها از عدم دسترسي به مقام قهرماني بود. اين براي فدراسيون كشتي و سازمان ورزش امريكا بسيار گران تمام مي شد كه در خانه خود قهرمان نشود. حال با چه شيوه و توسل يافتن به چه؟ حربه اي مدال طلاي رسول خادم در قلب امريكا ارزشي داشت كه بعدها تاريخ از آن بعنوان يك حادثه بزرگ ياد خواهد كرد. يادمان باشد كه مرحوم تختي و امامعلي حبيبي در ملبورن طلا گرفتند، موحد در مكزيكو، اما رسول در امريكا و در شرايطي كه تنها قدرت ايمان مي توانست به تمام توطئه ها پايان ببخشد و عاطفه ها را بيدار كند. يك خبرنگار اهل روسيه به من گفت: او قهرمان مي شود، چون با مغزو قلبش كشتي مي گيرد. حرف كمي نيست اگر رسول را از نزديك بشناسي و اگر از درون صافي دل و روحش او را بيابي، او در آتلانتاغمخوار كشتي گيراني بود كه شكست مي خوردند. اگر دلداريهاي او نبود، غم شكست بچه هاي ما را از پاي درمي آورد. او تاريخ را براي ما زنده كرد، نام او بعنوان پنجمين قهرمان طلايي المپيك ايران در تاريخ ثبت شد. المپيك بيست و ششم بيشترين شركت كننده را داشت. امريكا تلاش زيادي كرد تا با فشار بر روي كشورهاي كوچك و فقيرآنها را وادار به حضور در المپيك نمايد. براي پيشتازي درربودن مدالها به هروسيله اي متوسل شده بود، تمام قهرمانان حرفه اي بيسبال، بسكتبال، بوكس، تنيس و ديگر رشته ها را به ميدان آورده بود تا از مدالهاي طلا بي بهره نشود. بدون هيچگونه حساسيتي بايد بگويم كه تا به امروز سابقه نداشته رسانه هاي يك كشور ميزبان به ويژه تلويزيون اين اندازه يكطرفه، با هدف و ناجوانمردانه برنامه ها را ضبط كند، برنامه هاي تلويزيون امريكا و شبكه بازيها تنها يك برنامه صرف تبليغاتي بود كه روحيه حريفان را خرد كند و از قهرمانان خود غولهاي كاغذي بسازد. بااين همه اگر مجموع مدالهاي كشور ميزبان با ايران و كره شمالي و با كوبا را با درنظر گرفتن نسبت شركت كنندگانشان متوجه مي شويد بسنجند، كه نزديك به صد مدال طلا، نقره و برنز امريكا كار بزرگي نبوده، آنها بسيج شده بودند كه قهرمان اين دوره شوند و از سوي ديگر اگر مجموع مدالهاي كشورهاي تازه استقلال يافته را با روسيه جمع كنيد متوجه مي شويد از مدالهاي امريكا بيشتر است. دراينسوي مرزكه چندين هفته زندگي كرديم ورزش از عموميت خاصي بهره مند است وبه گونه اي ورزش را امريكايي ها شناخته اند و به اهداف آن پيوسته اند. مراسم اختتاميه بيست و ششمين دوره بازيهاي المپيك با استقبالي كه در افتتاحيه از آن برخوردار بود، روبرو نشد. در اين مراسم ابتدا ويليام پورتر رئيس برگزاري بازيها گفت: هرگز تاريخ قبل از اين چنين بازيهايي را به ياد نياورده است. سپس سامارانش گفت ما بايد در پي ساختن جهاني آرامتر باشيم تا اينكه ريشه تروريسم بكلي قطع شود. در مراسم اختتام پرچم بازيهاي المپيك از سوي شهردار آتلانتا به شهردار سيدني ميزبان المپيك بيست و هفتم تحويل داده شد.