Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750516-2894S1

Date of Document: 1996-08-06

با شتاب مي آيند، سالي يك ميليون نفر! نوسازي مدارس به سود همه است با افزايش تراكم دانش آموزان در فضاي كلاس ازدامنه توجه آموزگار به تحولات فردي دانش آموزان كاسته شده و نمي تواند عقبافتادگي آنان را شناسايي وجبران كند. برآوردهاي دقيق كارشناسي نشان مي دهد كه به دلايل گوناگون از جمله رشد سريع جمعيت دانش آموزي كشور، ادامه اداره نظام آموزش و پرورش به تنهايي از سوي دولت، ممكن نيست. اما گفت و گو با مردم گواه آن است كه آنان، در تقاضاي دولت مبني بر مشاركت مردمي در امر آموزش عمومي، گونه اي فرار از بار مسئوليت را مي بينند. با اين همه، متاسفانه واقعيت چيز ديگري است. واقعيت شايد تلخ اين است كه با توجه به نياز تمام بخشهاي كشور اعم از اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي... به، تزريق، فوري و كلان اعتبارات، دولت ديگر به تنهايي به اداره تمام امور اعم از آموزش، دفاع، سرمايه گذاري عمراني، بهداشت عمومي، تامين اجتماعي... كه، هريك صدها ميليارد ريال اعتبار سالانه مي طلبند، قادر نيست. دير يا زود، همه بايد باور كنيم كه مقوله دولت چيزي جدا از كل پيكره كشور نيست و نمي توان در رفع هر نابساماني تنها اقدامات عملي دولت را انتظار كشيد. از دولت نيز ايفاي تمام عيار تعهدات درسياستگذاري و جهت دهي درست به روندها، بهره وري كامل و بهينه از اعتبارات موجود، اخذ ماليات حقه طبقات مرفه و پردرامد تا مرز تامين كامل هزينه ها از محل درآمد مالياتي، و سرانجام گفتن همه واقعيت به مردم، حداقل انتظار است. وارد حياط مدرسه شد. دست خودش نبود. هر وقت ازخانه بيرون مي آمد، احساس دلتنگي و كسلي به او دست مي داد. خانه آنها با مدرسه چندان فاصله نداشت; اما نمي دانست چرا هر بار كه به مدرسه نزديك مي شود، خستگي به او روي مي آورد. مدرسه اي با ديوارهاي زمخت، در آهنين با گل بته هاي ناشيانه و سرانجام خدمتگزاري خسته و پير زنگ كلاس خورد. در آهنين با صداي غژغژي خشن بسته شد. احساس زنداني بودن مي كرد. مدرسه با تمامي كلاس ها، آدم ها و محيطش او را آزرده خاطر مي كرد. بچه ها در صفي مرتب به سوي كلاس ها راه افتادند. بشكه اي سياهرنگ با دهانه اي كج و معوج كنار در ورودي راهرو به او چشم غره مي رفت. همشاگرديها هنگام گذر تنه اي به او زدند. اما او همچنان درگير خود بود. يكي از دوستانش با دست ضربه اي به شانه اش زد، و او، تنها به لبخندي بسنده كرد. خميازه اي كشيد. احساس خستگي مي كرد. راهروي تنگ و باريك با همان فضاي نمور و سرد دوباره جلو چشمانش ظاهر شد، با بي ميلي از پله ها بالا رفت. سالها بود كه نرده آهني رنگ درست و حسابي به خود نديده بود. سر و صداها كم كم داخل راهرو فروكش كرد. در شكسته چوبي كلاس را باز كرد. در ناله اي كرد و از سر و صداافتاد، معلم با همان چهره گرفته روي صندلي آهني نشسته بود. همانطور با چشمان خيره به او نگاه كرد. دستش را به علامت اجازه بالا برد و به سوي نيمكت رنگ و رو رفته اي سريد. معلم همچنان مي گفت. دانش آموزان با خستگي به تخته سياه كج و معوج خيره شده بودند. صداهاي اطراف كم كم محو مي شد. دوبار دستش را براي جلوگيري از خميازه مقابل دهانش برد. خستگي امانش را بريده بود. دوستش سقلمه اي به او زد، كلاس با حجم سنگيني روي سرش مي چرخيد: نيمكت ها، آدم ها كتابهاي پاره و پوره، معلم با همان صداي بلند و حرفهاي تكراري، تخته سياه كج ومعوج، اصلا نفهميد چي؟ شد! خانه اول! مدرسه محيطي است كه كودكان و نوجوانان در آن حضور مستمري دارند; تا آن حد كه مي توان گفت مدرسه خانه دوم و حتي اول دانش آموزان محسوب مي شود/18 50ميليون نفر دانش آموز بخش اصلي اوقات خود را در مدارس صرف مي كنند، حتي در منزل نيز حضور آنها چنين متمركز نيست. بنابراين محيط مدرسه با تمامي اشياء و ابزارهاي آن بايد فضايي نشاطآور و جذاب باشد تا هريك از دانش آموزان هنگامي كه به مدرسه راهي مي شوند، احساس خوشايند داشته باشند. اگر اين محيط از نظر فضا، زيبايي مكان و ساير عواملي كه مي تواند در كشش دانش آموزان موثر باشد، دچاركاستي و در برخي موارد آسيب ديدگي و فرسودگي چه باشد، بسا تمامي تلاش هاي آموزشي نهادهاي آموزش و پرورش و زحمات كادرهاي آموزشي به هدر رود. شكستگي ميز و نيمكت ها، فروريختگي سقف و گچ ديوارها، شكستگي شيشه ها و پنجره ها، كثيف بودن ديوارها، تهي بودن آزمايشگاهها و كتابخانه ها و... از مواردي است كه متاسفانه در طول سال تحصيلي گريبانگير بخش مهمي از فضاهاي آموزشي كشور است. به راستي چاره؟ چيست آيا باز بايد تمامي خسارات وارده از سوي دانش آموزان به فضاهاي آموزشي را نهادرسمي آموزش و پرورش تقبل؟ كند والدين و مردم چه نقشي در اين مشاركت ها؟ دارند چگونه مي توان از /18 5والدين ميليون دانش آموز در بهينه سازي فضاهاي آموزشي بهره؟ جست كافي است به آمارهايي چند شتابزده نگاهي بيافكنيم. از يك جلد تا.. اگر والدين هريك از دانش آموزان تنها هزار ريال به امر بهسازي مدارس اختصاص دهند مبلغي در /1 9حدود ميليارد تومان براي فضاهاي آموزشي فراهم خواهد شد. حتي اگر براي تجهيز كتابخانه هاي مدارس هر دانش آموزي يك كتاب هديه كند /18 5حدود ميليون جلد كتاب به موجودي كتابخانه ها افزوده خواهد شد. به راستي چرا ما از اين خزانه هاي مردمي؟ بهره نمي گيريم چه عواملي در كاهش مشاركت هاي مردمي؟ دخيل است شايد تصور اين كه پرمخاطبترين نهاد مردمي درجامعه با كمبود 50 درصدي بودجه دولتي روبرو است كمي شگفت آور باشد. وزارتخانه اي كه در سال جاري طبق ارزيابي كارشناسان آموزشي بايد 1000 ميليارد تومان بودجه براي آن منظور شود تنها 523 ميليارد تومان بودجه اختصاص داده شده؟ است البته اين انتظار كه ثروتمندان مي توانند كاستي بودجه آموزشي كشور را تامين كنند، شايد يك آرزوي دست نيافتني باشد; اما نبايد از كمكهاي مردمي نااميد بود. هركس به اندازه توان مي تواند اين نهاد آموزشي را ياري دهد. اگر تا ديروز دلارهاي نفتي كمك رسان وزارتخانه عظيم آموزش و پرورش بود، حالا بايد دسترنج اين ملت شريف حمايت كننده آن باشد; وگرنه زياني كه از آن نصيب مردم خواهد شد، قابل جبران نيست، و تازه اگر لطمه اي بخورد، چه كسي از اين ميان خسارت مي بيند به جز فرزندان؟ ما با هر زمينه اي پيداست كه با اين جمعيت دانش آموزي، ديگر اداره تمام عيار نظام آموزشي از سوي دولت به تنهايي، ممكن نيست. آموزش و انفجار جمعيت كارشناسان بر اين باورند كه رشد سريع جمعيت بعد ازپيروزي انقلاب اسلامي، نه تنها جامعه را از نظر برنامه ريزيهاي اقتصادي - اجتماعي به دشواري افكنده، بلكه زمينه را براي بلعيدن تمامي بودجه ها براي آموزش صرف كودكان و نوجوانان فراهم آورده است. ما نيز همچون ساير كشورهاي جهان سوم، قرباني انفجارجمعيت شده ايم. پيدا كردن امكانات /7 5براي ميليون دانش آموز در سالهاي آغازين انقلاب اسلامي تاب وتوان را از وزارتخانه آموزش و پرورش مي گرفت، حالا اداره يك /18 5جامعه ميليون نفري با تمامي نيازهاي آموزشي تواني مي طلبد كه در اختيار دولت نيست ونمي توان دولت را با اين همه مشكلات و كاستي ها تنها گذاشت. كمك از هر چيزي مي تواند شروع شود: از ارائه يك قالب آجر براي بازسازي مدرسه گرفته تا ساخت يك مدرسه شهري يا روستايي. يك كارشناس آموزشي با اشاره به فعاليت هاي بهسازي مدارس و اهميت آن در روندآموزش مي گويد: استهلاك ساختمان هاي آموزشي، سريع تر از ساير فضاهاي اداري و خدماتي اتفاق مي افتد. افرادي كه از اين فضاها استفاده مي كنند با توجه به فيزيك و روند رشد جسمي با ديگران تفاوت چشمگيري بنابراين دارند بهسازي ساليانه و تعميرات مستمر فيزيكي در فضاهاي آموزشي و تجهيزات جانبي، ضروري است. به عنوان مثال مدرسه اي كه دو سال متوالي رنگ آميزي نشده، با يك ساختمان اداري كه به همين مدت ازرنگ آميزي آن مي گذرد، قابل مقايسه نيست. وي مي افزايد: تاكنون از مشاركت هاي مردمي اولياء دانش آموزان فقط در مسائل مالي استفاده شده، حال آنكه بسياري ازوالدين مشاركت هاي غيرمالي را با رغبت بيشتري مي پذيرند. مثلا مدير مدرسه مي تواند اولياء را در صنف هاي مختلف شناسايي و با توجه به تخصص هريك، آنان را در امر بهسازي مدارس شريك كند. در بهسازي علاوه مدارس، بر ظاهر بايد فيزيكي، به برخي از فعاليت هاي آموزش نيزتوجه كرد. به طور نمونه مي توان به گردگيري آزمايشگاهها و كارگاههاي آموزش مدارس پرداخت، مدير مدرسه اي را سراغ دارم كه توانسته با همياري مادران دانش آموزان در يك اقدام مشاركتي، كليه طرح ها و نمودارهاي درس زيست شناسي را به صورت گلدوزي و خياطي در قالب پوسترهاي آزمايشگاهي تهيه كند. هر سال يك ميليون نفرآمارها حاكي است كه طي سالهاي 57 تا 67 نظام آموزشي با رشد سالانه 6 درصد پسران و 10 درصد دختران دانش آموز روبه گسترش بوده است. بدين ترتيب هر سال يك ميليون نفر به مجموعه دانش آموزان كشور افزوده شده حال آنكه حتي نصف اين رقم نيز خروجي نداشته ايم. در كنار اين رشد كمي، آموزش و پرورش نيز نيروي انساني آموزشي خود را از 350 هزار نفر به يك ميليون نفر افزايش داده اما با اين حال براي دستيابي به استانداردهاي جهاني آموزشي، هنوز راهي طولاني در پيش است. ادامه دارد