Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750507-2357S1

Date of Document: 1996-07-28

سيماي تهران دهه 60 روستاي مجلل شهر فلاحتي تهران در دهه 60 از فضاي سبز و بوستان حتي به اندازه نيمه كافي نيز بي بهره بود. درسالهاي پاياني دهه 60 مشخصه هواي تهران چنين بود: درنقاط جنوبي و مركزي شهر، دود و گازئيل آلوده به هوا و در شمال شهر، هواي آلوده به دود گازوئيل. يك استاد دانشگاه: دشواري هاو نابسامانيهاي اجتماعي درشهرهايي كه رشدساليانه آنها بيش درصداست پيامدهاي 6از نامطلوبي دارد كه مهمترين آنها اختلال در برنامه ريزي است. تهران! شهر يا ابر روستايي مجلل، باجمعيتي روزافزون و در معرض تهران انفجار امروز بزرگترين شهر ايران و يكي ازكلان شهرهاي جهان و در زمره 20 شهر بزرگ دنيا محسوب مي شود. مهاجرت بي رويه از تمام نقاط كشور به اين منطقه، تهران را دچار معضلاتي كرده بود كه آن را ازبرخورداري مشخصه هاي حتي يك شهر - چه رسد به پايتخت! - دور ساخته و به ابر روستايي كمابيش مجلل تبديل كرده بود. بيشترمعضلات تهران زماني آغاز يا دست كم آشكار شد كه مهاجرتهاي بي رويه به آن، به دليل متعدد شدن صورت گرفت و اين مساله هر روز حادتر شد; به گونه اي كه با عدم اقدام موثر و برخي به موقع، معضلات تهران حتي اكنون نيزنهادينه شده است. در پي اين مهاجرتها بود كه رشد و تكامل و حتي گسترش شهر تهران سير طبيعي خود را ازدست داد و ناخواسته در مسيري افتاد كه رهايي از آن اكنون حتي در تصورها نيز نمي گنجيد. تهران در سالهاي امكانات دهه 60 متناسب با جمعيت ساكن در خود رانداشت و همين مساله موجب بروز پيامدهاي منفي شد. در هوايي كاملا آلوده، كمبود وسايل حمل و نقل محسوس بود. فضاهاي آموزشي، فرهنگي و تفريحي تكافوي مردم رانداشت و... تهران غيرقابل سكونت تشخيص داده شد. با اين حال، روند مهاجرت به تهران همچنان شتابان و نه چندان آهنگين، ادامه يافت. تهران در اين اوضاع به مرز مرگ خود رسيد و بسياري از ادامه حيات آن درميان مدت دست شستند. تهراني كه به ييلاق هزار قنات با بيدهاي تنومندش شهرت داشت در سالهاي 1360 به منطقه اي آلوده مبدل شده بود. شهري كه مي توانست يكي از شهرهاي سالم، خوش آبوهوا و زيباي دنيا باشد تا پيش از آغازدهه 70 به ابر روستايي مجلل تبديل شده بود. ابر روستاي تهران تهران كه روزگاري از مناطق ييلاقي و خوش آبوهوا به شمار مي رفت، در مدت كوتاهي به شهري بي دروپيكر و بي هويت تبديل شد. در اين تهران مدت، عملا به هيات سرزميني متراكم با ويژگيهاي قومي و فرهنگي گوناگون درآمد و طبعا معضلات و كاستي هاي بسياري را به چشم ديد. حركت با تمام سرعت. مرادي -كارشناس ارشد مركزمطالعات و برنامه ريزي شهرداري تهران مي گويد: تهران ازنظر مساحت و جمعيت به طرز چشم گيري گسترش يافته است. فقط از سال 1330 تاكنون روند گسترش فيزيكي تهران نسبت به شهرهاي اروپا 80 برابر بوده است. براساس آمارهاي موجود طي سالهاي 1270 تا 1373 جمعيت تهران از 160 هزار نفر /6 7به ميليون نفر افزايش يافت و مساحت آن /23 4از كيلومتر مربع به 700 كيلومترمربع رسيد. بي شك مهاجرت به تهران بي دليل نبود. نتايج بررسي هاي به عمل آمده توسط مركز مطالعات و برنامه ريزي شهرداري تهران دراين باره نشان مي دهد عمده ترين دليل تمركز و رشد سريع جمعيت در تهران و مناطق اطراف آن، واقع شدن بخش قابل توجهي از صنايع، امكانات اشتغال، خدمات عمومي در سطح ملي و سرانجام خدمات آموزشي، بهداشتي، تفريحي در شهر تهران است. مركزيت يافتن اداري و سياسي كشور در تهران عامل اصلي اين تمركز و تراكم ثروت و امكانات به شمار مي آيد. علاوه تمركز براين، بخش عمده اي از توليدات و خدمات در تهران را مي توان از ديگر علل عمده رشد جمعيت و مهاجرت به اين منطقه دانست. همه چيز اينجاست بنابر اطلاعات طرح جامع تهران درسال 1345 حدود يك سوم توليد ناخالص ملي در اين شهر ايجاد شده است. در سال 1371 حدود 6 درصد از ارزش افزوده بخش معدن 34 درصد ارزش افزوده كارگاههاي بزرگ صنعتي 33 درصد ارزش افزوده خدمات غيرصنعتي و 39 درصد تشكيل سرمايه در استان تهران تمركز يافته بود و گذشته از آن اين شهر به عنوان بزرگترين مركز توزيع محصولات و توليدات داخلي و خارجي در كشور سهم تعيين كننده در اقتصاد كشور باتوجه دارد به اين شاخص ها، البته هنوز هم تهران مي تواند جاذب جمعيت جوياي كار ساير نقاط كشور باشد و مهاجرت به آن، هنوز يكسره متوقف نشده است. حسين امدادي -مهندس شهرسازي دراين باره مي گويد: به لحاظ رشد تامين جمعيت، تاسيسات و تجهيزات و خدمات مورد نياز اين جمعيت هيچ گاه در اين منطقه ممكن نشد و در طول سالهاي گذشته كمبودهاي گسترده اي به وجود برخي آمد از اين مشكلات به حدي ريشه اي شده است كه در يك دوره كوتاه مدت قابل حل نخواهدبود. گروهي براين باورند كه ازجمله درگيري كشور با جنگ تحميلي و نيز عدم پرداخت عوارض شهرنشيني موجب شد تا امكانات و تاسيسات شهري كافي به وجود نيايد. تراكم، دگرگوني هاي ژرف. غلامعباس توسلي -. استاددانشگاه در رشته جامعه شناسي و رئيس انجمن جامعه شناسان ايران مي گويد: افزايش جمعيت با گستره و سرعتي مثال زدني، دگرگوني هاي ژرفي را در محيطهاي اجتماعي به بار آورد. تردد، تعامل و تنش ها افزايش يافت و به پاره اي روشهاي ويژه زندگي شهري و پيامدهاي اجتماعي ناشي از آن، دامن زده شد. متوسط نرخ رشد ساليانه جمعيت شهرهاي ايران بويژه تهران، بسيار بالاتر از متوسط نرخ جهاني است و به ساليانه بيش از 6 درصدمي رسد. او مي افزايد: دشواري ها و نابسامانيهاي اجتماعي در شهرهايي كه رشد ساليانه آنها بيش از 6 درصد است پيامدهاي نامطلوبي دارد كه مهمترين آنها اختلال در برنامه ريزي شهري است. پيامدهايي چون افزايش سطح مصرف، بيكاري آشكار و پنهان، اشتغال كاذب، رشد و گسترش آسيبهاي اجتماعي در محيط شهري، افزايش انحراف ها و جرايم در محيطهاي مهاجرپذير و توسعه حاشيه نشيني، روند برنامه ريزي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي را در تهران مختل و آن را به كلافي سردرگم تبديل كرده است. به گفته دكتر توسلي، تمامي اين عوامل در مجموع موجب شد بسياري از پديده ها كاركرد خود را از دست بدهند. در اين ميان، نظام ترابري بار ومسافر كاملا ناكارا و فلج شد. علاوه بر كمبود معابر، نبود وسايل نقليه عمومي به اندازه كافي، وضعيت استثنايي را در تهران به وجود آورد; به طوري كه با وجود تمام اقدامات و سرمايه گذاريهاي سالهاي اخير، اتوبوس ها و ميني بوس هاي تهران همواره بسيار بيش از ظرفيت مجاز خود مسافر حمل مي كنند و اين به دليل شيب قابل توجه جهت شمال به جنوب و همچنين راه بندانهاي طولاني، موجب استهلاك سريعتر اين وسايل نقليه شده است. از آن گذشته، تاكسي ها نيز برخلاف عرف رايج جهاني به صورت اتوبوسهاي كوچك عمل كرده و عموما با ظرفيت كامل مسافر، در مسيرهاي كوتاه و مشخص رفت و آمد مي كنند. هريك در نقش ديگري. سيدجمال هاشمي عربي -. مدير عامل تاكسيراني تهران مي گويد: اتوبوس ها به جاي مترو، ميني بوس ها به جاي اتوبوس و تاكسي ها به جاي ميني بوس عمل مي كنند. سنگيني ترافيك خودروها در خيابانها نيزوحشتناك شد. سفرهاي درون شهري درزمانهاي طولاني تري انجام گرفت. ترافيك آنچنان پيچيده و معضل آفرين شد كه نمونه اي را جز خود متصور نبود. ترافيك تهران، تنها مثل ترافيك تهران بود. فرسودگي خودروها در كنار ناكافي بودن معابر عمومي خود برابعاد مساله و بروز انواع آلودگي هاي صدا و هوا افزود و به اين ترتيب، عالي ترين و شفاف ترين نشانه تهران، ترافيك سنگين و آلودگي شديد هوا شد. حدود 83 درصد از خودروها در تهران بيش از 7 سال و 61 درصد بيش از سال 15 عمر دارند. اين فرسودگي و تكنولوژي پائين موتورهاي مورد استفاده، يكي از عمده ترين علل ايجاد آلودگي در هواي تهران ارزيابي مي شود. هواي گازوئيلي در سالهاي پاياني دهه 60 مشخصه هواي تهران چنين بود: در نقاط جنوبي ومركزي شهر، دود گازوئيل آلوده به هوا و در شمال شهر، هواي آلوده به دودگازوئيل. تهراني كه در روزگاري نه چندان دور به داشتن هواي لطيف خود در مي باليد، اين سالها به جهنمي از دود و آلودگي ها مبدل شد. آلاينده هاي هوا 3 تا 7 برابر حد مجاز اعلام شده توسط سازمان بهداشت جهاني بود: دي اكسيد گوگرد حدود 2 برابر حد مجاز و سرب بين 3 تا 7 برابر. تا يك ميليون چاه! علاوه براينها، تهران در آن سالها از داشتن يكي از نيازهاي اصلي خود يعني شبكه جمع آوري فاضلاب، بي بهره بود. بيش از 90 درصد از فاضلابهاي صنعتي و بيمارستاني اين شهر ازطريق چاههاي جذبي به داخل زمين و يا آبهاي زيرزميني دفع مي شد. دفع مداوم فاضلاب از آبهاي زيرزميني استخراج شده، باعث بالا آمدن تدريجي سطح آبهاي زيرزميني تهران واكنون به يكي از مشكلات جدي آن تبديل شده است: شهري بنا شده بر يك ميليون چاه فاضلاب! همچنين، علاوه بر ناكافي بودن فضاهاي فرهنگي و ورزشي، هر روز بر ميزان زباله ها افزوده مي شد و ساز و كار مناسبي نيز براي جمع آوري و دفع آنها بوي وجودنداشت تعفن ناشي از انباشت زباله ها، تمام نقاط تهران را اشغال كرده بود. تهران در آن سالها فضاي سبز وبوستان حتي به اندازه نيمه كافي نيز نداشت. شايد چيزي به نام فضاي سبز درقاموس تفكر مردم نمي گنجيد و در مقايسه با ديگر مشكلات، اين امر اندكي لوكس نيزمي نمود. همين مساله موجب بروزناهنجاريهاي فرهنگي و اجتماعي شده بود. اكبر - م. مي گويد: آن روزها درجواديه زندگي مي كردم. در محله ما بوستان نبودو بچه هاي محل براي گذران اوقات فراغت، بعضي وقتها به بوستان ملت مي رفتند. همين رفتنها موجب مي شد تا تبعيض ها و اختلافات طبقاتي آشكارتر شود. بعضي از آنها دچار آشوب فكري مي شدند. علاوه برهمه اينها، صنايع مزاحم در تهران نيز بيشتر آلاينده بودند تا توليدي. براين عوامل، وجود واحدهاي صنفي بيش ازحد را بايد افزود. افزايش بي رويه واحدهاي صنفي چهره عمومي تهران را زشت شهر كرد به فروشگاهي عظيم مبدل شده بود. در يك كوچه به طول 200 متري مشاهده مي شد كه 3 مغازه خواربارفروشي و حتي بيشتر وجود داشت كه در عمل هريك از آنها خود يكي از دلايل گراني هنوز بودند كمبود فضاي سبز در تهران به چشم مي خورد. باوجود تلاشهاي گسترده شهرداري تهران طي سالهاي اخير در حال حاضر مجموع فضاي سبز عمومي شهر تهران 154 ميليون مترمربع است و سرانه فضاي سبز براي هر شهروند به 23 مترمربع مي رسد. باتوجه به سرانه مطلوب فضاي سبز براي هر نفريعني 30 مترمربع بايد 47 ميليون مترمربع فضاي سبز عمومي ديگر در شهر احداث شود. به هرحال كمبود بوستانهاي عمومي نيز از مواردي است كه در تهران بويژه در شهركهاي تازه ساخت هنوز هم محسوس است. ادامه دارد