Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750504-2189S1

Date of Document: 1996-07-25

چه بايد؟ كرد بهداشت رواني جامعه شهري در گفت وگو با دكتر محمود دژكام - قسمت آخر اشاره بهداشت رواني جامعه شهري وچگونگي مقابله با فشارهاي اجتماعي - رواني زندگي درشهرهاي امروزي، موضوع گفت و گو ما با دكتر محمود دژكام استاد روانشناسي دانشگاه شهيد بهشتي است كه تاكنون دو قسمت آن از نظرتان گذشته است. امروز در آخرين بخش اين بحث روشها و راه حلهاي مواجهه با فشارهاي رواني موردبحث قرار گرفته است. آقاي دكتر، آيا مي توان براي مقابله با استرس امتحان فرمولي ارائه؟ كرد خانواده زادگاه همه زادگاه چيزماست انديشه، طرز طرز تفكر، ارزيابي، طرز ديدن طرز جهان، ارزش گذاري. درخانواده هايي كه اينكه كودكان در زمان امتحان مضطرب مي شوند به يقين مي گوييم اين اضطراب اضطرابي است كه خانواده در كودك بوجود مي آورد. كودكي كه براي امتحان علوم از خانه خارج مي شود در واقع براي امتحان علوم بيرون نرفته، شخصيت خود را مورد آزمايش قرار داده. همه چيز در گرو اين امتحان است. ذهنيتي كه در آن جلسه مطرح است اين است كه شخص فقط با سوالات علوم روبرو نيست. اين سوالات ميراث فرهنگي خانواده است كه از طريق خانواده به ارث رسيده و برخي اوقات به شكل زيركانه به كودك منتقل شده است. عزت و شرافت و مقبوليت بچه در گرو گذراندن آن امتحان است. به نظر من با توصيه كار انجام نمي شود. به اين خانواده ها بايد تفهيم شودكه از درس براي باارزش يا بي ارزش جلوه دادن كودك استفاده نشود. سنگين بودن دروس باعث شده يك سري حفظكردنيها در مغز كودك وارد شود كه بعدها هم زياد به دردش نخورد و كودك تنها به يك ماشين حافظه تبديل شود و از نظر شيوه زندگي و نحوه برخورد با رويدادها چيزي نمي داند. به اعتقاد من مسئله اضطراب در خانواده ها مسئله را غامض تر مي كند. آنها از كودك انتظار آدم بودن را ندارند، فقط انتظار دارند برود امتحان بدهد و با نمره خوب برگردد. خانواده ها بايد هميشه جايي را براي فرايند آدم شدن باز بگذارند. آقاي دكتر، در هنگام رانندگي به عينه مشاهده مي كنيم كه استرس بصورت تخلفات رانندگي بروز مي كند، براي جلوگيري از اين تخلفات چه مي توان؟ كرد براي اينكه دررانندگي در فضايي قرار مي گيريم. مثلا فردي كه سر چهار راه كسي را پياده مي كند نمي داند كه چه رابطه اي با فضا دارد و آنقدر قضاوت اجتماعي ضعيفي دارد كه نمي داند باعث راه بنداني مي شود كه يك سر آن سر اين چهارراه و سر ديگر آن چهار راه بعدي است. قضاوت ضعيفي دارد. اصولا وقتي ما مضطرب مي شويم. كارهايمان سريع تر مي شود. وقتي مضطرب مي شويم رفتارهايمان ناشيانه مي شود. مي توانيم به قلمرو ديگران فضولانه وارد شويم. وقتي به هر شكلي احساس عدم امنيت دروني مي كنيم گاهي به طور ناخواسته دست به تجاوزگري مي زنيم. نظر من اين است كه يك ناظر دقيق در هر جامعه اي لازم است. اگر بخواهيم به رفتارها شكل بدهيم بايد به مردم باز خورد. (black Feed) نشان در دهيم هر جامعه اي هر كس بايد اشتباه ديگري را تصحيح كند. اين بازخورد نبايد حتما جريمه باشد. خشونت باشد. افراد لازم دارند كه هر روز به صورت تكراري متوجه اشتباه خود بشوند. چطور مي شود كه در برخي از جوامع اگر در پياده رو پارك كني فوري پليس مي رسد براي اينكه مردم گزارش مي دهند ولي ما اين خاصيت را ما نداريم همه چيز را دولتي كرده ايم. بايد دولت اين كار را بكند. اگر روزي برسد كه رفتارهاي يكديگر را كنترل بكنيم آن روز ايده آل است. آيا خانواده ها مي توانند براي كودكان و نوجوانان عامل استرس؟ باشند در بعضي از خانواده ها منابع استرس بسيار مرموز است. در خانواده هائيكه تربيت از بين رفته است حادتر است. در اين خانواده ها هر كسي به دنبال پيدا كردن استقلال فردي است. در خانواده هاي سنتي اين رفتار بسيار زياد ديده مي شود. اسم آن را گمراهي، تكروي و غيره مي گذاريم. اگر خانواده بتواند يك منبعي باشد كه افراد بتوانند واقعا مشكلاتشان را درآن بياورند به جاي اينكه خانواده به منبع استرس تبديل شود محل رفع استرسها مي شود. اولين شبكه اجتماعي ما خانواده است. اگر خانواده نتواند به عنوان يك مجموعه مشكلات تك تك افراد را مد نظر قرار دهد اعضاء آن خانواده براي رفع مشكلات به منابع خارجي مراجعه مي كنند. اين مسئله در مورد نوجوانان بسيار خطرناك است. اما خود خانواده ها از طريق كنترل هاي خيلي افراطي و ناديده گرفتن تقاضاهاي يك نوجوان كه متناسب با سنش هست نه تنها در كمك كردن به مشكلات رشد نوجوان كمك نمي كند بلكه به منبع استرس براي آن شخص تبديل مي شود واكنشهاي استرس هميشه رواني نيست بكله جسماني هم هست ولي اين واكنشها راجامعه نمي شناسد مي گويند فلاني بد اخلاق است، لجباز است، عصباني است يا دير به خانه مي آيد، دزدي مي كند بي ملاحظه است. به اعتقاد ما اينها عناصري از اختلالات رواني افراد است. با ملاحظه هر كدام از اين آثار بايد نگران آن فرد شد. بنابراين بعضي اوقات اعضاي خانواده متوجه نيستند كه چقدر براي خود خانواده استرس ايجاد مي كنند مخصوصا والدين براي بچه هاي خود. من قويا توصيه مي كنم كه والدين بايد نقشي را كه براي بچه ها ايفا مي كنند مورد بازآزمايي قرار بدهند. غريضي رفتار نكنند. اين خيلي معروف است كه كسي به مادر ما نگفت كه چگونه بچه ات را تربيت كن. ما محصول تربيت ديمي هستيم. نه تحقيقي، نه كتابي، به همين خاطر خيلي از ما مشكل داريم. هر چه زندگي صنعتي تر يا شهري تر مي شود سنت ها به دست فراموشي سپرده مي گردد يكي از عواملي كه انسان را مي تواند در برابر رويدادهاي استرس زا مصون نگاه دارد تثبيت حالات است. يك روستايي تمام برنامه هاي زندگيش از قبل معلوم و معين او است مي داند كه مثلا در فلان مراسم چكار بكند. بشر با سست شدن سنت هاي قديمي و جانشين شدن سنت هاي بادوام و پايدار و ريشه دار يك بلاتكليفي گاهي دارد آزادي با هرج و مرج مخلوط مي شود. گاهي توجه با بي توجهي مخلوط مي شود. گاهي احترام با بي احترامي مخلوط بيشتر مي شود افراد مشكل دار گمشدگاني هستند كه نمي دانند با چه رشته هايي خود را پيوند دهند. براي برخوردبا اين استرسها چه بايد؟ كرد بايد رشته هاي فرهنگي را تقويت كرد مثلا در كشورهاي غربي روي مسئله همسايگي خيلي كار مي كنند. تحقيقات و پروژه هايي درباره همسايگي وجود دارد كه بتوانند اين رشته ها را دوباره محكم كنند. انسان امروزي انسان بي هويت است. هميشه بدنبال كشف هويت خود است. هنوز هم پيدا انساني نكرده كه هويت ندارد، تجسم شخصي از خود ندارد بدون توجه به اينكه گمشده ولي هميشه بدنبال خودش است. ما حتي در درون خود به دنبال خودمان مي گرديم و پيدا هم نمي كنيم و چون به چيز مشخصي نمي رسيم بنابراين آن را به راحتي به گردن عوامل بيروني اين مي اندازيم عوامل بيروني مي تواند در درجه اول والدين باشند، در درجه هاي بعدي جامعه و دولت. به اعتقاد ما اين رشته ها بايد تقويت شود. شروع آن هم از خانواده است ولي قدرت هاي بيرون از خانواده به قدري قوي هستند كه به قدرت هاي درون مي چربند. شما مثلانقش تلويزيون را در نظر بگيريد. بچه را از خانواده برمي دارد و او را به جاهاي ديگر مي برد در اين هنگام در خانه اي نشسته كه متعلق به يك فرهنگ است و در خيال به جاهايي تعلق مي گيرد كه وجود خارجي ندارند. دوباره برمي گردد به جاي خودش. شما تصور كنيد در ساختن شخصيت در الگو دهي آيا رفتار مادر قوي تر خواهد بود يا در؟ تلويزيون مدرسه فشار گروه هم سن و سال خيلي بيشتر از فشار گروه خانواده است واز همه مهمتر مخصوصا در جوامعي كه در حال تحول هستند وقتي تضاد ارزشهاوجود داشت، كودك در داخل خانواده چيزي رامي شنود كه با آنچه مي بيند فرق دارد. در كتاب چيزي كه مي خواند با آنچه كه در خيابان مي بيند تفاوت دارد. آنچه كه در تلويزيون مي بيند و آنچه كه در مجموع مي بيند درتضاداند. كودك كدام را بايد انتخاب براي؟ كند تشخيص هويت يكدست كدام را انتخاب؟ كند چگونه مي شود در كتاب از معنويت بخواند و آنچه كه ملموس با آن مواجه مي شود اهانت است. بنابراين نگرش جامعه نسبت به كوچك بودن، طفل بودن بايد عوض شود. ما نبايد كودكي و نوجواني را دوره پستي زندگي انسان به حساب آوريم. والدين ما نمي دانستند ما هم نمي دانيم كه انسان در مراحل مختلف رشد چه نيازهايي دارد: هزارها تحقيق اين را ديگر به اثبات رسانده كه اگر هر مرحله اي با نيازهاي مربوط به آن مرحله به وسيله خانواده ارضاء نشود، هر كدام از اين نيازها مي توانند هسته استرس شوند نيازي كه بر طرف نشد به گلوله اي تبديل مي شود. مادري كه با او بدرفتاري شده وقتي مادر شد همان رفتار را با بچه خود انجام خواهد داد. بدون كم و كاست. خيلي از مادرها از بچه هاي خود انتظار محبت دارند به جاي اينكه به آنها محبت كنند. وقتي بچه نمي تواند ذاتا اين محبت را به مادر برساند مورد خشم مادر قرار مي گيرد. اين تجربه خود استرس است. زيرا مادر چيزي مي خواهد كه كودك آنرا ندارد و ما از اين قبيل اشخاص كم نداريم. بلاتكليفي ها هم يكي از عواملي است كه جامعه براي افرادش به وجود مي آورد واز بزرگترين منابع استرس است وقتي كه دانش آموز كه به مدرسه مي رود يافردي كه به سر كار مي رود به طور يقين مي داند از خانه تا محل كار با فلان وسيله نقليه دقيقا چقدر طول مي كشد تكليف معلوم است. نسل جوان و مخصوصا دانشگاه رفته و تحصيل كرده ما تصوير كامل از آينده مشخص ندارد. با وجود اين همه دانشگاهها جوان آينده مشخص ندارد. اگر از جوان بپرسيد چه كاره مي شوي مي گويد نمي دانم. يك آدم ساله 2425 بايد آينده اش معين باشد. استرسي كه در اثر نداشتن يك خط معين بوجود مي آيد و بيكاري كه خود عامل استرس زاست. وظيفه مسئولين است كه كانونهاي استرس را كم كنند.