Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750504-2184S1

Date of Document: 1996-07-25

قاعده هرم سينما يادداشتي بر فيلم دايره سرخ ساخته جمال شورجه فيلم دايره سرخ يك فيلم كاربردي قابل قبولي است كه توانسته با توجه به بضاعت سينماي ايران و توانايي كارگردان وظيفه ثبت تاريخي ايثارگريهاي دفاع مقدس را باموفقيت به انجام رساند اما سينمايي تر مي شد اگرسفارش دهنده - نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران -به اصول تبليغ غيرمستقيم آگاه بود. البته اين فيلم نسبت به ديگر آثار سينماي دفاع مقدس كه تنها جايگاه خود را در قاعده هرم سينماي ايران مي دانند مرتبه بالاتري دارد اما تا راس اين هرم فاصله بسياري مانده است. سفارش دهندگان و سازندگان فيلمهاي دفاع مقدس به اين قضيه به خوبي آگاه هستند كه تفاوت اصلي جنگ ايران با ديگر جنگهاي جهان نه در صرف عقيدتي بودن جنگ است، بلكه در نوع عقيده نسبت به مسئله جنگ - شهادت - نهفته است. با اتخاذ چنين ديدگاهي است كه انگيزه هاي قهرمان فيلم وديگر اشخاص فيلم براي رفتار خود توجيه پذير است وگرنه هر كشوري مي تواند يك فيلم بسازد كه يك خلبان كهنه كار دور شده از محيط جنگ بعد از قرار گرفتن در كوران درگيريها دوباره ياد توانايي هايي خود بيفتد و سعي كند خود را مثل ديگر خلبان جوان به فرم ايده آل برساند و بالاخره هم در يك عمليات رشادت آميز موفق شود. هسته مركزي اين موضوع در تحول فيلم، دروني خلبان كهنه كار است كه در فيلم دايره سرخ فرامرز قريبيان در نقش سرگرد محمودي وظيفه قهرمان را به عهده دارد. تحول قهرمان بايد داراي زمينه، مقدمه چيني و انگيزه باشد تا براي بيننده باورپذير باشد. به خصوص تحول يك فرد در محيط جنگي دفاع مقدس ايران حتما بايد متكي به عقايد مذهبي باشدتا بتوان گفت دايره سرخ كه يك فيلم ايراني درباره يك خلبان ايراني است. جداي از مسئله انگيزه تحول قهرمان مسئله ديگر روند اين تحول و ارتباط آن با ماجراي اصلي يعني از بين بردن انبارمهمات شيميايي عراق است. يكبار صحنه به صحنه فيلم را مرور مي كنيم. در بازگشت از يك عمليات موفق، هواپيماهاي ايراني از نقطه اي كه انتظار آن را ندارند مورد حمله پدافند سنگين ضدهوايي عراق قرار مي گيرند. از طرفي پدرزن يكي از خلبانان صدمه ديده از اين حمله كه خود استاد پرواز بوده و به دليل شخصي به آلمان رفته به ايران برمي گردد. مدتي در پايگاه هوايي مي ماند. رشادت و ايثار همقطاريهاي خود را مي بيند و متحول مي شود و تصميم مي گيرد دوباره پرواز دست كند بر قضا در همان گروهي قرار مي گيرد كه قرار است آن نقطه نامعلوم - حال مشخص شده انبار مهمات بمبهاي شيميايي عراق است - از بين ببرند. عمليات به خوبي پايان مي پذيردو خلبان به همراه گروه پيروز، سربلند از هواپيما پياده مي شود. حال اين سوالات مطرح است; زمينه هاي تحول قهرمان؟ قهرمان چيست چه ويژگي به خصوصي داردكه قهرمان شده؟ است اينكه او استاد پرواز بوده حمله كافي است به انبار بمبهاي شيميايي عراق چه مشكلي ؟ دارد از نظر اصول فيلمنامه نويسي درپيشرفت ماجراي هر فيلمي مانعي وجود دارد. از بين بردن مانع تنها به دست قهرمان و ويژگي منحصر به فرد او امكان پذيراست. هدف اصلي فيلم دايره سرخ شناسايي نقطه نامعلوم و بعد انهدام آن است و مانع پدافند سنگين ضدهوايي در آنجااست. بنابر اين سرگردمحمودي بايد تواناييهايي درپرواز يا تجربه يا رشادت فوق انساني داشته باشد كه در سينماقهرمان محسوب شود نه در عالم واقع. اگر نياز شخصي قهرمان تامين نشود فيلم بدون انگيزه مي شود و آنجاست كه با ورود فرامرز قريبيان داستان فيلم براي هر بيننده اي مشخص حالا است اگر تماشاگر توانايي قهرمان را بداند و به دلايلي اين بالقوه به بالفعل تبديل نشود فيلم نگران كننده مي شود و در فيلمي اگر دلهره نباشد حتي اگر فيلمي جنگي هم باشد حوصله تماشاگر سرمي رود. دايره سرخ مي توانست بهترباشد اگر قهرمان يك ويژگي منحصر به فرد داشت كه تنها اومي توانست گره گشاي ماجراي فيلم باشد و ديگر اشخاص فيلم مثل فرمانده پادگان و داماد ودخترش از او بخواهند و اوطفره برود و بالاخره عليرغم ميل باطني قبول كند و در حين عمليات اصل عقيدتي جنگ راببيند كه هماناشهادت متحول است، شود و عمليات با رشادت او پايان پذيرد. اما نشد و دايره سرخ در قاعده هرم سينماي ايران - كه در راس آن فيلمهاي هنري قراردارد و هر چه به قاعده نزديكتر مي شود به جنبه كاربردي در رسانه اي سينما نزديكتر مي شود - مي ماند. در مسئله تبليغي فيلم سفارش دهندگان و سازندگان دولتي چنين فيلمهايي به خوبي مي دانند كه نمايش فداكاريها و تواناييهاي مديران در هر سمت و شغل در دوران دفاع مقدس بايد به صورت غيرمستقيم باشد، يعني تاثير افكار و اعمال آنها در مسئله مديريت، كارآيي و نظام. اما نمايش بدون منطق و بي ارتباط از اينكه يك فرمانده هوايي تخت بيمار حمل مي كند و در پروازهاي آزمايشي خود داوطلب پرواز است، نكته اي از برتريهاي مديريتي او مشخص نمي كند. و يك نكته درباره تم فيلم دايره سرخ: درونمايه اصلي فيلم درباره اعتماد به نيروهاي متخصص است كه اگر آنها را درمحيط سالم قرار دهيم حتمابه فطرت خود برمي گردند و به راه صالح قدم مي گذارند. با چنين درونمايه اي فيلمهاي بسياري ساخته شده و فيلمساز در آن مردم را به همفكري و همدلي جداي از ظاهرشان دعوت مي كنند. فيلمهاي بسياري در سينماي ايران ساخته شده كه پزشكان، مهندسان، متخصصين علمي، پزشكان و حتي افراد بدون تخصص را به همكاري دعوت مي كند و از طرفي مسئولان را به آشتي با آنان فرا اما مي خواند چرا در خودسينما به سينماگران و فيلمسازان با سابقه كه بارها تعهد خود را به اثبات رسانده اند اعتماد نمي شود. ش - ر