Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750501-1932S1

Date of Document: 1996-07-22

با برخورد اصولي و دايمي اين زخم درمان مي شود به مناسبت هفته بهزيستي و تامين اجتماعي آيا براي ساماندهي زندگي ات به سازمان بهزيستي، كميته امداد، بنياد مستضعفان و... مراجعه؟ كرده اي رسيدگي كامل و جامع به نيازهاي معلولين در حد و توان سازمان بهزيستي، كميته امداد و.. به تنهايي نيست و مشاركتهاي مردمي گريزناپذير است به كركره مغازه اي تكيه داده است. دست راستش از بازو قطع شده و پاهايش هم نيمه فلج است. با دستمال، صورتش را پنهان كرده، اما چروك دستانش نشان و حكايت از گذران سالهايي بيش از نيم قرن دارد. تكه كاغذي جلوي پايش گذاشته است كه گوياي وضعيت خوب گذشته و درماندگي امروزش است. بي غل و غش حرف مي زند: روزگار خوشي راننده داشتم بيابان بودم. مي رفتم و مي آمدم. سرمست بودم. تا اينكه آن حادثه پيش آمد. يك لحظه بود. بدنم آش و لاش شد. از آن به بعد شيرازه زندگي ام از هم پاشيد. بخت يارم بود كه قطع نخاعي نشدم. هر چه داشتم خرج كردم. هيچ كس هم كمكم ناچار نكرد شديم به تهران بيائيم تا در اين درياي آدم گم شويم. در تهران همه با هم غريبه اند. قصد داشتم در اين شهر كاري دست و پا كنم; ولي سن و سال و شرايط بدني ام اجازه نداد. از سر ناچاري به گدايي روآوردم. او هر روز صبح از يك خانه محقر اجاره اي در حاشيه شهر به اين جا مي آيد و دور از چشم زن و فرزند گدايي مي كند. بعد از ظهرها، پول خردها را به مغازه اي مي برم و اسكناس مي گيرم. نمي خواهم اهل خانه بفهمند. - آيا براي ساماندهي زندگي ات به سازمان بهزيستي، كميته امداد، بنياد مستضعفان و... مراجعه؟ كردي - نه! آسيبپذيري بيشتر شده. سيد مرتضي فتحي - مدير كل بهزيستي استان تهران مي گويد: در دنياي ماشين زده امروز كه نيازهاي عاطفي و ارتباطي افراد به حداقل درجه تنزل زمينه مي يابد، آسيبپذيري بيشتر شده و نياز به وجود نهادهائي كه بتوانند افتاده هاي اين جريان را ياري دهند الزامي به نظر مي رسد. سازمان بهزيستي كشور با تصويب شوراي انقلاب در خرداد ماه سال 59 تشكيل شد تا به ياري كودكان، زنان و خانواده هاي بي سرپرست و نيازمند و يا معلول و آسيب ديده اجتماعي بشتابد. اين سازمان كوشيده است تا در سه حوزه تخصصي اجتماعي، توانبخشي و پيشگيري از معلوليتها و آسيبهاي اجتماعي خدماتي را كه لازم است ارائه دهد. سازمان بهداشت جهاني 10 درصد از جمعيت جوامع صنعتي و 12 تا 15 درصد از مردم جوامع روبه توسعه را به نوعي دچار معلوليت مي داند. فتحي مي گويد: بر اساس نتايج يك سرشماري حدود 3 درصد از جمعيت ايران به نوعي دچار معلوليت هاي جسمي جزيي يا كلي، از نداشتن يك انگشت تا فلج كامل هستند; يعني حدود 2 ميليون نفر. اشتغال، نياز معلولين مساله اشتغال و كسب فرصت هاي شغلي از مهمترين و اصلي ترين دلمشغولي ها ونيازهاي معلولين قادر به كار است. در حال حاضر درصد قابل توجهي از جمعيت معلول جامعه، با وجود توانايي انجام كار، بيكارند. حتي اگر مساله بيكاري در بين افراد عادي جامعه تا حدودي طبيعي باشد، بيكاري معلولان صورت ديگري دارد. طبق قانون تمام دستگاههاي دولتي موظفند 3 درصد از شاغلان خود را از افراد معرفي شده سازمان بهزيستي جذب كنند. ولي متاسفانه اين قانون با استقبال چنداني مواجه نشده است. يك معلول مي گويد: وقتي معلولي نتواند شغل مناسبي بدست آورد و در عين حال دستش خالي باشد، طبعا به كارهايي روي مي آورد كه در شان او نيست داشتن شغل حق حياتي هر فرد است; حقي كه احساس تامين، اتكاي به خود و شان اجتماعي را براي وي ايجاد مي كند. ولي اشتغال، بويژه در زندگي فرد نقشي معلول، بس مهمتر دارد. از سوي ديگر فرد معلول عضوي از يك خانواده و همچنين فردي از اجتماع است، اگر آينده شغلي وي تهديد شود، پيامدهاي نامطلوبي نه تنها براي خود، بلكه براي خانواده و اجتماعش به وجود خواهد آمد. با وجود اهميت اشتغال معلولان چرا بايد درصد قابل توجهي از آنان هنوز در صف بيكاران؟ باشند مدير كل بهزيستي استان تهران دراين باره مي گويد: متاسفانه برخي مديران دستگاههاي دولتي دربرخورد با اشتغال معلولان، ديدگاه صرفا اقتصادي دارند و چنين مي پندارند كه سرمايه گذاري براي جذب افراد معلول، دردسرساز و زيان آور است. يك مدير دولتي مي گويد: فردمعلول نمي تواند همچون فرد عادي فعاليت كند و بازدهي ضمنا كمتري دارند هزينه بيمه معلولان با ديگران يكسان است. علاوه براينها مناسبسازي محيط كار براي افراد معلول، هزينه اضافي دارد. فتحي مي گويد: بيشتر معلولان هنوزبه مامراجعه نكرده اند و شايد فقط درصد 20 آنها براي برخورداري ازامكانات حمايتي و هدايتي ما شناسايي شده و يا نيازمندخدمات ما بوده و مراجعه كرده اند. معلولين براساس نوع معلوليت و آسيبديدگي شان دوره هاي آموزشي متناسب با توانمنديهايشان را مي گذرانند و بدين ترتيب صاحب فن و حرفه اي شده و براي انجام اموري توانمند مي شوند. او مي افزايد: به كارگيري افراد معلول كه به هر حال با طي دوره هاي آموزشي به نوعي توانمندي تخصصي دست يافته اند، مزيتها و ويژگيهايي هم دارد. به عنوان نمونه از افراد فاقد حس شنوايي مي توان در واحدهايي با آلودگي صوتي، استفاده كرد. نكته بعدي تسهيلات و كمكهايي است كه به سازمانها و شركتهاي جذبكننده معلولان اعطاء مي شود. همچنين به خود معلوليني كه داراي توانمندي و مهارتهاي فني باشند، امكانات و سرمايه اوليه براي احداث كارگاه داده مي شودتا از رهگذر فعاليتهاي سالم بتوان شخصيت والا و كيان خانواده آنان را حفظ كرد. مدير كل بهزيستي استان تهران ضمن بيان نكته بالا، شكوه مي كندكه انتخاب نوع كار معلولين مهم است. اما متاسفانه برخي مديران اين افراد را در اموري بكارگمارده اند كه ويژگيها و شرايط جسمي و روحي آنان را در نظر نگرفته اند. به همين دليل معلولين خود را در چنين محيطهايي، عضوي مفيد احساس نمي كنند و كارايي شان نيز به حد انتظار نمي رسد. شكوه خواه ع مي گويد: من فلج به دنيا پس آمدم از گذراندن دوره هاي آموزشي، از سوي سازمان بهزيستي به شركت... معرفي شدم. پس از چند ماه متوجه شدم درامور مربوط به من سهل انگاري مي شود. امكانات موجود در محيطكارم مطابق شرايط جسمي ام نبود ومديريت شركت نيز به تقاضاهايم توجه نمي كرد. بناچار آنجا را ترك كردم. حتما معلولين ديگري مثل من بسيارند. يك معلول ديگر مي گويد: مديريت يك شركت كه با جذبچند معلول، وام قرض الحسنه گرفته بود، پس از مدتي عذر ما راخواست و ما مجبور شديم به كارديگري روي بياوريم. به گفته مدير كل بهزيستي در استان تهران، مورد اشتغال معلولان انتخاب شغل براساس نوع معلوليت و باقيمانده توانايي هايش، سن، ميزان علائق مهارت، شخصي و وضعيت بازاركارمهم است. همچنين، در نظر داشتن نيازهاي خاص افراد معلول در محيط زندگي و كار، هنگام رفت و آمد و انجام امور روزمره شخصي و رفع موانع فيزيكي و اجتماعي، از طريق بكارگيري اصول معماري خاص معلولين در محل سكونت و محيط كار نيز اهميت دارد. يك معلول مي گويد: با وجود اينكه جامعه ما اخلاقي و عامل به ارزشهاي والاي انساني است، متاسفانه هنوز روش برخورد صحيح و اصولي با معلولان را نمي داند. كارشناسان مي گويند رسيدگي كامل به نيازهاي معلولين در حد سازمان كميته بهزيستي، امداد و... به تنهايي نيست و مشاركت هاي مردمي، گريز ناپذير است. جامعه بايد رسيدگي به امور معلولان را، يك حركت ملي تلقي كند. مدير كل سازمان بهزيستي استان تهران مي گويد: ما به كمكها و مشاركتهاي مردم نياز داريم. البته در گذشته نيز همين مردم با انگيزه هاي غيرمادي در اين راه گام مي گذاشتند; ولي شرايط امروز ايجاب مي كند دامنه اين مشاركتها وسيع تر شود. بودجه سازمان بهزيستي پاسخگويي به نيازهاي معلولان را تكافو نمي كند. بودجه بهزيستي استان تهران در سال گذشته حدود 6 ميليارد تومان بود كه 20 درصد آن از محل كمكهاي مردمي اعم از نقدي و غيرنقدي بود. پيشگيري بهتر است پيشگيري از وقوع حوادث واتفاقات به عنوان يك راه حل اساسي مطرح است. با اقدامات پيشگيرانه مي توان ضمن كاهش جمعيت آسيبديده، هزينه ها را كاهش داد و در عين حال سطح كيفي خدمات ارائه شده را ارتقاء بخشيد. فتحي مي گويد: سازمان بهزيستي اجراي طرح هاي پيشگيرانه را سر لوحه فعاليتهاي خود قرار داده است. ما براي اينكه جمعيت نيازمند به خدمات حمايتي وهدايتي بهزيستي را به حداقل برسانيم، اجراي طرح هاي پيشگيري از وقوع حوادث منجر به معلوليت و آسيبهاي اجتماعي رادر دستور كار قرار داديم. از اين رو مراكز مشاوره ايجاد شده تا از اين طريق به ارتقاء سطح دانش مردم بپردازيم. اين مهم كه با همكاري نهادهايي نظير شهرداري تهران در حال اجرا است، موجب شده تا درصدمعلولين و آسيبديدگان ونيازمندان به برخورداري از امكانات وحمايتهاي ارگانهاي حمايتي كاهش يابد.