Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750501-1917S1

Date of Document: 1996-07-22

توني موريسون و نسل نويسندگان بعد از او در خلال ويرايش دست نوشته هاي نويسندگان ديگر بود كه موريسون پي برد از پرداختن به زندگي ناگوار زنان و دختران سياهپوست و شرايط نامساعد دوران طفوليت خويش بازمانده است. اشاره مجله امريكايي تايم در شماره اخير خود فهرستي از بيست و پنج شخصيت امريكايي را منتشر ساخت كه به زعم اين مجله افكار و عقايدشان بر زندگي ملت امريكا در دهه هاي اخير تاثير گذار بوده است. در ميان اين اسامي نامهايي آشنا چون لوئيز فراخان رهبر نهضت ملت ال اسلام، گور معاون رئيس توني جمهوري، موريسون نويسنده و رابرت ردفورد حامي فيلمهاي مستقل غيرهاليوودي به چشم مي خورد. آنچه در زير مي آيد برگردان متني است درباره توني موريسون و تاثير چشمگير وي بر نسلي از نويسندگان زن سياهپوست امريكايي. اهداي جايزه ادبي نوبل در سال 1993 به توني موريسون تنها بر نكته اي صحه گذارد كه خوانندگان و طرفداران آثار وي سالهاي متمادي ابراز مي داشتند و آن اينكه وي از نويسندگان بزرگ امريكاست. اما از آنجا كه موريسون امريكايي - آفريقايي است، اهميت و تاثيرش بر زمانه خويش از قلمرو ادبيات فراتر مي رود. الگويي كه موريسون ارائه مي دهد، چه به لحاظ رمانهاي موثرش و چه از جنبه شخصيت قومي و نافذش، الهام بخش نسلي از هنرمندان سياهپوست بوده است و پيامدهاي شگفتي در دنياي كتاب به همراه داشته است. زنان سياهپوست با الگوپذيري از كاميابي هاي پيشگامانه موريسون نه تنها آثار بيشتري خلق كرده اند، بلكه كتابهايشان اينك در صدر كتابهاي پرفروش قرار دارد. بيب موركمپل نويسنده آثار پرفروشي چون خواهران و برادران وتابستان شيرين: باليدن در حضور و غيابپدر كه اخيرا به بازار آمده است، زماني را به ياد مي آورد كه براي نخستين بار اولين رمان موريسون، آبي ترين چشم ( ) 1969 را خواند. وي مي گويد: وقتي كتاب را تمام كردم گويي مجوز نويسنده شدن را دريافت كردم. كسي مانند خود من شاهكاري آفريده بود. تري مك، ميلان، نويسنده بسيار موفق كتاب پرفروش چگونه استلا عادت خود را از سر گرفت، به ياد مي آورد كه چگونه در دوران تحصيل از آثار موريسون تاثير مي پذيرفته ولي هنگامي كه آثار خودش به تدريج منتشر شد حس مي كرد كه موريسون پيش كسوت چندان رغبتي به تشويق او نشان نمي دهد. (حقيقت مطلب اينكه اين دو نويسنده آثاري متفاوت مي آفرينند )مك ميلان اينك ديگر چنين احساسي ندارد و مي گويد: حال هرگاه موريسون را مي بينم با يكديگر به گرمي برخورد مي كنيم. اما نقش موريسون شصت و پنج ساله بر نسل نويسندگان خوش آتيه پررنگ تر از آن است كه وي را الگويي صرف و تسلي بخش تلقي كنيم. پيشينه حرفه اي وي كه با ويرايشگري در شركت انتشاراتي راندوم هاوس در سال 1965 شروع شد، به وي آموخت چگونه در فضايي كه اغلب در سيطره سازمانهاي مرد سالار سفيدپوستان است نفوذ كند. در خلال ويرايش دست نوشته هاي نويسندگان ديگر بود كه موريسون پي برد از پرداختن به زندگي ناگوار زنان و دختران سياهپوست و شرايط نامساعد دوران طفوليت خويش بازمانده است، نقصاني كه كتابهاي خود وي و نويسندگان پيرو سبك اش در جبران آن سخت مي كوشند. موريسون از سال 1989 كه كرسي استادي علوم انساني در دانشگاه پرينستون را، كه جايگاهي بس ارزشمند است، در اختيار گرفته با تدريس، سخنراني و فعاليتهاي آموزشي به فرايند برنامه هاي پژوهشي مربوط به سياهپوستان جهت و هدف داده است. هنري لوئيز گيتز، استاد دانشگاه هاروارد و از دوستان ديرينه موريسون مي گويد: هيچ شكي نيست كه موريسون تاثير شگرفي بر محافل ادبي بجاي گذاشته ولي علاوه بر آن، وي روشنفكر است و اين خود نكته اي است با اهميت. موريسون نويسنده است و به همين دليل تاثير آثارش حتي پس از مرگ او پايدار خواهد ماند. همانگونه كه خودش به هنگام دريافت جايزه ادبي نوبل در استكهلم گفت: ما مي ميريم و اين شايد مفهوم زندگي باشد. اما ما با زبان سروكار داريم و اين شايد شاخص زندگي ما باشد. مجله تايم ژوئن 96 برگردان: مانا اكبري