Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750428-1683S1

Date of Document: 1996-07-18

در راهروهاي دادگاه خانواده اگر مهريه ام را بدهد حاضرم با او زندگي كنم! مرد: آقاي قاضي من تقاضاي طلاق كردم چون با مزاحمت هاي گاه و بيگاه برادر و مادرزنم امكان ادامه تحصيل را برايم مشكل كرده اند اما چون دانشجوي دكترا هستم چيزي ندارم كه به عنوان نفقه بدهم زن: دروغ مي گويد هزار 35 ندارد تومان حقوق مي گيرد درصد 40كه هم به تازگي به آن اضافه شده، اگه مهريه ام و نفقه رابدهد حاضر به ادامه زندگي هستم قاضي دادگاه - (خطاب به مرد ) شما چرا تقاضاي طلاق كرده ايد، اما نفقه خانم را؟ نمي پردازيد جناب قاضي من ندارم كه بدم. دانشجوي دوره دكترا هستم و بورسيه ام، به همين دليل تدريس مي كردم. به جهت مراجعه و مزاحمت گاه و بيگاه برادر و مادر خانم به محل تدريسم، ديگه اونجا تدريس نمي كنم. ضمنا ايشون خودشون كارمند هستند و حقوق بگيراند. در حاليكه بورسيه من تمام شده. اين بار موضوع طلاق ميان 2 فرد تحصيلكرده و فرهنگي است كه طعم تلخ جدايي را بي آنكه منزلت واقعي ايشان و اثر كمرنگي آن همه اندوخته هايشان نمايان شود مي چشند و بر اين نكته صحه مي گذارند كه طلاق لايه هاي مختلف طبقات اجتماعي را در مي نوردد و چون بستري مساعد يافت در آنجا به بار مي نشيند. مي سوزد و مي سوزاند. (خطاب به زن ): چند سال است كه زن ايشان؟ هستيد 4 سال از ايشان بچه؟ داريد نه خير. از اسفند سال 73 خرجي شما رانداده؟ است بله شما را بيرون كرده است. بله. چقدر نفقه؟ مي خواهيد (مرد پيش از زن پاسخ مي گويد ) تومان 30000 مي خوادجناب قاضي. بله. شما حاضر به طلاق؟ هستيد من با شرايطي ازدواج كردم، اگر مهريه و نفقه ام و اثاثيه خودم رو بده موافقم هزار 1080 تومن هم از ايشون طلبكارم. حالا حاضر هستيد با آقا زندگي كنيد يا؟ نه بله، اگر مهريه ام را بدهد. گفتيد شوهرتان چقدر؟ حقوق مي گيرد تومان 35000 بورسيه مي گرفت و 40 درصد هم به حقوق استادي اش اضافه شده. نمي دانم چطور. ميگه بورسيه اش قطع شده. (قاضي خطاب به مرد ):شماحاضريد به زندگي با خانم ادامه ؟ دهيد ايشون منو ديشب حبس كرده اند، ضمنا با شرايط ايشون نه خير حاضر نيستم گرم 1570 طلاي مشترك زندگيمون روبرده منزل پدرش. اونها روبايد برگردونه. شما براي طلاها؟ شكايت كرده ايد نه فكر نمي كردم كه بايد عليه زنم شكايت كنم. (زن ):يه مقدار از او زمان طلاها، اثاث كشي گم شده. (قاضي خطاب به مرد ): شما چه قدر حاضري نفقه؟ بپردازي (بااين توضيح كه حاشيه نرود و جواب دادگاه را بدهد ) من هيچ چيزي ندارم كه بدم تومن. 30000 مگر استاد دانشگاه؟ نيستيد نه خير، دانشجوي دوره دكتراهستم، مداركي هم ارائه دادم. براي يك ماه تومان 20000حاضري؟ بدهي ندارم كه بدم، خانم فكر مي كنن، چون من مدرك دكترا مي گيرم، ثروتمند مي شم، اگر مدتي صبر كنن درسم سال آينده تموم مي شه. اگر قرار باشه اين مبالغ رو بدم بايد قرض كنم. فعلا هم منزل پدرم هستم. متاسفانه جوانان اين احتمال را كمتر در نظر مي گيرند كه ممكن است در زندگي پس از زماني نه چندان زياد مجبور به متاركه و پايان دادن به پيوند زناشويي شوند. در دعواي مورد بحث ملاحظه مي شود در كنار عوامل عمده اي كه در وقوع طلاق نقش دارند، موضوع ازدواج در طول تحصيل و پيش ازپايان يافتن آن مي تواند در سطح گسترده اي در جامعه دانشگاهي مطرح باشد. با توجه به اينكه در ميان تحصيل كرده هاي مقاطع مختلف آموزش عالي، ميانگين سن ازدواج براي دختران بين 22 تا 26 سال و براي پسران بين 26 تا 30 سال در نوسان است، ازدواج با مشكلاتي همراه است، از جمله اينكه هر چه اين ميانگين سني افزايش يابد، توقعات طرفين افزايش يافته و كمتر رعايت حال يكديگر را مي كنند. بديهي است كه نفقه و مهريه ازحقوق مسلم زن مي باشد كه مي تواند هر دو را از مردمطالبه كند. مرد نيز به اين حقوق زن كه تكليف خودش مي باشد واقف است، اما ناتوان از اين است كه هم نفقه و هم مبلغ تعيين شده مهريه را با هم و درشرايط كنوني اش اگر بپردازد نفقه زن مبلغي باشد كه امكان پرداخت آن برايش وجود داشته باشد، مهريه زن را كه به احتمال بسيار زياد مبلغ بالايي خواهد بود نمي تواند پرداخت كند. اما ملاحظه مي شود كه زن بدون رعايت حال مرد كه به دليل تحصيل در يكي از مقاطع به حساس، جز بورسيه اش كه قطع شده ممر درامدي تقاضاي ندارد، پرداخت مبلغي را براي نفقه ايام گذشته مي نمايد. اولا در عرف جامعه ما با شرايط اقتصادي كنوني، پرداخت چنين مبلغي براي مخارج، ماهانه يك زن كه خود داراي درامد مستقل است دور از واقعيت است. ثانيا دادگاهها معمولا به حداقل ممكن كه البته مورد رضايت طرفين باشد حكم مي دهند. در مورد بورسيه با توجه به اينكه مقدار و زمان پرداخت آن معين است و معمولا تعهدي در قبال دريافت آن وجود دارد، بنابراين تمام شدن ميزان بورسيه با اتمام سنوات تحصيلي امري بديهي است كه مورد توجه خانم واقع نشده است. از سوي ديگر 2 سال زندگي مشترك و 2 سال بلاتكليفي را نمي توان قيمت گذاري كرد و طرح اين گونه مسائل مالي ميان دو شخص فرهيخته شايسته نمي باشد. البته مسلم است كه مرد مي بايستي مخارج زن را تا زمانيكه جدايي رسمي واقع نشده عهده دار مي شده است. از سوي ديگر بايد توجه داشت كه مهريه زن عندالمطالبه است، يعني از زماني كه عقد نكاح واقع شد، زن مستحق دريافت مهريه است و مي تواند هر وقت بخواهد آن را از مرد طلب كند، اما به جهت جايگاهي كه عقد ازدواج در ميان ساير عقدها دارد، معمولا زنان به ندرت مهريه خود را در غير شرايط منجر به وقوع طلاق مطالبه مي نمايند. در مورد مهريه، بايد توجه داشت كه ميزان آن در هنگام عقد ازدواج به عهده طرفين يايكي از آنها با توافق ديگري مي باشد، لذا طرفين اختياردارند كه هر مبلغ و هرچيزي راكه ماليت داشته باشد، يعني داراي ارزش اقتصادي باشد به عنوان مهريه تعيين كنند. متاسفانه به دلايل متعددي از جمله تصور استحكام بنيان خانواده يا تضمين براي آينده زن و.. خانواده هاي زن و مرد يا خود ايشان در زمان ايجاد پيوند زناشويي مبالغ سنگيني را براي مهريه زن در سند ازدواج قيد مي كنند و در اغلب موارد وضعيت مالي مرد در نظر گرفته نمي شود و طرفين با بي اعتنايي به عواقب احتمالي آن و درك نادرست از حكمت وجودي مهريه، زندگي خود را بر اين پايه متزلزل بنا مي نهند. براي پيشگيري از بروز مشكلاتي كه ممكن است در مواردي همچون اختلافات شديد ميان زوجين پيش آيد، بهتر است با كارشناسان امور خانواده (ترجيحا حقوقدانان ) مشورت به عمل آيد و همچنين افرادي كه به عنوان عاقد و وكيل از سوي طرفين عهده دار ايجاد عقد نكاح مي شوند، بايستي اين موضوع را يادآور شوند و زن و مرد و خانواده ايشان را در تعيين ميزان متناسب مهريه راهنمايي نمايند. مقدار طلاي موجود نزد زن نيزبايد با توجه به برگه هاي خريد و سهم هر يك از زن و مرد در پرداخت وجه براي خريد آن، تقسيم شود. و به صرف اينكه قسمتي از طلاهايي كه زن برده متعلق به مرد مي باشد، مشمول عنوان سرقت نيست و شرايط آن را در ندارد صورتيكه ثابت شود، زن، مرد را در خانه يا هر جاي ديگري حبس كرده و مرد نيز شكايت كند، دادگاه مي تواند زن را به مجازات مقرر در قانون محكوم در نمايد رابطه با ادعاي زن مبني بر اينكه مرد او را از خانه بيرون كرده است، گرچه با توجه به شرايط زندگي ايشان احتمال آن نمي رود، اما چنانچه بتوان آن را اثبات كند، عنوان ترك انفاق را دارد و موجبمحكوميت كيفري مرد مي شود.