Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750428-1682S1

Date of Document: 1996-07-18

يك مطالعه موردي در آلمان ازدواج دومليتي پايدار يا؟ متزلزل در زوجهاي اروپاي غربي - آلماني، هر طرف تلاش مي كند تا ويژگيهاي فرهنگي خود را حفظ كند و حتي آن را به ديگري انتقال دهد اين تلاش از زبان گرفته تا عادات و رسوم و تربيت بچه ها. آنها اين زندگي دو فرهنگي را بعنوان سعادت و خوشبختي در همه ابعاد تلقي مي كنند. ازدواجهاي دومليتي ثباتش كمتر از ازدواج آلمانيها نيست. خانم دكتر پترا ام. شايبلر، متخصص علوم اجتماعي در شهر الدن بورگ، با اين اعتقاد، دست به تحقيقي جامع از زوجهاي آلماني -خارجي زده است: تعداد ازدواج آلمانيها با خارجيان در آلمان - با توجه به آمار ازدواج - بين سالهاي 1950 تا 1988 از ميزان 3 درصد /9 5به درصد رسيده است. اگرچه اين آمار بيانگر پايداري اينگونه ازدواجها نيست، اما از افزايش تعداد خارجيان در آلمان و همچنين نزديك شدن كشورهاي اروپايي به يكديگر خبر پترا مي دهد شايبلر موضوعي را تحت عنوان ازدواجهاي دومليتي از نظر موقعيت و وضعيت زوجهاي اروپايي در آلمان، منحصرا ازدواجهايي كه در آلمان انجام شده است را مورد تجزيه و تحليل قرار داده است. جالب است كه چنين ارتباطات نه چندان غيرمعمول، بسيار پيچيده و دشوار گرديده تقريبا است همه متقاضيان از حيله هاي بوروكراسي و كارشكني كارمندان شكايت دارند. كارمندان در بعضي موارد، كار را به جايي مي رسانند كه متقاضيان ناچارند براي ازدواج، به دانمارك سفر كنند. در دانمارك ازدواج بدون هيچ مشكلي صورت مي گيرد 30 با تن از اين زوجها گفتگو به عمل آمد. بيشتر آنان معتقدند كه اختلافات از ناحيه خانواده ها است. زوجهاي آلماني - فرانسوي و آلماني - انگليسي اظهار مي كنند كه اعضاي خانواده هايشان اختلافات ملي را سدي در مقابل اين گونه ازدواجها قرار مي دهند. اين موارد نشان مي دهد كه اين جدلها مي تواند به راحتي وارد زندگي زناشويي آنها بشود. اختلافات فرهنگي همچون خصوصيات فردي طرفهاي ازدواج يكي ديگر از عوامل بوجود آورنده اختلاف است. پتراشايبلر اعتقاد دارد كه اين دليلها، همانطور كه مي تواند باعث استحكام پيوند زناشويي باشد، قادر است موجب ازهم پاشيدگي آن نيز بشود. خارجيان تراز اول در آلمان، فرانسوي - آلماني، انگليسي - آلماني و يا هلندي - آلماني با تعجب به اختلافات فرهنگي مابين زوجهاي جنوب اروپا - آلمان مي نگرند. خانم شايبلر كه به تدريس در دانشگاه الدن بورگ ( Oldenburg) مشغول است، اعتقاد دارد كه اين مسئله به وضعيت اجتماعي و پايگاه فرهنگي برمي گردد. ازدواج ايتاليايي ها واسپانيايي ها با آلمانيها - اگر زن آلماني باشد - در پي مهاجرت مردان بعنوان كارگر خارجي صورت مي گيرد. در اين خانواده ها مردها قادر به اعمال نفوذ در زن و فرزندان خود نيستند، بنابراين از داوري در مسائل زندگي - زن و فرزندان خودداري آنان مي كنند تلاش مي كنند تا بنحوي خود را با آداب و رسوم آلمان وفق دهند و خود را عضوي از آن بدانند و تا آنجا پيش مي روند كه حتي با همسرانشان به زبان آلماني صحبت مي كنند. اما برعكس، در زوجهاي اروپاي غربي - آلماني، هر طرف تلاش مي كند تا ويژگيهاي فرهنگي خود را حفظ كرده و حتي آنرا به ديگري انتقال دهد. اين تلاش از زبان گرفته تا عادات و رسوم ديرينه و تربيت بچه ها گسترش مي يابد. آنها اين زندگي دو فرهنگي را بعنوان سعادت و خوشبختي در همه ابعاد تلقي مي كنند. با وجود اين آنها اولين سال زندگي خود را بسيار سخت توصيف كرده و آنراقطع بيوگرافي مي نامند. زن در زوجهاي آلمان - اروپاي غربي، برعكس زوجهاي آلمان - اروپاي جنوبي، پس از انتخاب شريك زندگي خود، به آلمان نقل مكان مي كنند. زيرا در آنجا، آينده شغلي مرد بعنوان نان آور خانواده تضمين مي شود. اما اكثر اين تصميمات جامه عمل به خود نمي گيرند و از تصورات شغلي شان بسيار دور مي شوند، چرا كه اين زنان ناچار هستند هويت جمعي خويش را بدست فراموشي سپرده و به همسران خود استناد كنند. به همين دليل آنها مايل نيستند تابعيت شخصي خود را از دست بدهند و از اينكه حق انتخاب و همچنين تصميم گيري براي آينده بچه ها را ندارند، لب به شكوه مي گشايند. پتراشايبلر چنين حدس ميزند كه در چنين ازدواجهايي موانع بوجود آمده در زندگي عملي و واقعي بيشتر از موانع فرهنگي سبب بروز اختلاف و مشكل در زندگي مي شود و غلبه و پيروزي موفقيت آميز بر اين مشكلات به ازدواج تثبيت و استحكام بيشتري مي بخشد، البته شايبلر از مصاحبه باافراد مطلقه خودداري كرده است. يك وقفه مهم براي اينگونه زوجها مي تواند تولد بچه ها و تربيت آنان را بدنبال داشته باشد. حدود 5 درصد از كودكاني كه در آلمان بدنيا مي آيند و يكي از والدينشان آلماني است، داراي دو تابعيت هستند. زوجهاي آلماني - اروپاي جنوبي، بدلايلي كه ذكر شد، تلاش مي كنند تا فرزندان خود را آلماني بار آورده و به زبان آلماني تربيت كنند، در حالي كه زوجهاي آلماني - اروپاي غربي سعي مي كنند تا فرزندان خود را با 2 زبان تربيت كنند. البته مسلما اين امر به فرزندان بستگي دارد. كودكاني كه به زبان انگليسي و يا فرانسه صحبت مي كنند، در مدرسه از امتياز تحصيل برخوردارند، بنابراين به ندرت در خانه، با پدرو مادر خود به زبان غيرآلماني صحبت مي كنند. چون آنان در مدرسه و نزد دوستان هم مدرسه اي خود فشار تطبيق با جامعه را حس مي كنند.