Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750427-1635S1

Date of Document: 1996-07-17

گزارش سازمان هاي جهاني درباره بحران غذا و محيط زيست ( ) 3 كود شيميايي ديگر دوست انسان نيست مترجم: دكترحميدرضا غفارزاده جايگزيني كود به جاي زمين اثر معجزه آساي خود را از دست داده و تنها باعث آلودگي محيطزيست است. اگر نمي توان بر ميزان زمين زيركشت افزود پس مي بايست راه حل افزايش در توليد مواد غذايي، افزايش در بهره وري استراتژي باشد جهاني در سه دهه گذشته همين بودو به نتيجه نيز تا رسيد زماني كه ميزان كود مصرفي افزايش يافت اختلال جدي در عرضه غذايي بوجود نيامد حتي با وجود آن ميزان سرانه زمين زير كشت كاهش يافت. در عمل افزايش در ميزان مصرف كود، كاهش در ميزان زمين را جبران كرد. اما نمي توان براي ابد ميزان مصرف كود را بيشتر و بيشتر كرد. اين به مانند آن است كه نانوا خمير ترش را بيشتر و بيشتر كند بدون آن كه آرد را اضافه كند. البته از نظر تاريخي افزايش چشمگير در توليد نتيجه استفاده بيشتر از كود بوده است. بين 1950 ميزان 1989و مصرف كود 10 برابر و از 14 ميليون تن ميليون 140به تن رسيد. اين افزايش به سه برابر شدن توليد جهاني غله كمك چشمگيري نمود. اما اكنون به نظر مي رسد كه مصرف به حد نهايي قابل قبول رسيده و حتي در بعضي از موارد از آن تجاوز كرده است. در بسياري از كشورها كشاورزان به اين نتيجه رسيده اند كه كود مصرفي ايشان عملا حداكثر ميزاني است كه گونه هاي بذر موجود قادر به استفاده مثبت از آن هستند. در 6 سال گذشته مصرف جهاني كود در عمل به 122 ميليون تن كاهش يافته است. علت اساسي كاهش را مي توان در مصرف زياده از حد آن در اتحاد شوروي سابق پيش ازاصلاحات اقتصادي كشاورزي كه در سال 1988 آغاز شدجستجو نمود. در دهه هاي پيش مسكو اميدوار بود بااستفاده زياد از كود، وابستگي به واردات را از بين ببرد. با شروع اصلاحات و حذف يارانه ها كشاورزان باقيمت هاي جهاني كود و غله روبرو شدند و ناچار از مصرف كود كاستند. ميزان مصرف از 1988 تا 60 1995 حدود درصد كاهش يافت. بسياري از كشورهاي ديگر نيز در اين جبهه عقبنشيني كرده اند. در امريكا ميزان مصرف كود به حداكثر خوددر طول سال 1980 رسيد و از آن زمان 10 درصد كاهش يافته است. علت كاهش پيشرفت در آزمون هاي بارآوري زمين است كه به كشاورزان اجازه داده است. ميزان دقيق مورد لزوم كود را محاسبه و از مصرف بيش از حد اجتناب كنند. در ژاپن و اروپاي غربي نيز مصرف كود به حدي رسيده است كه افزايش در آن اثر بسيار محدودي بر توليد خواهد گذاشت. جايگزيني كود به جاي زمين، فرمولي كه در طول نيم سده براي كشاورزان امكان افزايش توليد را فراهم كرد اثر معجزه آساي خود را ازدست داده است. اگر پژوهشگران نتوانند گونه هاي جديدي را بوجود آورند كه بتوانند از ميزان بيشتري از كود استفاده مثبت كنند كشاورزان در بازگشت به عصر رشد ممتد در توليد با دشواري مواجه خواهند بود. چالشي كه در مقابل پژوهشگران كشاورزي براي يافت فرمول نويني براي افزودن بر توليد جهاني غذايي قرار دارد تاكنون قرين موفقيت نگرديده است. محدوديت هاي صيد ماهي نويسنده آينده نگر فرانسوي، ژول ورن در گذشته اي دور پيش بيني كرد زماني كه توليد غذا در خشكي هاي كره خاكي به مرزهاي آخرين خود برسد بايد به اقيانوس ها رو آورد. متاسفانه بسياري از كشورها در چند دهه گذشته دقيقا همين را انجام داده اند. بين 1950 و 1989 صيد ماهي بيش از 4 برابر گرديد و از 22 ميليون تن به 100 ميليون تن رسيد. در سال 6 گذشته ميزان صيد تقريبا ثابت مانده است. كارشناسان بيولوژي دريايي امريكا 17 منطقه عمده ماهيگيري اقيانوسي را مورد بررسي قرار داده اند و معتقدند ماهيگيري در همه اين مناطق در حد مرز يا متجاوز از مرز ظرفيت قرار دارد. در 13 منطقه ميزان صيد روبه كاهش است. برخلاف پيش نگري ژول ورن توليد در اقيانوس ها پيش از بخش خاكي به نهايت خود رسيده است. بين 1950 و 1989 ميزان صيد سرانه از 9 كيلوگرم به 19 كيلوگرم افزايش از يافت ميزان 1989سال صيد سرانه 8 درصد كاهش يافته است. تبعا قيمت فراورده هاي دريايي در حال افزايش است. به سبب عدم توفيق در تثبيت جمعيت پيش از رسيدن به مرزهاي نهايي صيد در اقيانوس ها ما هم اكنون نظاره گركاهش صيد سرانه و افزايش قيمت ها هستيم، روندي كه تاآينده اي كم و بيش دور ادامه خواهد يافت. توقف رشد در صيد جهاني منجر به ايجاد فشار تازه اي بر منابع غذايي خشكي شده است. اگر بخواهيم رشد سالانه در عرضه جهاني پروتئين حيواني، يعني تقريبا 2 ميليون تن صيد اضافي دريايي درهر سال را كه قبلا به دست مي آورديم با توليدماهي در استخرها جايگزين كنيم به 4 ميليون تن غله اضافي در هر سال نياز خواهيم داشت، تقريبا معادل مصرف سالانه كشور بلژيك. تقاضا با آن كه در پنج سال گذشته توليدفراورده هاي غذايي دريايي و خشكي رشد نكرده، اما تقاضاي غذا به سبب رشد جمعيت و گسترش رفاه كماكان افزايش يافته است. اگرچه نرخ رشد جمعيت جهاني از حداكثر تاريخي آن در سال 1970 به ميزان 2 درصد به /1 6درصد در كاهش 1995سال يافته است. با اين وجود ميزان افزايش مطلق به جمعيت يعني 90 ميليون در هر سال، از هر زماني ديگر در تاريخ بيشتر است. براي تغذيه اين جمعيت اضافي در هر سال كشاورزان جهان بايد هر سال 28 ميليون تن غله اضافي توليد كنند 000 78 يعني تن غله اضافي درهر روز. همزمان با اين افزايش جمعيت بي سابقه گروه هاي كم درامدتر كه بخش عمده جمعيت جهان را تشكيل مي دهندو رژيم غذايي ايشان عمدتا بر مواد نشاسته اي مثل برنج كه 70 درصد كالري غذايي ايشان را تامين مي كند استوار بوده است، روبه مصرف بيشتر مواد گوشتي دامي آورده اند. به نظر مي رسد اين گرايش به صعود از نردبان غذايي روندي جهاني است. در همه جوامع همزمان با افزايش در ميزان درامد مصرف مواد گوشتي دامي نيز افزايش يافته است. انسان در طول تاريخ تكامل خود دوره طولاني را به صورت شكارچي - گردآورنده گذراند و به نظر مي رسد اين دوره نيازي دروني در او به گوشت و تخم مرغ بوجودآورده است. نياز به شير و فراورده هاي لبنياتي مثل كره و پنير و ماست بعدها در طول دوره انسان كشاورز بوجود آمد. با افزايش درامدها از آغاز دهه 1950 مصرف جهاني گوشت چهار برابر شده است: از 44 ميليون تن ميليون 184به تن. مصرف سرانه تقريبا دو برابر شده است: از 17 كيلوگرم در سال 1950 به 33 كيلوگرم در سال . 1994 در طول 2 سال گذشته افزايش مصرف گوشت در چين اين كشور را از مقام صادركننده عمده به ميزان 8 ميليون تن در سال به واردكننده غله به ميزان 16 ميليون تن در سال تبديل كرده است. حضور ناگهاني چين به عنوان يك واردكننده عمده غله، در رديف دوم پس از به ژاپن، افزايش قيمت هاي جهاني غله كمك كرده درطول است چند دهه آينده كه 500 ميليون نفر به جمعيت چين اضافه مي شود و همزمان با آن توسعه صنعتي، درامدها و لزوما ميزان تقاضا را افزايش مي دهد، چين ناچار به تبديل زمين كشاورزي به مصارف غيركشاورزي ادامه داده و كسري غله و واردات آن به شكلي چشمگير افزايش خواهد يافت. دير زماني نخواهد گذشت كه نياز وارداتي چين به غله از ظرفيت صادراتي امريكا و ساير كشورهاي صادركننده فراتر خواهد رفت. اما حتي پيش از اين امر كسري جهاني گسترش خواهديافت چه همزمان با چين شمار كثيري از كشورهاي ديگر نيز خريدار غله جهاني خواهند بود. نياز وارداتي كشورهايي چون اندونزي، پاكستان، مصر، اتيوپي، نيجريه، مكزيك، بنگلادش و هند به آساني تا سال 2030 تقريبا 3 برابر خواهد شد. در رقابت براي دست يابي به غله قابل صدور كشورهايي با اقتصادي ضعيف تر بازنده خواهند بود. بازنده اصلي ميليون ها فقير جهاني اند. ادامه دارد