Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750427-1588S1

Date of Document: 1996-07-17

بيم ها و اميدهاي دانشجويان تئاتر - 2 دانشجويان تئاتر: مشكلات زياداست در حالي كه برخي از تماشاخانه هاي تهران بي استفاده باقي مانده اند دانشجويان تئاتر، تالاري براي تمرين و يا اجراي عمومي نمايش هاي خود در اختيار ندارند بسياري از استادان باسابقه تئاتر، دانشكده هاي دولتي را رها كرده اند و اكنون يا در دانشگاه آزاد تدريس مي كنند و يا در آموزشگاههاي خصوصي ما دانشجويان با كوهي از مشكلات روبه رو هستيم اما يك دريا عشق و شيفتگي نيز به تئاتر داريم كه ما را اميدوار نگه مي دارد. تعداد زيادي از دانشجويان تئاتر كه در برابر پرسشهاي ما قرار گرفته بودند، گفته اند: امكانات موجود در دانشكده هاي تئاتر براي تمرين و اجراي تئاتر دانشجويي بسيار اندك وناكافي است. به گفته آفرين سمناني فارغ التحصيل رشته تئاتر ازدانشكده سينما - تئاتر (دانشگاه هنر ) در اين دانشكده فقط يك سالن براي تمرين دانشجويان وجود دارد كه بيشتر اوقات در همين يك سالن نيز كلاس درس تشكيل مي شود. داود زارع دانشجوي سال چهارم تئاتر نيز گفته است: يك سالن كوچك براي تمرين ما در نظر گرفته شده كه اصلا پاسخگوي نياز دانشجويان نيست. ما هميشه مراقب اين سالن هستيم تا اگر يك گروه براي تمرين نيامد به جاي آنها تمرين كنيم. بهرام صادقي مزيدي كه دررشته تئاتر تحصيل مي كند، درهمين مورد گفته است: شش ماه زحمت مي كشيم و تمرين مي كنيم براي يك شب اجرا در سالن كوچك دانشكده كه فقط يكصد نفرظرفيت دارد. دانشجويان تئاتر در اين تهران يك سالن در اختيار ندارند تا بتوانند نمايش هاي خود را براي مردم اجرا كنند. يكي از دانشجويان دانشگاه تهران نيز مي گويد: تالارمولاي مثلا يك تالار دانشجويي است اما تمام سال سوت و كور است و به ندرت به دانشجويان اجازه داده مي شود نمايش هاي خود را در آنجا به اجرا بگذارند. رضا قانعيان يكي ديگر ازدانشجويان تئاتر نيز مي گويد: تقريبا سه سال است كه دانشجويان تئاتر هيچ اجراي عمومي در تماشاخانه هاي تهران نداشته اند. در حالي كه برخي ازتماشاخانه هاي تهران از جمله تالارهاي هنر و سنگلج خاك مي خورند و سال تا سال كاري درآن اجرا نمي شود، ما بايد روي پشت بام دانشكده تمرين كنيم. ما با همين امكانات محدود هم حاضريم كار كنيم اما لااقل يك سالن اجرا در اختيارمان بگذارند. نكته: در حالي كه برخي ازتماشاخانه هاي تهران در تمامي سال خالي و بي استفاده هستنددانشجويان تئاتر، تالاري براي تمرين و يا اجراي عمومي نمايش هاي خود در اختيار ندارند. به گفته دكترقطبالدين صادقي استاد دانشگاه در رشته تئاتردر حال حاضر حدود 11 دانشكده در سراسر كشور و دست كم سه مدرسه خصوصي سالانه 300 فارغ التحصيل 400تا در رشته تئاتر بيرون مي دهند اما در برابر اين عده در همين تهران چند تماشاخانه وجود ندارد كه به طور دائمي فعاليت كنند و عملا زمينه جذب و كار اين فارغ التحصيلان فراهم شود. ارتباط با تئاتر جهان چيزي كه ما به نام تئاترمي خوانيم آنقدر كهنه شده است كه شايد جهان اصلا به آن نام تئاتر ندهد. اين گفته هاي يكي از دانشجويان تئاتر دانشگاه تهران است. شهرام گيل آبادي، دانشجوي سال چهارم رشته تئاتر نيز در اين مورد گفته است: در رشته سينما لااقل آخرين فيلمهاي دنيا به دست دانشجويان سينما مي رسد امادانشجويان تئاتر واقعا ازجريانات روز تئاتر دنيا بي اطلاع هستند و هيچ امكاني براي برقراري ارتباط با تئاترجهان ندارند. صادقي مزيدي، دانشجو نيز در همين مورد مي گويد: در جهان سخن از تئاتر مدرن وتئاتر پست مدرن است ولي در دانشكده هاي ما هنوز از همان تئاتر كلاسيك حرف مي زنند. دكتر ركن الدين خسروي هنرمندباسابقه تئاتر و استاد دانشگاه در رشته تئاتر نيز يكي از مشكلات دانشجويان تئاتر را اين مي داند كه نمونه ها و الگوهاي ارزنده تئاتر را نمي بينند. وي مي گويد: من واقعا نمي دانم به دانشجويان رشته هاي كارگرداني و يا بازيگري بگويم كدام تئاتر را ببينند تا از آن بياموزند. آموزش تئاترنيازمند آزمايشگاه است. همچنان كه در دانشكده هاي فيزيك و شيمي آزمايشگاههايي وجود دارد تا دانشجويان در آن بيشتر بياموزند، دانشجويان تئاتر هم بايد بهترين تئاترها و بهترين بازيگرها را ببينند تا بياموزند. چنين نمونه هايي متاسفانه وجود ندارد. نكته: يكي از مشكلات اصلي دانشجويان تئاتر اين است كه هيچ امكاني براي برقراري ارتباط با تئاتر امروز جهان ندارند. استادان تئاتر تعداد زيادي از دانشجويان تئاتر نيز نبود استادان باسابقه در دانشكده هاي تئاتر رااز مشكلات اصلي خود عنوان كرده اند. يك دانشجوي تئاتر گفته است: تعداد استادان خوب تئاتر در دانشكده هاي تئاتر بسيار اندك است و از دو - سه نفر فراتر نمي رود. هر كس دو سال به خارج از كشور مي رود وقتي برمي گردد استاد تئاتر مي شود! گيل آبادي نيز معتقد است: اغلب استادان از آخرين تحولات تئاتر جهان بي اطلاعند و نظريات بيست سال پيش را به ما تدريس مي كنند. قانعيان، دانشجوي دانشكده سينما - تئاتر كه با ديگردوستان خود در اين زمينه هم عقيده است، نيز مي گويد: صحبتهاي استادان با هم در تعارض است، يكي ليسانس بيست سال پيش را دارد، آن ديگري پنج سال پيش دكترا گرفته است و هر دو نيز مطالعه نمي كنند و از آخرين اطلاعات تئاتر چيزي نمي دانند. يكي از دانشجويان تئاتر دانشگاه تهران نيز گفته است: كساني كه ديروز مدرك گرفته اند امروز استاد تئاتر شده اند! اين افراد چه مي توانند به ما ياد بدهند. نكته: برخي از دانشجويان نيزگفته اند كه بسياري ازاستادان خوب تئاتر به خاطر پاره اي از مشكلات، دانشكده هاي دولتي را رها كرده اند و اكنون يا در دانشگاه آزاد تدريس مي كنند و يا در آموزشگاههاي خصوصي. فاصله بين دانشجويي واستادي! رضا صمدپور، دانشجوي سال چهارم رشته تئاتر در دانشگاه تهران نيز در مورد استادان اين رشته گفته است: در ايران فاصله بين ليسانس گرفتن در رشته تئاتر و استادي آن بسيار كم است. افراد با يك پرش كوتاه از مقطع دانشجويي به استادي مي رسند و به همين دليل هم تجربيات و معلوماتشان كم است. استاد بايد بخواند، تاليف كند، سفر كند و سبكهاي مختلف تئاتر را تجربه كند تا به همان نسبت بتواند بياموزد. اما متاسفانه بيشتر استادان ما در جا زدن را ترجيح مي دهند، همانطور كه دانشجويان. استاد مي داند دانشجو چيز زيادي از او طلب نمي كند به همين دليل هم خود را مجبور به مطالعه نمي بيند. نگراني نسبت به آينده . نكته: دانشجويان تئاترغالبانسبت به آينده كاري خود نگراني دارند و نمي دانند پس از فارغ التحصيل شدن بايد چه كار كنند. ركن الدين خسروي معتقد است: هر كس در پي هر رشته اي كه مي رود قصد آن دارد با تخصصي كه پيدا مي كند زندگي خود را بگذراند. اما دانشجوي تئاتر نمي داند پس از اتمام دانشكده كجا بايد مشغول به كار شود. اين موضوع در آموزش دانشجويان تاثير مي گذارد و انگيزه يادگيري را از آنها مي گيرد. دانشجو وقتي مي تواند خوب درس بخواند و ياد بگيرد كه بداند اگر در رشته اش موفقيت كسب كند مي تواند به گروههاي حرفه اي بپيوندد. اما دانشجويان ما به چه اميدي بايد؟ بياموزند اين آموخته ها را كجا مي توانند به كار؟ بگيرند . آفرين سمناني در همين مورد مي گويد: دانشجويان تئاتر نمي دانند پس از دانشكده بايد چه كار كنند و همين موضوع باعث افت انگيزه در آنها شده است. سال اول كه بودم از همه كلاسها صداي تمرين شنيده مي شد. اما حالا سكوت عجيبي بر دانشكده حكمفرماست. ديگر انگيزه اي براي ما باقي نمانده است، زيرا كه مي دانيم بازار كاري براي ما وجود ندارد.. رضا صمدپور، دانشجو نيز گفته است: ما نمي دانيم آينده كاري ما چه خواهد؟ بود چقدر به ما اهميت خواهند داد و در يك كلام چه كاره خواهيم؟ شد بي آتيه بودن بحراني است كه تقريبا همه دانشجويان تئاتر به آن مبتلا هستند. خودمان مقصريم! يدالله كريمي، دانشجوي تئاتر علي رغم عقيده بسياري از همكلاسي هايش مشكلات تئاتر دانشجويي را بيش از همه مربوط به خود دانشجويان مي داند و مي گويد: چيزي كه بيشتر از همه به پيكره تئاتر دانشجويي ضربه مي زند خود ما هستيم: يعني دانشجويان تئاتر. مشكلات به مطالعه وتلاش اندك ما برمي گردد. بسياري از ما منتظر معجزه هستيم. منتظريم تحولي پيش بيايد و به راحتي جاي حرفه اي هارا بگيريم. برخي از استادان مابا هزينه گزاف براي تدريس به دانشكده دعوت شده اند امادانشجويان بهره اي از آنها نمي گيرند. تئاتر حرفه اي و مشكلات دانشجويان . نكته: به اعتقاد تعدادي ازاستادان تئاتر يكي از مشكلات اصلي تئاتر دانشجويي نبودتئاتر حرفه اي در كشور است. ركن الدين خسروي مي گويد: در تمام دنيا گروههاي دانشجويي در كنار گروههاي حرفه اي - هنري توان رشد پيدا مي كنند و به شكوفايي مي رسند. گروههاي دانشجويي در آن سرزمين ها گروههاي خوب حرفه اي را مي بينند و از آنها مي آموزند و به تدريج خود به گروههاي حرفه اي مي پيوندند. متاسفانه چنين ارتباطي در كشورما وجود ندارد. بنابر اين چون تئاتر حرفه اي نداريم تئاترغيرحرفه اي و دانشجويي نيزنمي تواند رشد كند. يك دريا عشق يك دانشجوي تئاتر نيز گفته است: ما دانشجويان با كوهي ازمشكلات روبه رو هستيم اما يك دريا عشق و شيفتگي نيز به تئاتر داريم كه ما را اميدوارنگه مي دارد. ژيلا بني يعقوب