Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750420-1292S1

Date of Document: 1996-07-10

شهادت در اسلام مقايسه شهادت در اسلام و مسيحيت - قسمت آخر با توجه به آنچه تاكنون بيان شد، روشن مي شود كه پديده و مفهوم شهادت صرفا در انحصار اسلام نيست; بلكه اديان ديگر، مخصوصا اديان جهاني، بويژه مسيحيت نيز داراي اين پديده و مفهوم مي باشد. در قسمت اول بحث نشان داديم كه فداكاري جاني ويژه انسان نيست و در حيوانات نيز وجود دارد; بنابراين نمي تواند به تنهايي مفهوم شهادت را تشكيل دهد و تعريف كند. ضمنا در مسيحيت، چون شهادت بر اساس ارزش خود رنج و تحمل مشقت صورت مي گيرد، در كيفيت فداكاري نيز اشتباه صورت گرفته است; اما در اسلام شهادت عبارت است از: فداكاري جاني 1 در دفاع از حقيقت بر اساس ايمان به آن و تنها براي جلب رضايت حق (جهاد در راه خدا ) كيفيت اين 2 فداكاري نيز بايد همان باشد كه با حقيقت سازش داشته باشد، نه تضاد. بنابراين هدف وسيله را توجيه نمي كند و هر نوع فداكاري جاني هر چند بر اساس ايمان به حقيقت باشد، شهادت شناخته نمي شود و مثلا انتحار بر اساس ايمان به حقيقت، شهادت شناخته نمي شود. هدف 3 از شهادت بايد تنها دفاع از حق و حقيقت باشد نه رنج بردن و كشته شدن (چنانكه در مسيحيت است ) و نه اهداف ديگر. شهداي مسيحيت كساني بودند كه تحت شكنجه انفرادي براي حفظ دين انفرادي خود جان دادند; ولي شهداي اسلام كساني هستند كه در نتيجه جهاد در راه خدا جان دادند. بررسي تطبيقي 4 تاريخ شهادت در مسيحيت و اسلام ما را به اين فرضيه رهبري مي كند كه شهداي مسيحيت افرادي بودند كه براي حفظ دين انفرادي خود (بجز در جنگهاي صليبي كه جنبه سياسي داشت ) به مرگ تن در دادند و اكثر شهداي اسلام افرادي بودند كه در جريان جهاد و مبارزه در راه استقرار عدالت، حق و صلح، شهيد شدند. البته در اسلام نيز شهداي انفرادي كه براي حفظ دين شخصي خود جان بودند، دادند، مانند: سميه كه اولين شهيد اسلام و زن بود و بلال كه اولين شهيد اسلام وسياه پوست بود. با اين ترتيب در حالي كه شهادت در مسيحيت قبل از رسميت يافتن و جهاني شدن مسيحيت شكل گرفت، شهادت در اسلام پس از آن كه اسلام به صورت نظام كامل ديني، سياسي و اجتماعي درآمد شكل گرفت و شايد به اين علت است كه براي شهادت در مسيحيت معاصر نقشي وجود ندارد در حالي كه شهادت در اسلام، تا زمان معاصر، اهميت خود را كاملا حفظ كرده است. جهاد 5 شهادت و جنگ در اسلام بيش از آن كه مسائلي صرفا ايدئولوژيكي باشند، به صورت مسايل حقوقي و فقهي درآمدند، به صورتي كه فقها و حقوقدانان مسلمان، مسايل، پيامدها، ويژگيها، آثار، شرايط و احكام آنها را تعيين كردند. اين مساله در مورد جهاد و جنگ، كاملا روشن تر با است توجه به اين كه شهادت در مسيحيت، بيشتر، جنبه ايدئولوژيكي صرف دارد و از بعد حقوقي برخوردار نيست مي توان نتيجه گرفت كه جهادو شهادت و جنگ در اسلام و همچنين امر به معروف و نهي از منكر، كه در حقيقت زيربناي مسايلي آنهاست، حقوقي، اجتماعي، سياسي مي باشند نه صرفا مذهبي - ايدئولوژيكي و براي تحميل دين، مذهب وايدئولوژي. شهادت در اسلام با توجه به آنچه گفته شد، فداكاري ويژه انسانها نيست; شهادت به مفهوم گسترده (جان نثاري ) ويژه مكاتب مذهبي واديان نيست; شهادت به مفهوم بسته آن، ويژه اسلام و حتي تشيع نيست ولي اسلام مخصوصا تشيع، از ابتدا اهميت فراواني براي شهادت در استوار كردن و دفاع از حق و حقيقت قائل شد. بسياري از صحابه و بستگان پيامبر و تمام پيشوايان بلافصل تشيع به درجه رفيع شهادت در راه تامين اين هدف نايل آمدند. در حديثي آمده است: تمام ما ( ائمه ) يا مسموم شديم و يا مقتول. در درجه اول، اسلام، از ريشه س ل م ( سلم ) به معني صلح و تسليم است. تسليم كامل و همه جانبه در برابر تمام حقيقت ( الله ) و آمادگي براي هرگونه فداكاري در استقرار حاكميت اين حقيقت. بنابراين، شهادت اعتبار و ارزش اساسي خود را مديون اصل اساسي توحيد است. در درجه دوم، شهادت عبارت است از جان نثاري براساس جهاد و مبارزه. بسياري از اسلام شناسان غيرمسلمان به اشتباه جهاد رابه جنگ مقدس مذهبي كه ترجمه Warاصطلاح هولي وار Holy است تعريف كرده اند ( ); 13 درحالي كه ممكن است اصطلاح جنگ مذهبي در مسيحيت به كار رود و به كار بردن آن در مورد اسلام، قطعا، براساس مقايسه آن با مسيحيت است و درست نيست; زيرا اسلام هرگزجنگ را براي تحميل دين و مذهب تجويز نكرده است و علاوه، جهاد داراي مفهومي، كاملا گسترده تر از جنگ نظامي است و تمام مبارزه در راه استقرار حق و عدالت و صلح را فرا مي گيرد ( ).اين 14 اسلام شناسان ضد شهادت اسلام و جهاد را نفهميده اند. مفهوم شهادت در تنها اسلام، درصورتي فهميده مي شودكه مفهوم جهاد درست فهميده شود و مفهوم جهاد نيزبه نوبه خود، تنها درصورتي درست درك مي شود كه مفهوم امر به معروف و نهي از منكر درست فهميده شود و مفهوم امر به معروف و نهي از منكر نيز، درصورتي فهميده مي شود كه معروف و منكر، درست و نادرست، صحيح و غلط، حق و باطل، عدل و ظلم، حقيقت و حقيقت نما درست فهميده شود. مفهوم شهادت در اسلام - مانند مفاهيم ديگر اسلامي - بايستي در چهارچوب كل اسلام تجزيه و تحليل شود. مقايسه مفهوم شهادت در اسلام با مفهوم شهادت در مسيحيت يا اديان ديگر، درحالي كه بسيار مفيد است، ولي در ممكن مقابل، است محقق را به اين اشتباه رهبري كند كه تصور كند اين دو يكي است. بدون ترديد اصطلاحات: شهادت، جهاد و جنگ در اسلام داراي مفاهيم ويژه اي مي باشند كه كاملا با اديان ديگر و با مسيحيت متفاوت مي باشند. شايد علت اصلي اشتباه اسلام شناسان غيرمسلمان در مورد مفاهيم شهادت، جهاد و جنگ در اسلام، عبارت است از مقايسه سطحي اين مفاهيم اسلامي با مشابه آنها در اديان ديگر، مخصوصا، مسيحيت. به همان نسبت كه ترجمه جهاد به جنگ مقدس، (هولي وار War Holy) نادرست است، ترجمه شهادت به مفهوم آن در مسيحيت نيز نادرست است; كلمه شهيد و مشتقات ديگراز ريشه ش ه د، در حدودپنجاه بار در قرآن به كاررفته است ( )در 15 اكثر اين موارد اين كلمه در معاني متفاوت به معناي گواه، نمونه و ناظر به كار رفته است. از آن جا كه رابطه بين شهيد و شهادت، به معناي اصطلاحي و جهاد و مجاهد در اسلام و قرآن بسيار روشن است، لازم است يادآوري شود كه كلمه جهاد و مشتقات ديگر ج ه د در قرآن درحدود چهل بار به كار رفته است. ( ) 16 مجددا، در اكثر اين اين موارد، كلمه به معاني متفاوت كوشش و مبارزه به كار رفته است. ( ) 17 كلمه جهاد نيز مانند كلمه شهادت با مرور زمان به صورت اصطلاح ديني درآمد (منقول شرعي ); يعني با اين كه دو كلمه جهاد و شهادت در معناي متفاوت لغوي به كار مي روند، همزمان به صورت اصطلاح ويژه ديني نيز به كارمي روند. به هر صورت، شهادت درمعناي لغوي قرآني عبارت است از ديدن، گواهي دادن و نمونه و الگوسازي. معناي شهيد كسي است كه مي بيند، گواهي مي دهد و نمونه مي شود. ( ) 18 ازآن جا كه رابطه بين معناي لغوي و اصطلاحي در اصطلاحات و منقولات شرعيه و ديني هميشه مراعات مي شود، به نظر مي رسد كه شهيد حقيقت را مي بيند و مشاهده مي كند و با جهاد و زندگي خود به آن گواهي مي دهد و با شهادت و جان نثاري خود الگو مي شود و براي امت سرمشق و نمونه كامل انسان حقيقت شناس مي شود. كلمه شهادت و شهيد در قرآن به معناي اصطلاحي به كار نرفته است. كلمه اي كه در قرآن درمعني شهادت و شهيد به معناي اصطلاحي به كار رفته است قتل ومقتول في سبيل الله است ( )(كشته در 19 راه خدا ). شايد علت اين است كه قرآن نخواسته است شهادت و شهيد را تنها در مبارزه منتهي به مرگ به كار برد. همان گونه كه در فقه اسلامي براي جهاد شرايط فراوان قرار داده شده است، براي شهادت نيز شرايطي لازم است: - 1 شهادت مي بايستي يك انتخاب مبتني بر جهاد هرچند باشد خود جان دادن لازم نيست انتخابي باشد. به هرصورت شهادت نمي تواند تصادفي و اتفاقي و خارج از چهارچوبصورت گيرد. اين انتخابدر حقيقت انتخاب جهاد است نه مرگ. شهيد با مرگ مي جنگد و مبارزه مي كند و از آن فرار مي كند. ( ) 20 - 2 اين انتخاب مي بايستي بر معرفت و شناخت اهداف جهاد و كيفيت آن استوارباشد. ( ) 21 فداكاري جاني تنهادر چهارچوب جهاد قابل توجيه است. بنابراين، بعضي اعمال به ظاهر انتحاري نيز، در حقيقت شهادت هستند. - 3 جهاد و شهادت هر دوبايستي اهدافي را خارج از خودمرگ براي مرگ تعقيبنمايند. در اين رابطه مرگ بدون جنگ نيز، در موارد خاص، شهادت شناخته مي شود. - 4 اين اهداف بايد اهدافي مقدس و مورد تاييد اسلام باشد و شهادت و جهاد بايددر راه تامين اين اهداف صورت گيرد. بنابراين بايدهم وسيله (جهاد و شهادت ) وهم اهداف هر دو از تاييد اسلامي برخوردار باشد. ( ) 22 - 5 در اسلام هدف وسيله راتوجيه نمي نمايد و بنابراين هرگونه مبارزه و مرگ طلبي جهاد و شهادت نيست. - 6 جهاد و شهادت هردو بايدبراساس نيت خاص نهايي تقرب به خدا و جلب رضايت او باشد. براساس اين شرايط و شرايط ديگر است كه شهادت از مرگ غيرشهادتي متفاوت مي شود; زيرا شهادت مرگ نيست. ( ) 23 آنچه شهادت را در اسلام اهميت داده است، نه مرگ است و نه مرگ انتخابي; زيرا نه مرگ و نه حيات به تنهايي و به خودي خود، نه خوب است و نه بد. مرگ چيزي جز پايان حيات نيست و حيات غيرمفيد چيزي جز مرگ نيست. آنچه زندگي را ارزشمند مي كند جهاد و مبارزه براي استقرار و تحكيم حقيقت، عدل و خوبيهاست. بنابراين، آنچه حيات و مرگ را ارزشمند مي كند ارزشي است كه در هر يك از زندگي و مرگ وجود دارد. كسي كه زندگي خود را در راه تامين هدفي مقدس مصرف مي كند و با فداكاري، مبارزه و ايثار در راه خدا زندگي مجاهد مي كند، است و اگر در اين راه جان سپاردشهيد است. مجاهد، شهيد زنده است و شهيد، مجاهد كشته. مجاهد براي تامين هدف مقدس زندگي مي كند و شهيد با تامين اين هدف، به زندگي ابدي مي رسد. ( ) 24 شايد به اين علت است كه شهيد هميشه زنده است و جهاد هرگز شكست پذير نيست. ( ) 25 شايد به همين جهت است كه امام حسين ( ع ) با شهادت خود هدفي را تامين كرد كه باادامه حيات خود در آن شرايطامكان تامين نداشت. شهيد كسي است كه يكي از دوانتخاب را كه به طور مساوي ارزشمند است اختيار كرده است; بدون آنكه لازم باشد به مرگ برسد. اگر فردي به اجبار در جريان مبارزه خود، بدون قدرت انتخاب كشته شود، ما مي توانيم وي را شهيد در راه دفاع از حق بدانيم و نه جهاد در راه حق. به هر صورت عامل انتخاب نهاني در جهاد و شهادت ضروري است. منابع و ادبيات گروههاي اسلامي، مختلفي را شهيد معرفي كرده است از جمله: - 1 كسي كه در راه دفاع از شرف خود و خانواده كشته شود. ( ) 2 - 26 كسي كه در دفاع از مال و ناموس خود كشته شود. ( ) 3 - 27 كسي كه در دفاع از دين خود كشته شود. ( - 284 كسي كه در دفاع از حقوق خود كشته شود. ( ) 29 - 5 كسي كه در دفاع از جان خود و خانواده خود كشته شود. ( - 306 كسي كه در دفاع از عدل ومبارزه با ظلم كشته شود. ( ) 7 - 31 كسي كه در مهاجرت در راه خدا كشته شود. ( ) 8 - 32 كسي كه در دفاع و مبارزه در راه حق كشته شود. ( - 339 كسي كه با ايمان كامل ازدنيا برود. ( - 3410 كسي كه با حب اهل البيت جان سپارد ( ) 11 - 35 كساني كه در انتظار حاكميت الله و استقرار عدل (فرج ) جان سپارند. ( ) 12 - 36 كسي كه در حال تحصيل و تعليم و تعلم جان سپارد. ( ) 13 - 37 كسي كه در غربت جان سپارد. ( ) 14 - 38 كسي كه در جهاد و دفاع مجروح شود و سپس جان سپارد- 150 زناني كه در جريان بارداري و وضع حمل جان سپارند. ( ) 39 - 16 كسي كه در طهارت كامل و خلوص و اخلاص كامل جان سپارد. ( ) 17 - 40 كسي كه در جريان انجام يك تكليف ديني جان سپارد ( ) 18 - 41 كسي كه در جريان امر به معروف و نهي از منكر جان سپارد. ( ) 42 پاي نوشتها: Ibid -.Ibid -المعجم 15 الفهرس لالفاظ القرآن -همان 16 مدرك -سوره 17 بقره 143 18 آيه - موارد متعدد استعمال كلمه شهادت و شهداء در قرآن ازجمله: سوره بقره 143 19 آيه - سوره بقره آيه; سوره 154 آل عمران 156 20 آيه -سوره يوسف آيه ; سوره 108 انعام 104 21 آيه -همان مدرك -سوره 22 مومن آيه 40 ; سوره 19 اسراء آيه; سوره 124 نساء آيه; سوره 112 حجرات آيه ; سوره 15 نساء 59 23 آيه -سوره 15 آل عمران 169 24 آيه -سوره آل عمران 169 25 آيه -ارشاد القلوب 199 26 مفيد- وسائل الشيعه ج 2/63-همان 27 63 28 مدرك -29 29 نهج الفصاحه -وسائل 589 الشيعه 2 30 ج -همان 35 31 مدرك -نهج البلاغه -سوره 32 نساء آيه 100- 33 آل عمران 157 34 آيه - سفينه البحار 1/720 35 ج -وسائل الشيعه 2/21 36 ج - همان 514 37 مدرك -637 38 نهج الفصاحه -همان 624 39 مدرك - سفينه البحار 1/720 40 ج -همان مدرك -غرر 41 الحكم 2340- 42 سفينه البحار /720 1ج دكتر ابوالفضل عزتي