Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750420-1255S1

Date of Document: 1996-07-10

خارج از مدار مايك نيكولز بر صحنه تئاتر لندن من بازيگري را دوست ندارم زيرا ترجيح مي دهم بجاي كودك، پدر باشم. اما در اين مورد خاص دوست داشتم كودك باشم. اشاره: .مايك نيكولز در سال 1931 در برلين متولد شد و پس از رفتن به امريكا و گذراندن دوره دبيرستان وارد دانشگاه شيكاگو شد و در رشته روانكاوي مشغول تحصيل شد. وي پس از آن گروه سيار تئاتر تشكيل داد و تا مدتها به كارگرداني تئاتر پرداخت. در سال 1966 اولين فيلم خود به نام چه كسي از ويرجينياولف؟ مي ترسد را كارگرداني كرد. در سال 1975 پس از ساختن فيلم اقبال مدتي فعاليتهايش متوقف شد و مجددا در سال 1983 فعاليتهاي خويش را از سر گرفت. آخرين فيلم مايك نيكولز به نام قفس پرنده به يكي از پرفروشترين فيلمهاي امسال تبديل شده است. وي براي كار بعدي اش در نظر دارد رمان ناشناخته و پراحساس رنگهاي اوليه را به فيلم تبديل تام كند هنكس واماتامسون در اين فيلم بازي خواهند كرد. همچنين با همكار و شريكش آلن مي فيلم مستندي براي بي شبكه پي. اس ساخته است كه روز 22 مي (دوم خرداد ) به نمايش درآمد. نيكولز كارگرداني است كه تاكنون در زمينه تئاتر شش جايزه توني دريافت كرده و در زمينه سينما نيز برنده اسكار بوده است. وي اكنون در يكي ازبرجسته ترين دوران كاري خويش قرار دارد بنابراين چرا درنمايشنامه اعتراف كننده برگزيده (mourner Designated The) كه در سالن كتسلوي تئاتر ملي لندن روي صحنه رفته است، به عنوان بازيگر، نقش اصلي را به عهده گرفته؟ است نمايشنامه اي بسيار پركار و منقلبكننده ازنويسنده اي سخت گير و پريشان به نام والاس شاون. نيكولز مي گويد: من مي خواستم كاري متفاوت انجام دهم. چيزي كه باعث نشود عادي به نظر برسم. من نمي توانم در آسمان پرواز كنم يا از كوه آناپورنا بالا بروم. اما مي توانم نقش خاصي را بازي كنم، كاري كه بخشي از حرفه من به حساب نمي آيد. بازي نيكولز همچون مكاشفه در مجموعه اي پيچيده متشكل از خشم، نااميدي، ادراك خودسرانه و نيروي احساسات است. او نقش جك را بازي مي كند. جك همسرجودي، با بازي ميراندا ريچاردسون، نمايشگر فرهنگي برتر است و با پدر همسرش هوارد، با بازي ديويد دوكيسر، به مخالفت مي پردازد. اين سه شخصيت درگير تك گويي هاي آميخته به هم هستند. اين سخنان رويدادهاي اسرارآميز كشوري بي نام با نظامي ظالمانه را بازگو اين مي كنند نظام هم حقوق عموم مردم و هم حقوق نخبگان و برگزيدگان فرهنگي كشور را پايمال مي كند. منتقدان لندن با خوشحالي كشور مذكور را امريكا فرض كرده اند. دلايل غريبشاون نويسنده نمايشنامه هاي ياس آور كه در نقشهاي عامه پسند سينمايي بازي مي كند، به جاي ركس دايناسورفيلم داستان اسباببازي و معلم نوجوانان در فيلم بي نشان نيز صحبت كرده است. او پنج سال روي اين نمايشنامه كار كرد و هميشه نيكولز را به خاطر داشت، يا بهتر بگوئيم نام او را به يادداشت. شاون مي گويد: صداي نيكولز و نام او به دلايل غريبي وقتي كه شبها در رختخوابم دراز مي كشيدم و براي خودم روي اين موضوع فكر مي كردم، به خاطرم مي آمد. هنگامي كه شاون به همراه نمايشنامه نويس و كارگردان انگليسي ديويد هير ازنيكولز دعوت كردند در اين نمايشنامه بازي كند، او باديان سوير همسرش والن مي همكارش مشورت كرد و هر دو او را به بازي در اين نمايشنامه تشويق كردند. نيكولز مي گويد: من هميشه به غير از همسرم ازالن خواسته ام آنچه را مي خواهم انجام دهم، بخواند. يكبار به خاطر دارم كه نظرالن را درباره فيلمنامه اي پرسيدم. ما در يك رستوران ايتاليايي نشسته بوديم و قبل از اينكه او به من بگويد چه فكري مي كند من به او گفتم روي چه فيلمي كار مي كنم. او پرسيد: اين كار را قبول؟ كردي من گفتم: خوب، بله و همانجا در رستوران او بيهوش شد. الن به من كمك كرد تا از كار كردن روي آن فيلم دست بكشم. نيكولز پيش از اين تنها يك بار در نقش بازيگر تئاتر ظاهر شده است. وي در سال 1980 با همكاري الن مي نمايش چه كسي از ويرجينياولف ؟ مي ترسد را درنيوهون روي صحنه اجرا كرد. نيكولز درباره بازي اش مي گويد: اساسا من بازيگري را دوست ندارم زيرا ترجيح مي دهم به جاي كودك، پدر باشم. اما در اين مورد خاص دوست داشتم كودك من باشم تنها كاري را انجام دادم كه ديويد از من مي خواست و كاملا به او اطمينان كردم. ديويد هير مي گويد: نيكولز شگفت آور، طبيعي و بسيار با روح بازي مي كرد. او باعث اصلي موفقيت اين نمايش انسان بود مي تواند از مايك بخواهد هر كاري را انجام دهد و او با موفقيت آن را انجام مي دهد. ميراندا ريچاردسون ديگر بازيگر اين نمايش كه در آخرين فيلم رابرت آلتمن به نام كانزاس سيتي بسيار خوب بازي كرده است از قول نيكولز مي گويد: من نمي دانم چه مي كنم. اما ذهن نيكولز بسيار هشيار و دقيق است. انسان به خوبي متوجه مي شود كه ذهن او هنگام اجراي نمايش كاملا درگير شخصيت جك شده است. جك يكي از آشفته ترين شخصيت هايي است كه در سالهاي گذشته توسط يك نمايشنامه نويس امريكايي خلق شده است. جك علي رغم ايستادگي هوارد و هوادارانش عليه ظلم كه سرنوشت ترسناكي را برايشان رقم زده است، آنان را مورد استهزا قرار مي دهد. او مي گويد: در تمام زندگي ام از به كار بردن كلمه هنر خودداري كرده ام زيرا هنر بسيار پست شمرده شده است. مردمي كه در صحنه تئاتر حضور دارند و درباره هنر صحبت مي كنند اغلب افرادي مطيع هستند كه به آساني فريب مي خورند. اكنون كه هنر در خطر است، همه چيز متفاوت شده است.. انسان مي تواند در نظر بگيرد مرگ شش ميليون نفر اولين ضربه به هنر و استعاره بوده است. مايك نيكولز با نام اصلي مايكل ايگور پچكوفسكي در برلين متولد شد و همراه با والدينش از اردوگاههاي كار و كوره هاي آدم سوزي گريخت و هنگامي كه هفت ساله بود همراه با آنان به امريكا رفت. وي مي گويد: اين يك واقعيت است كه من در دوران نامعلوم و محدودي كه تا زمان مرگ ادامه دارد، زندگي مي كنم. منظورم اين است كه در واقع نبايد اينجا زندگي كنم، فيلم بسازم و روي نمايشنامه ها كار كنم. اما او اين كار را انجام مي دهد و احتمالا دردرخشانترين دوره كارش از سال 1966 تاكنون قرار گرفته است. او زماني چهار نمايش همزمان در برادوي روي صحنه داشت اما اكنون يك جوان 64 ساله است. نيكولز در شگفت است كه آيا جوان بودن در اين سن و سال به دليل تلف كردن دوران ميانسالي زندگي؟ است من بسياري از چيزها از جمله فيلم سازي را براي هفت سال متوقف كردم. دانته مي گويد: جنگلي تاريك در ميانه زندگي انسان وجود دارد كه او نمي داند در حال نزديك شدن به آن است و بعد مي بيند كه درون آن قرار گرفته است و سپس از آن خارج راز مي شود اين سالهاي عمر من همان است كه انسان نهايتا در جايي به خودش فرمان ايست مي دهد، بنابراين به ساير مردم نيز ايست مي دهد. بدن انسان نيز به او ايست مي دهد. انسان همواره و همه جا با زمان پيش نمي رود. چرخه كامل: همسرنيكولز معتقد است كه او يك چرخه كامل را طي كرده است. وي مي گويد: مسلما دوباره پيوستن او به الن بسيار اهميت داشته است. آنها اختلافات كوچك را كنار گذاشتند. ما اكنون از با هم بودن بسيار لذت آنچه مي بريم من درباره اش فكر نمي كنم او به آن فكر مي كند و آنچه او درباره اش فكر نمي كند من به آن فكر مي كنم.. مي نمايشنامه قفس پرنده را نوشته است و فيلمنامه رنگهاي اوليه را نيز خواهد نوشت. تدتالي نيز فيلمنامه اي براساس رمان پرفروش تمام اسبهاي زيبا نوشته كورماك مك كارتي براي نيكولز نوشته است. نمايشنامه اعتراف كننده برگزيده تا اول ژوئن ( خرداد ) 12 روي صحنه بود وقرار است اين نمايش در نيويورك نيز اجرا شود. در اين اجرا نيكولزبازي نخواهد داشت. او بايد روي تمام اين فيلمها كار كند، اما در كنار آن مي گويد: من علاقه اي ندارم تا در نيويورك تئاتر بازي كنم. اين كار يك بازي كاملا متفاوت است. همه در آنجا به زبان پول درباره تئاتر و سينمامي نويسند و به نوعي بازاري هستند. اما مردم انگلستان به يك تئاتر زنده عادت دارند. من در نيويورك نيز هر سال كارهاي جالبي مي بينم. اما براي من اين كار بسيار شخصي تر بوده است. من مي خواستم اين كار را در اين زمان و اين مكان انجام دهم و بعد به سركار و زندگي واقعي ام برگردم. اين كارنيكولز يك همكاري در زمينه بازيگري بود و يك بازيگري درخشان و به يادماندني. او بايد كلاس بازيگري اش را از نيويورك به لندن منتقل كند تا علاقه مندان ببينند او چگونه كار مي كند و شيوه استادانه اش را به كار گيرند. واحد رسانه هاي خارجي زيرنويس عكس: مي ونيكولز در صحنه اي از نمايش هاي خود دربرادوي