Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750419-1218S1

Date of Document: 1996-07-09

خيابان، يك خانه بزرگ است بازيابي خيابان به عنوان فضاي زندگي ( ) 1 o مسئله خيابانها فقط به نهادهاي مهندسي، تاسيسات وتجهيزات شهري مربوط نمي شود. عامه مردم نيز بايد جوابگوي ابهامات و تناقضات خواسته هاي خود باشند. o با رواج و سلطه حركت وسايل نقليه در معابر و فضاهاي شهري، بويژه در كلانشهرهاي جديد مثل تهران، دستيابي به بسياري از خواستهاي طبيعي و بديهي مانندتامين نيازهاي فرهنگي، عاطفي و ذوقي در محيط زندگي شهري با موانع دشوار و ناكامي روبرو شده است. شايدخيابان مهمترين فضاي شهري است كه بسياري ازفعاليتها و ارزشهاي اجتماعي وفرهنگي شهر در آن تحقق پيدامي كند. اما در تحولات شهرسازي معاصر، كاركردهاي قديمي و طبيعي خيابان، به عنوان بخشي از محيط زندگي و يك فضاي پرشور و تحرك، تغيير يافته و در بيشتر موارد تنها به محل رفت وآمد خودروها تبديل شده است. اكنون در مطالعات جديد شهري در جهان، موضوع بازيابي و بازسازي خيابان به عنوان يكي از مهمترين فضاهاي شهري براي ارتقاء كيفيت زندگي و ايجاد ارزشهاي مطلوب اجتماعي و فرهنگي مورد توجه و تاكيد بسيار قرار گرفته است و در چند دهه اخير ادبيات مربوط به حيات خيابان، جايگاه مهمي در مطالعات شهري و جامعه شناسي دارد. در زمينه احياي تعدادي خيابان، از نظريه پردازان به تاليف و انتشار آثار خودپرداخته اند كه يكي از جديدترين و جامع ترين آنها، كتابي باعنوان خيابانهاي عمومي براي استفاده عمومي است كه مقاله 28 از مولفان و كارشناسان مختلف جهان را دربر مي گيرد. برخي از نظرات مندرج در اين كتاب به ارزشها و كاركردهاي اجتماعي و فرهنگي خيابان اشاره مي كند. از جمله آمده است: نبايد كاري كرد كه مردم به دليل ناراحتي هاي ناشي از ترافيك خود را از صحنه خيابان خارج سازند. محيط خيابان بايد حاوي فضاهايي باشد كه مردم بتوانند در آنها بنشينند و گفتگو و بازي كنند. همه خيابانها داراي تاريخي هستند كه احساس غربت، بدون دليل در آن راه ندارد. تاريخ يك خيابان را مي توان ثبت كرد. ساكنان خيابان به عنوان يك مكان به آن مي نگرند تا يك معبر، خيابانهاي مسكوني بايد مقصد باشند نه محلي براي عبور. در جايي ديگر از كتاب مذكورآمده است: خيابان مردمي، اتومبيل سوار را حذف نمي كند، بلكه باايجاد يك تعادل عادلانه تر ميان اتومبيلها و ديگر استفاده كنندگان از خيابان، مثل عابران پياده و دوچرخه سواران، فضاي مناسبي براي آن درنظر مي گيرد. ضرورت تحول در شهرسازي: مسئله خيابانها فقط به نهادهاي مهندسي، تاسيسات و تجهيزات شهري مربوط نمي شود. عامه مردم نيز بايد جوابگوي ابهامات و تناقضات خواسته هاي خود باشند. مثلا كسي كه به عنوان راننده خواهان سهولت و سرعت است، ولي به فقدان ايمني براي عابر پياده اعتراض مي كند، بايد اولويت هاي خود را مشخص چرا سازد كه كاربري خيابانها و سهم خودروها نيز بايد متناسب بااين اولويتها تعيين شود. اينكه شهرسازي مدرن حمل و نقل را عملكرد غالب خيابان مي داند، منطبق با نظريه عام تري است كه قسمتهاي مختلف شهر را از يكديگر جدا مي كند و اين جداسازي از واكنشي شديد عليه پيچيدگيهاي شهر صنعتي ناشي مي شود. همچنين بيانگر تمايل شديد به كنترل اين پيچيدگي هاست. بنابراين، توجه به تقسيم بندي سطح شهر براساس طرحهاي كاربري و ناحيه اي موجب شده تا خيابانها در ذهن شهرسازان به فضايي پوچ و خالي بدل شود و برنامه ريزي حمل و نقل از برنامه ريزي شهري جدا گردد. به همين ترتيب، خيابانها نيز به جاي آنكه بخشهاي مختلف شهر را به يكديگر پيوند دهند، آنها را از هم مجزا كنند. چنانچه برنامه ريزان شهري وهمكاران آنها يعني معماران مهندسان، و خيابانها منظره سازان، را مانند شبكه هاي فضاي باز عمومي درنظر بگيرند، بسياري از مشكلات شهري مثل بهسازي محيط زيست، بهبود وضع ترافيك وغيره در ارتباط با يكديگر مشاهده خواهند شد. مطالعات و تجارب جديدشهرسازي همگي بر امكان وضرورت يكپارچگي تجديد طراحي خيابان و طراحي شهري تاكيد مي كنند. اما در اين راستا دشوارترين كار، تغيير شيوه تصميم گيري در باره كاربري خيابان است. در اينجا روي آوردن به مشاركت عمومي و دخالت مستقيم مردم بديهي بنظر مي رسد. اهداف اجتماعي و فرهنگي درگسترش فضاهاي پياده: با رواج و سلطه حركت وسايل نقليه در معابر و فضاهاي بويژه شهري، در كلانشهرهاي جديد مثل تهران، دستيابي به بسياري ازخواستهاي طبيعي و بديهي مانندتامين نيازهاي فرهنگي، عاطفي وذوقي در محيط زندگي شهري با موانع دشوار و ناكامي روبرو شده است. به همين دليل يكي از اهداف اصلي جنبش پياده گستري و برنامه ريزي پياده، احياء و تقويت ارزشهاي اجتماعي و فرهنگي در فضاهاي شهري است. بطور كلي مي توان اين اهداف و نيازها را به سه دسته تقسيم كرد: بهبود گذران فراغت، تقويت مشاركت اجتماعي، گسترش آموزش محيطي. بهبودگذران فراغت: مفهوم فراغت در معناي وسيع خود داراي سه كاركرد اصلي تفريح يعني استراحت، وخلاقيت است كه تامين بخش عمده اي از آنها به امكانات و فضاهاي باز شهري بستگي دارد. از اين لحاظ، باتوجه به تاثيرات وسيع فراغت در ارتقاء كيفيت اجتماعي وفرهنگي حيات شهري، لازم است كه در برنامه ريزي و طراحي شهري جاي والاتري به آن داده شود. گسترش و ساماندهي فضاهاي پياده يكي از اهرمهاي نيرومندبراي بهبود گذران فراغت است. امروزه در بسياري از شهرهاي سالم جهان، بخش مهمي ازفعاليتهاي فراغتي مثل تماشاي نمايش، فيلم، اجراي موسيقي، خلق نقاشي، برگزاري جشنها، بازيهاي دسته جمعي، گفتگو و بازي به فضاهاي باز شهري مانند خيابان، ميدان و پارك منتقل شده و در نتيجه محيط شهري به يك محيط زندگي پرشور و نشاط بدل گرديده است. با ايجاد فضاهاي پياده در مناطق مسكوني، از طريق ممنوع و محدودكردن حركت وسايل نقليه مي توان بسياري از خيابانها، ميدانچه ها و كوچه هاي بن بست را به فضاهاي فراغتي مناسب تبديل كرد و محيطي امن، جذاب، پرنشاط و كم هزينه براي اقشار مردم مبدل ساخت.