Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750416-1058S1

Date of Document: 1996-07-06

يادداشت روزبه مناسبت فرا رسيدن اربعين حسيني ( ع ) پژواك حقيقت هر حقيقتي، حامل نمادها و نشانه هائيست كه با آنها معنا مي يابد و گوهر آن در پرتو همين شعاعها گسترده مي شود. اگر آيين ها و حقايق، بازتابي در زندگي و شرايط پس از خود نداشته باشند و ذات و محتواي آنها به كيمياي زمان شكل تازه و ژرفاي افزونتر نيابد، عمري نخواهند داشت و باران روزگاران، خاك آنان را خواهد شست و نقششان را محو خواهد ساخت. انقلاب عظيم حسيني، خود يكي از نمادها و بازتابهاي حقيقتي بود كه با درخشش دين محمد (ص ) بر صحيفه جهان نقش بست. نقشي كه نگين آفرينش و نور مقدس هستي است. در اين انقلاب نابرابر كه داغهاي غمباري بر سينه بشريت نشاند، هيچ خوني بيهوده بر زمين ريخته نشد و هيچ شمشيري بي دليل فرود نيامد. تمام دلايل پوچ و بي ارزش آزمندي و ستمگري، در برابر احتجاج زلال ايمان و عشق صف كشيد و ديگر، تا هميشه، هيچكس نخواهد توانست افق ايندو را تيره كند و لباس ايمان و آز را بر تن يكديگر بپوشد. اين نقش، امكان عقل و برهان در سرزمين خرد انسان نيست، بل، رهاورد عشق و ايمان در خطه هاي بي مرز جان است. اين پرده، رنگ رنگ دروغين شيطنت نفس نيست، بي رنگي اطمينان عبوديت است و حسين ( ع ) رسول دين درست خاتم الانبياست همچنانكه محمد ( ص ) پيام آور مرسل خداوند بود. شجره اي چنين بلند و مبارك، نيازمند آبي چنان زلال و پاكيزه است. حسين و محمد ( ص ) شعاعهاي بلند و پر نور يك خورشيدند. خداوند در همه هستي متجلي است اما اين دو تجلي گاه، كورترين چشمها را نيز باز مي گشايد و بينا مي سازد. اين دو شمس تابناك بر بلندترين قله هاي خلقت طلوع كرده اند. در گذر ساليان و قرنها، رنگ وبوي معتقدات انسان رخساره اي تازه مي يابد. اما گويي چشمي پنهان گواهي مي دهد كه ابديتي ناب و هميشه تازه مي بايد ديگرگون نشود. چيزي مي بايد برجاي باشد تا بتوان بدان تكيه زد و با چنگ زدن بدان، خود را به حقيقت نزديك ساخت. مي بايد شارعي ابدي، مركوبهاي جان را تا مقصدي مطمئن برساند و اين جانهاي فرسوده و افسرده را به معبدي آكنده از شور و سماع و ذكر و سجود هدايت كند... همه آنچه به حسين ( ع ) مربوط مي شود از اينگونه است; همچون رحيل مكرر كاروانها در گم راههاي بياباني، كه هر يك به نشانه اي جدا شناخته مي شود، اما به يك سو مي خوانند و يك مقصد را دنبال مي كنند. بعثت و هجرت و محرم و عاشورا و... اربعين منزلگاههاي سفر عاشقانه در ركاب حق هر است كه در اين ركاب گام بردارد، ضمانت رستگاري را يافته و هر كه كمر بسته اين خواجه باشد، بي ترديد نقش آزادگي بر ميان بسته است. رمز اين معما اينچنين گشوده مي شود. مي بايد خالص و زلال به دنبال مريدي چون حسين رفت... سحرگه رهروي در سرزميني همي گفت اين معما با قريني كه اي صوفي شراب آنگه شود صاف كه در شيشه بماندار بعيني اربعين نشانه ايست براي تامل و تاثر، نشانه اي براي دادخواهي و زيرا تظلم اگر خواهندگان خون حسين در منزلي گرد هم نيايند و ميثاقهاي جهاد و فلاح را درمنازلي همچون اربعين تازه نسازند، اين توفان فرو خواهد نشست، از ميان خواهد رفت و وزشي خشك و بيهوده برجاي خواهد ماند. اينكه چرا اربعين و در اين در رمز، اين نماد، در اين عدد چه رازي نهفته؟ است بهتر آنكه چندو چون را كنار بگذاريم و دربرابر علم خدا و نبي تسليم باشيم. اربعين از رازهاي هستي است چنانكه چون موسي ( ع ) راقابل استماع كلام بي واسطه خداوندمي كردند چهل روز بخلوت فرستادند و خداوند فرمود: ... واذ واعدنا موسي اربعين ليله و پيامبر حكيم (ص ) فرمود: من اخلص لله اربعين صباحا ظهرت ينابيع الحكمه من قلبه علي لسانه. در تقدير رموز اربعين همين بس. صاحبمرصادالعباد، عارف نامي نجم الدين رازي نيز گفته است: وعدد اربعين را خاصيتي است در استكمال چيزها كه اعداد ديگر را نيست. چنانك درحديث صحيح آمده است ان خلق احدكم يجمع في بطن امه اربعين يوما ثم يكون علقه مثل ذلك. و خواجه عليه السلام، ظهور چشمه هاي حكمت از دل بر زبان اختصاص اخلاص اربعين صباحافرموده است، و حوالت كمال تخمير طينت آدم عليه السلام به اربعين صباحا كرد و از اين نوع بسيارست. نخستين سوگواران حسين ( ع ) دراربعين سالار شهيدان، به يادش گريستند. آنان در اين ميعادگاه به تامل در افق رسالت، وحقيقتي كه از جوشش خون حسين (ع )بازتافته بود پرداختند. از آن پس، عاشقان و پيروان آن در امام، سحاب اسرار اربعين به ذكرپرداختند و باران اشكبار سرنوشت خويش را به مظلوميت حسين و يارانش پيوند زدند. اين راه، راه تداوم عشق است وبي گمان هيچگاه بي رهرو نخواهد بود.