Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750414-955S1

Date of Document: 1996-07-04

حاضر نيستم طلاق بگيرم در راهروهاي دادگاه خانواده مرد: مي خواهم طلاق بدهم، امابراي نفقه بچه ها و اجرت المثل پولي ندارم كه بدهم. بچه ها راهم نمي توانم نگهدارم! زن: دو سال و نيم است گذاشته و رفته، من حاضر نيستم طلاق بگيرم، فقط مجبورش كنيدخرجي بدهد تا بچه ها را بزرگ كنم مجتمع قضايي... شعبه... دادگاههاي عمومي... خواهان: مرد - كارمند خوانده: زن - خانه دار خواسته: طلاق (خطاب به مرد ) هنوز، هم منصرف؟ نشديد نه اصرار بر طلاق داريد بله. نفقه خانم را پرداخته ايد. بله. فقط فروردين را نداشتم كه بدهم. چون مانعي در پرداخت حقوقم ايجاد شده است. يعني تا آخر؟ اسفندپرداخته ايد بله. ماهي؟ چقدر تومان. 7000 براي بچه ها؟ چه قدر هيچ. (با بي تفاوتي ) به چه دليل. حكمي كه قبلا گرفته ام فقطدر مورد نفقه زنم است - (رونوشتي از حكم به رئيس دادگاه مي دهد. ) بچه ها را به؟ مادرشان مي دهيد بله قبلا توافق كرده ايم. ماهي چه قدر براي؟ خرجشان مي دهيد والله حقوق من 17000 تومان است. بايد اجرت المثل بدهم وهزينه هاي ديگر هم هست. بالاخره چه قدر مي دهيد كه بچه هاي شما را هم؟ نگهدارد ايشان مهريه هم مي خواهند. (با حالتي حق به جانب ) تومان 19000در فيش حقوقم من مي نويسند براي نفقه خانم تومان 200000هم وام بنابر گرفته ام اين با توجه به ميزان حقوقم نمي دانم چقدر بدهم. به هر حال بچه ها مال حداقل شماست، خرج خوراك و پوشاك ومسكن را بايد بدهيد. هزار 65 تومان مي توانم بدهم. براي دو بچه با اين هزينه هاي سنگين؟ زندگي! خوب چه كار كنم، ندارم. اگر نداري طلاق نده، چرا طلاق مي دهي. مهريه اش چقدر؟ است هزينه يك سفر مكه بوده است. براي نفقه گذشته بچه ها؟ چقدرمي دهيد الان چيزي ندارم. به هر حال بايد بپردازي نمي توانم، چه بگويم. خانم مي گويند از دو سال ونيم پيش خرجي نداده اي، درست است. بله، درست است (بابي تفاوتي ) بچه ها را هم گذاشته ايد ورفته ايد. خودش بچه ها را برداشت ورفت. مي خواهيد ملاقات با بچه هاداشته؟ باشيد مسلم است كه مي خواهم (با بي ميلي ) چند وقت يك؟ بار هفته اي يكبار، منتهي ايشان (خانم ) بچه ها را بفرستند پيش من تا مزاحمتي ايجاد نشود. رئيس دادگاه از زن كه تاكنون ساكت و آرام واندوهگين نشسته است، شما؟ مي پرسد هنوز هم حاضر نيستي؟ طلاق بگيري نه خير. نسبت به نفقه شما كه حكم داده شده است، اما در مورد بچه ها مشمول اين حكم نيستند بايد درخواست ديگري داده شود. شما خودتان يك كاري كنيد. (با ناله و ناراحتي ) قانون اين طور است. حالا يابايد بچه ها را نگهداريد به همين صورت و يا به پدرشان بسپاريد. خودشان پيش پدر بزرگ نمي روند، شده اند، مي فهمند. چقدر براي خرجي؟ بچه هامي خواهيد يك بچه مدرسه اي تومان 10000حداقل درماه هزينه برمي دارد. شوهرتان چنين مبلغي رانمي پردازد و مي گويد ندارد. دورغ مي گويد. خارج از كشور كار مي كرد. پول زيادي آورده و پنهان كرده است. در مورد ملاقات ايشان بافرزندانتان، هفته اي يك باررا موافقيد. مسئله اي نيست، اصلا هر روزبروند و پدرشان را ببينند. (باتندي و ناراحتي ) (خطاب به مرد ) شما مبلغي راكه خانم گفتند؟ مي پردازيد دولت بدهد، من هم پرداخت مي كنم. به هر حال شما بايد هزينه هاي زندگي فرزندانتان را تقبل كنيد. نظريه كارشناس را درمورد ميزان؟ اجرت المثل خوانده ايد خير. (راحت و بي تفاوت ) تومان 0004001 است. عيبي ندارد. (جا خورده و باكمي تعجب ) (زن و مرد مي روند و منتظر حكم دادگاه مي شوند ) با توجه به اختياري كه قانون به مردان براي پايان دادن به زندگي مشترك، داده است، نحوه استفاده از اين اختيار بايد تحت نظارت قانون باشد و زنان جامعه نيز به گونه اي مورد حمايت قرار گيرند. ماده واحده مصوب سال 72 درمورد طلاق بدون علت از سوي مرد امتيازاتي را براي زنان مطلقه در نظر گرفته است. از آثار و تبعات طلاق اين است كه مرد بايستي مهريه عندالمطالبه زن را در صورت درخواست بپردازد و نفقه پيش از زمان طلاق را نيز پرداخت نمايد. درباره مهريه، زن پس از عقد مي تواند هر زمان آن را مطالبه نمايد و در صورت امتناع مرد از پرداخت آن مي تواند از طريق دايره اجرايي ثبت با ارائه قباله نامه ازدواج اقدام نمايد. نفقه نيز عبارت از مسكن، پوشاك، غذا و اثاث خانه و هر چيزي كه به طور عرفي مرد بايستي براي زن و خانواده اش تهيه نمايد. بنابر اين مصاديق آن را عرف جامعه تعيين مي كند. البته مطابق قانون شوهر بايستي با توجه به موقعيت اجتماعي زن و شرايطي كه در منزل والدين داشته امكانات است، زندگي را برايش فراهم نمايد، به گونه اي كه اگرقبلا خدمتكاري كارهاي وي راانجام مي داده است، در صورت تقاضاي زن شخصي را براي انجام امور وي استخدام نمايد. گرچه در حال حاضر در اغلب خانواده ها اين موضوع مورد توجه نيست و در عمل رعايت نمي شود. پس هنگام طلاق و تحت شرايطي زن مستحق مهريه، نفقه روزهاي گذشته زندگي با مرد (در صورت تامين نكردن هزينه ها ) مي باشد. متاسفانه همان گونه كه درپرونده ياد شده ملاحظه مردان مي شود، اغلب از تقبل اين وجوه و احترام به حقوق همسر و فرزندان طفره مي روند و يا در صورت دارا بودن خست به خرج مي دهند و در واقع حق ايشان را ناديده مي گيرند. از سوي ديگر با توجه به ماده واحد اخيرالتصويب ( ) 72 مرد اگر زن خود را بدون دليل طلاق دهد، بايستي اجرت المثل، يعني دستمزد كارهايي را كه زن در خانه او انجام داده است، پرداخت كند كه در صورت بالا بودن مبلغ تعيين شده و شمار سالهاي زندگي مي تواند در عمل، اقدام به طلاق را از سوي مرد منتفي گرچه سازد از اين حيث نمي توان چندان خشنود بود، چرا كه بعد از آن همه كشمكش ها و رودرروئي ها، چگونه ممكن است زندگي را با شيريني و بدون مشكل از سر گرفت. به خصوص هنگامي كه طرفين پس از معرفي داوران خود از ميان خويشان يا آشنايان و با وجود كوشش هاي ايشان براي آشتي و ادامه رضايت بخش زندگي، به توافق نرسند. مسئله ديگري كه در دعوي موصوف مطرح شده است و همواره دردعاوي اين چنيني طرح حضانت مي شود، يا نگهداري فرزندان است. قانون مدني نگهداري فرزند پسر را تا سن 2 سالگي و فرزند دختر را تا 7 سالگي به عهده مادر و پس از آن به عهده پدر مي داند. در اين باره اگر توافقي بشود مشكلي نيست و اگر هم اختلافي باشد قانون تكليف آن را تعيين كرده است. فقط موضوع ملاقات و ديدار فرزندان قابل بررسي است. معمولا كسي كه فرزندان پيش او نگهداري نمي شوند، مي تواند، به حكم دادگاه به فواصل معيني فرزندان خود را ملاقات كند. بديهي است اگر هيچ يك از زوجين پس ازطلاق ازدواج نكنند از اين جهت مشكلي پيش نمي آيد. اما در غير اين صورت، يعني ازدواج مجدد هر يك از زوجين ممكن است تاثير رواني بدي برروي فرزندان داشته باشد، به ويژه زماني كه فرزندان هنوز چندان بزرگ نشده و به آن حد از بلوغ فكري نرسيده اند كه موقعيت والدين خود را در آن شرايط درك كنند. هر انساني حق زندگي كردن و بهره بردن ازنعمت حيات را داراست و زماني كه پيوندي با ديگري برقرار مي كند براي استفاده بهتر از زندگي و بهبود شرايطزيستي خود و احتمالا سايرين است. اين روابط و اين تعامل ارادي اجتماعي پايدار نمي ماند، مگر با ارج نهادن حق زندگي براي همه اعضاء اين مجموعه و ايجاد تعادل و تناسب ميان ايشان و در صورت لزوم اصلاح و بازنگري بر افراد و نوع روابطشان و در نهايت حذف عامل و جزء نامطلوب از آن مجموعه نه مطلق. بنابر اين تمام اين موارد هر شخصي را و هر جامعه اي را و هر مجموعه اي را شامل خوب مي شود است اندكي هم به خود نظر كنيم و بازنگري و بازپروري را از خود آغاز كنيم. پاك كردن آئينه از شكستن آن بهتر است.