Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750412-817S1

Date of Document: 1996-07-02

يادداشت روزدر حاشيه بمباران منطقه مرزي ايران در اراده دفاعي ايران ترديدنكنيد در هفته هاي اخير دو حادثه تاسف بار پياپي از دو جنس متفاوت، موجبي براي مطرح شدن روابط حساس و پرنوسان كشورمان با همسايه غربي، جمهوري تركيه شده است. در نخستين حادثه يك ديپلمات تركيه هنگام رانندگي در يكي از خيابانهاي تهران، موجب مرگ مادر و دختري شد و در دومين مورد، نيروي هوايي تركيه، ظاهرا درتعقيب ناراضيان داخلي، مناطقي مسكوني در مرز مشترك را بمباران كرده و با كشتن 6 نفر و زخمي كردن شماري بيشتر از اتباع جمهوري اسلامي ايران در كاشانه خودشان، خساراتي نيز به بار آورد. كشور تركيه، هم در ديپلماسي ايران و هم به عنوان يك همسايه ديرينه و پرنقش در تاريخ مشترك، براي جمهوري اسلامي ايران داراي اهميت حياتي و استراتژيك است و روابط بااين كشور براي ما قابل چشم پوشي نيست. اين استراتژي با وجود تنش هاو نوسانات ژرف در 18 سال گذشته عملا نشان داده شده است بااين همه، اين نكته اي است كه مقامات آنكارا نيز بايد به اهميت آن اقرار داشته باشند. واقعيت اين است كه به نظرمي رسد با توجه به حوادث اخير و نيز همزمان با روي كارآمدن دولت ائتلافي نجم الدين اربكان در آنكارا، محافلي در اين كشور مي كوشند روابط بسيار مهم و حساس دو كشور را شايد با هدف تحت فشار قراردادن دولت نوظهور اربكان، به تيرگي بكشانند. البته حادثه تاسف انگيز تصادف در به تهران، مثابه يك اتفاق نبايد غيرعمدي، موجب تشنج در روابط دوكشور شود و با پيگيريهاي حقوقي مي توان به مساله به گونه اي رضايت آميز فيصله داد. اما بمباران مناطق مرزي، آن هم براي چندمين بار، قاعدتا بايد به برادران ترك در آنكارا ثابت كرده باشد كه برخي محافل دولتي در آن كشور، مايل به ادامه روابط برادرانه دو كشور نيستند. از آنجا كه هيچ رابطه استراتژيك و حتي تاكتيكي يك جانبه اي در جهان وجود ندارد، مقامات آنكارا نيز بايد بدانند كه با كشور مهمي چون ايران و پيشينه چند سده اي و به ويژه تاريخ 18 ساله گذشته آن نمي توان به سادگي بازي كرد و آن را تابعي از روابط با ايالات متحده و اسرائيل و چراغ هاي سبز يا قرمز غرب قرار به داد همين سياق، تيرگي روابط تركيه با جهان اسلام و همسايگان مسلمان خود در پي قرارداد نظامي با رژيم صهيونيستي و تحت فشار قراردادن عراق و سوريه نيز به ورود اين كشور به جامعه اروپا و رسميت يافتن غربي شدن تركيه كمكي نخواهد كرد. با همه تحولاتي كه در سالهاي اخير در روابط داخلي وبين المللي كشور تركيه صورت گرفته، به هرحال پيداست كه درتحليل نهايي، اين كشور يك هويت اسلامي و شرقي دارد و همچون صدها سال گذشته، بايد با همسايگان مسلمان خود همزيستي مسالمت آميز داشته كشور باشد تركيه، در غبار برخاسته از فروپاشي نظام دو قطبي، بيشترين اهميت خود را در برقراري پلي سياسي، فرهنگي و جغرافيايي بين غرب مسيحي و شرق مسلمان مي يابد و اين ويژگي نبايد به معناي آن باشد كه براي ساختن يك سوي پل، سوي ديگر را خراب كنيم. در اين چهارچوب و از اين زاويه، اينكه نزديكي هرچه بيشتر آنكارا به ايالات متحده و اسرائيل به زيان جهان اسلام و اعراب با چه هدفي دنبال مي شود و رفتار سياستمداران تركيه با عراق، سوريه، جمهوري اسلامي ايران و حتي مصر چرا به تيرگي گراييده است، پرسشهايي است كه استراتژيستهاي آنكارا بايد به آن پاسخ بگويند. اين گفتار به مطبوعات داخلي توصيه نمي كند كه به حوادثي نظير تصادف تاسف انگيز تهران نپردازند، اما انتظار مي رود به اين گونه حوادث در حد خود و بنابر مصالح عاليه نظام و حكومت اسلامي بپردازند. از سوي ديگر از مقامات تركيه نيزانتظار مي رود كه مساله حساس بمباران مناطق مرزي مشترك رادست كم نگيرند و در دفاع تمام عيار و بي خدشه جمهوري اسلامي ايران از مرزها و اتباع خود، ذره اي ترديد به خود راه ندهند. سعيد ليلاز