Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750410-616S1

Date of Document: 1996-06-30

گزارش پژوهشي در زمينه تعداد و علل و انگيزه مهاجرت پزشكان به امريكا چند پزشك ايراني در امريكا بسر؟ مي برند گزارش پژوهشي در زمينه تعداد و علل و انگيزه مهاجرت پزشكان به امريكا چند پزشك ايراني در امريكا بسر؟ مي برند دكتر حسينعلي رونقي آمارها نشان مي دهد از حدود 7 هزار پزشك ايراني در امريكا حدود 6 هزار نفر به طبابت مشغول هستند. دلايل مهاجرت پزشكان كشورهاي اروپايي و جهان سوم به امريكا به دو دسته دلايل جذب كننده و دلايل فراردهنده تقسيم مي شود اشاره: آمارهاي غيررسمي كه گاه صبغه شايعه به خود مي گيرد آمار پزشكان ايراني مهاجرت كرده به امريكا را تا سال 57 تا مرز 30 هزار اعلام مي كند غافل از آن كه در تمامي دوران پيش از انقلابتنها 20 هزار پزشك در ايران تربيت شده بود. اما دانستن تعداد پزشكان مهاجرت كرده و دلايل مهاجرت آنها مي تواند كشور را نسبت به نيروي انساني متخصص خارج از مرزها آگاه كند. اين افراد عمدتا كساني هستند كه با سرمايه ملي و با خرجهاي گزاف در كشور تحصيل كرده و ثمرات تلاش و كوشش نظام آموزشي و بهداشتي كشور را در اختيار ممالك ديگر قرار داده اند. اين سرمايه عظيم بالقوه اي است كه اگر در رفع نسبي انگيزه هاي مهاجرت قدمي برداشته شود تا حدودي قابل بازيابي است و از اين طريق مي توان باعث بازگشت سرمايه هاي خارج شده از كشور شد. مطلبحاضر توسط آقاي معيني خبرنگار همشهري در مرودشت ارسال شده است. نگارنده، يكي از چهل تن پذيرفته شدگان آزمون ورودي دانشكده پزشكي دانشگاه شيراز در سال 1334 بود. داستان اين چهل تن و آنچه در چهل سال گذشته بر آنان گذشته است نه، تنها خود نمونه جالبي از سرنوشت بيشتر دانش آموختگان ايراني است بلكه مي توان و بايد با بازنگري و بازگوئي اين داستان به عنوان يك تجربه در آموزش پزشكي به كمبودها و كژكاريها در سيستم آموزش عالي در ايران پي برد و هم براي برنامه ريزي مردمي و سودمندتر در رشته پزشكي از آن سود جست. نگارنده ترديد ندارد كه بهداشت ودرمان از پايه هاي اصلي توسعه و شايد از ضروري ترين بنيادهاي آن باشد و از همين روي توجه بدان را شاخص و معيار معتبري در مردمي بودن هر سيستم حكومتي مي شناسد. نوشته حاضر گرچه به بررسي سرنوشت همان چهل تن محدود نمانده است اما به دليل عدم دسترسي به منابع قابل اعتماد پژوهشي در حال حاضر تنها مي تواند نمايانگر اندكي از انبوه باشد. به هر تقدير از اين 40 تن تنها 30 تن دوره شش ساله پزشكي را به پايان رسانده و دانشنامه هاي خويش را در سال 1340 از نخست وزير وقت علي اميني دريافت داشتند و 22 تن از آنان نيز بلافاصله پس از فارغ التحصيلي راهي امريكا شدند. از 22 نفري كه به امريكا آمدند تنها 9 تن پس از پايان دوره تخصصي به ايران بازگشتند و از اين 9 نفر نيز 4 تن پس از چند سال دوباره به امريكا برگشتند. و بدين ترتيباز سي تن پزشكان فارغ التحصيل دانشكده پزشكي شيراز 17 نفر در امريكا و 13 نفر در ايران اقامت گزيدند. ( ) 1 يافته هاي ياد شده مرا بر آن داشت تا پژوهشي گسترده تر درباره پزشكان ايراني در امريكا آغاز كنم. تاريخچه اي كوتاه از مهاجرت پزشكان ايراني به امريكا پيش از انقلاباسلامي در سال 1349 پژوهش گسترده اي را درباره پزشكان ايراني مقيم امريكا با همكاري دانشگاه جانزهاپكينزآغاز كردم كه نزديك به يك سال به درازا كشيد. يكي از نتايج اين بررسي روشن ساخت كه از ميان فارغ التحصيلان دانشكده هاي پزشكي ايران كه هر يك با هزينه هاي بسيار گزافي به دانشنامه پزشكي دست يافته بودند و سرمايه بزرگي بودند كه از كيسه مردم هميشه محروم ايران براي آموزششان پرداخت شده بود تن 1626 پس از پايان تحصيلات به امريكا آمده و در اين كشور ماندگار شده اند. جدول شماره 1شماره و دانشگاه هائي را كه از آن فارغ التحصيل شده اند را نشان مي دهد. جدول شماره 1 نمودار پزشكان فارغ التحصيل دانشكده هاي پزشكي ايران در امريكا در سال 1349 - 1 دانشگاه تهران نفر 1240 - 2 دانشگاه شيراز (پهلوي سابق نفر 219 - 3 دانشگاه اصفهان نفر 72 - 4 دانشگاه مشهدنفر 56 - 5 دانشگاه تبريزنفر 39 جمع كل پزشكان ايراني در امريكانفر 1626 آمار و نتايج بدست آمده كه با توجه به ارزش اقتصادي و هزينه هاي آموزشي از يك سو و نياز مبرم جوامع محروم ايران در روستاها و شهرك ها و جنوبشهرهاي بزرگ به خدمات آنان از سوي ديگر تكان دهنده و تاسف انگيز بود در مقالاتي به زبان فارسي و انگليسي چندين بار چاپ و منتشر گرديد ( 4 1 تا). نگارنده نيز كه در آن هنگام استاد دانشگاه شيراز بود و از نزديك مي ديد كه چگونه دستاورد دانشكده پزشكي آن دانشگاه كه حاصل سرمايه مردم كشور ما و توانائيهاي دانشجويان و كوشش كادر آموزشي بود به يغما مي رود. در يك رشته گفتارهاي پياپي، كوشش در افشاي فلسفه وجودي سيستم هاي آموزشي وابسته كرد كه مورد توجه رئيس وقت دانشگاه قرار گرفت و نامبرده از من خواست تا اين آمار و ارقام را براي اطلاع مقامات بالاتر منتشر سازم. ادامه كار در همان زمان با تهيه نام و نشاني 1626 نفر پزشك ايراني مقيم ايالات متحده پرسشنامه اي حاوي پرسشهائي پيرامون دلائل ماندگار شدن آنان در خارج از كشور براي آنان فرستاده شد كه از كمتر از 20 درصد آنان پاسخ دريافت گرديد. بررسي پاسخ هاي اين پرسشنامه ها نشان مي داد كه مهمترين علت عدم بازگشت پزشكان ايراني به ميهن عبارتند از: - 1 دو سال خدمت وظيفه - 2 كمبود مسكن مناسب - 3 كمي درآمد - 4 نبودن تكنولوژي پيشرفته براي آموزش و پژوهش - 5 فقدان حداقل آزاديهاي سياسي بجز فقدان آزاديهاي سياسي كه نگارنده نيز به همان دليل توانائي بحث و بررسي آن را نداشت براي دلائل ديگر مهاجرت پزشكان از ايران چاره جوئيهائي به عمل آمد. خدمت وظيفه از دو سال به سيزده هفته كاهش يافت. پروژه هاي ساختماني در شهرها و واگذاري زمين به استادان دانشگاهها در جهت رفع كمبود مسكن و ايجاد كويهاي دانشگاه آغاز و ايجاد شد و دستمزد پزشكان چندين برابر شد. بالا رفتن بهاي نفت در نيمه نخست دهه هفتاد ميلادي درآمد ايران را ناگهان افزايش داده رژيم را براي يك دوره كم و بيش پنج ساله از تنگدستي رهانيد و بودجه قابل ملاحظه اي براي برنامه هاي عمراني اختصاص داده شد. اين خود باعث شد تا علت كمي درآمد خودبخود از ميان برود و نه تنها پزشكان بلكه گروه هاي ديگري از دانش آموختگان و پژوهندگان، ايران را از نظر درآمد قابل مقايسه با ديگر كشورها ببينند و به اين ترتيبگروه زيادي از پزشكان و ديگر متخصصين علمي از اروپا و امريكا راهي ايران شدند. بازگشت اين گروه همراه با انتظارات زياد آنان كه در نتيجه زندگي در اروپا و امريكا قابل درك بود از يك سو، فساد گسترده و بي برنامگي در همه ارگانهاي دولتي كه مجريان انحصاري برنامه هاي توسعه اجتماعي در همه رشته ها بويژه رشته آموزشي بودند از سوي ديگر، ناسازگاري برنامه هاي آموزشي با نيازهاي واقعي كشور بويژه تربيت پزشكاني كه طبيعتا پس از پايان دوره پزشكي طي دوره تخصصي را بلافاصله آغازمي كردند منجربه تورم نيروهاي انساني در دوره هاي بالا در رشته پزشكي و كمبود نيروي انساني در رده هاي مياني و پائين كه در روستاها و شهرك ها بسيار مورد نياز بودند مي شد و رژيم را ناچار گردانيد تا به كارگيري اين افراد از ميان ملت هاي ديگر مثل افغانستان و فيلي پين و كره دست بزند. گرچه برنامه هائي براي تربيت و آموزش پيراپزشكي مثل روستاپزشكي در دانشگاه شيراز تا حدودي به موفقيت انجاميد و جميعت قابل توجهي از روستائيان محروم فارس و سيستان و بلوچستان و خوزستان و لرستان را تحت حداقل پوشش بهداشتي و درماني قرار داده و باز گرچه تكنولوژي تشخيصي و آزمايشگاهي نيز در زمره ساير واردات مورد توجه قرار گرفت اما نه جامعه واقعا نيازمند به خدمات درماني از بازگشت پزشكان متخصص توانست بخوبي بهره ور شود و نه رفاه و امتيازات ويژه اي كه براي اين بازگشتگان از سوي دولت تامين مي شد توانست بسياري از اين متخصصين را راضي نگاهدارد. گرچه هدف اين نوشته به هيچ روي بررسي رويدادهاي ايران و دلائل فروپاشي رژيم شاهنشاهي نيست اما از آنجا كه بي ترديد بازگشت گروهي از نيروهاي انساني تحصيلكرده و برخورد دولت با آنان كه خود موجبقطب بندي بيشتر نيروهاي اجتماعي شد و همچنين تاثير سياست هاي رژيم گذشته در رشته هاي آموزشي و بر موضع گيري آنان در اين قطب بندي بي ترديد است. مهاجرت پزشكان پس از انقلابسال 1357 پس از انقلابسال 57 روند مهاجرت پزشكان به خارج ناگهان شتاببيشتري پيدا كرد. پژوهشي كه در سال يعني 1360 سه سال پس از انقلابدر مورد پزشكان و استادان دانشگاه شيراز انجام شد نشان داد كه بيش از استادان % تمام وقت دانشكده 70 پزشكي اين دانشگاه يا خود خواسته اين دانشگاه را ترك كردند و يا پاكسازي و اخراج شدند ( ) 6 و اكثريت آنان نيز كشور را رها كرده به خارج آمدند. پيرامون ساير پزشكان ايراني در دانشگاههاي ديگر هنوز پژوهشي انجام نگرفته است. براي يافتن شماره پزشكاني كه پس از انقلابايران را ترك كرده اند از سال 1367 كوشش هاي تازه اي آغاز گرديد و براي اين كار با تمام سازمانهايي كه از اين آمار آگاهي مي توانستند داشته باشند، نامه نگاري شد تنها وزارت علوم در پاسخ كوتاهي چنين نوشت: بعد از انقلابنه تنها پزشكي از ايران خارج نشده بلكه روند بازگشت پزشكان از خارج كشور به ايران در حال افزايش است. ( ) 7 از سوي ديگر يكي از نشريات لوس آنجلس با حروف درشت روي جلد مي نويسد: سي و شش هزار پزشك ايراني پس از انقلاباز ايران خارج شده اند. ( ) 8 ترديدي نيست كه نه وزارت علوم و نه آن مجله در لوس آنجلس هيچكدام از چند و چون كوچ پزشكان يا آگاهي نداشته و يا خود را به ناآگاهي زده اند. زيرا بسيار آشكار است كه گروهي از پزشكان پس از انقلاببه امريكا و يا ديگر كشورهاي جهان كوچيده اند از آن سو شمار پزشكان ايراني در آن زمان در ايران هيچگاه بيش از بيست هزار تن نبوده چه رسد به آنكه سي وشش هزار تن از آنان به خارج رفته باشند. بنابر آنچه گفته شد و براي دسترسي به آماري كه به راستي نزديك تر باشد پژوهش حاضر دوباره آغاز شد. روش كار نخست با همكاري دانشگاه كاليفرنيا در سن دياگو ( D. UCS) آخرين آمار پزشكاني كه از ايران گواهينامه پايان تحصيل گرفته و هم اكنون پروانه كار در امريكا دارند از انجمن پزشكان امريكا دريافت گرديد اما چون اين آمار در برگيرنده شمار ايرانياني كه از امريكا دانشنامه پزشكي گرفته و يا پزشكاني كه از ايران به امريكا آمده اما در امريكا به كار پزشكي اشتغال نورزيده اند نمي شد، بررسي همه جانبه اي از پزشكان ايراني مقيم سن دياگو و حومه به عنوان نمونه به عمل آمد. براي اين كار نام و نشاني كليه پزشكان ايراني همراه با نام دانشگاه و تاريخ فارغ التحصيلي آنان و داشتن يا نداشتن پروانه پزشكي از راه تماسهاي شخصي به دست آورده شد. آمار انجمن پزشكي امريكا نشان دهنده آن است كه تا پايان سال 1993 ميلادي تعداد نفر 3616 فارغ التحصيلان دانشكده هاي پزشكي دانشگاههاي ايران با گرفتن پروانه پزشكي در ايالات متحده امريكا به كار مشغولند. جدول شماره 2 سال فارغ التحصيلي پزشكان فارغ التحصيل دانشگاههاي ايران را نشان مي دهد. پيش از سال 1940 ميلادي نفـر 1 بين سالهاي 1940 تا 194973 بين سالهاي 1950 تا 1959652 بين سالهاي 1960 تا 19691597 بين سالهاي 1970 تا 1979971 بين سالهاي 1980 تا 1989219 بين سالهاي 1990 تا 19933 جدول شماره 2 پزشكان فارغ التحصيل دانشگاههاي ايران در امريكا برمبناي سال فراغت از تحصيل بررسي پزشكان ايراني مقيم سن دياگو چنين نشان مي دهد كه از 59 تن پزشك ايراني در اين شهر 40 تن آنان فارغ التحصيل دانشگاههاي ايران بوده كه از اين گروه 28 تن بكار طبابت اشتغال دارند و 19 نفر پزشك ايراني ديگر فارغ التحصيل دانشگاههاي امريكا مي باشند. بي گمان آماري كه از پزشكان ايراني در سن دياگو بدست آمده نمونه كاملا درستي از ديگر شهرهاي ايالات متحده نيست ولي در شرايط كنوني عملي ترين راه برآورد نزديك به واقع شماره پزشكان در سراسر امريكا تواند بود به ويژه آنكه با نظرخواهي از گروهي از همكاران پزشك در شهرهاي نيويورك،، شيكاگو بوستن و هوستن و آگاهي از برآورد آنان از شماره پزشكان امريكا در محل سكونت آنان نتايج مشابهي با آنچه از پژوهش سن دياگو حاصل شده بود بدست آمد بنابراين مي توان گفت كه با پنج درصد ضريبخطاي محاسبه، از دقت نسبي برخوردار بوده و چنين مي نمايد كه: - نزديك به هفت هزار تن پزشك ايراني در امريكا زندگي مي كنند كه دست كم شش هزار تن آنان بكار پزشكي مي پردازند و بازمانده بكارهايي جز در رشته پزشكي مشغولند و يا دوران بازنشستگي. مي گذرانند. - از شماره پزشكان ايراني و يا ايراني تبار در كشورهاي اروپايي، كانادا و استراليا آماري در دست نيست ليكن بي ترديد گروهي از پزشكان ايراني نيز مقيم اين كشورها مي باشند. بحث و نتيجه گيري: دانش پزشكي پس از رنسانس اروپا مثل ديگر دانشها كه از فرمانروايي كليسا رهايي يافته بودند در سده هفدهم و هيجدهم و نوزدهم ميلادي پيشرفت چشمگيري كرد به ويژه در فرانسه و آلمان و انگلستان كه پيشتازان اين دانش به شمار مي رفتند. در نخستين دهه هاي قرن كنوني و به ويژه بين جنگهاي جهانگير نخست و دوم گروه بسياري از پزشكان و دانشمندان اروپايي راهي امريكا شدند و تكنولوژي و دانش پزشكي در اين كشور گسترش پرشتابي يافت و به زودي كعبه پزشكي جهان از اروپا به امريكا تغيير مكان داد و پس از جنگ جهانگير دوم و با پيشرفتي كه در توان آموزشي ايالات متحده رخ داد بسياري از پزشكان براي ادامه آموزش به سوي امريكا روي آوردند. ( ) 9 تا پيش از سال 1958 براي پزشكان خارجي كه خواهان كار در بيمارستانهاي امريكا بودند سخت گيري چنداني نمي شد اما در اين سال و از آن پس مديريت بيمارستانها و ديگر نهادهاي بهداشتي و آموزشي براي ورود پزشكان به بازار كار در ايالات متحده آزمايش ويژه پزشكي و زبان انگليسي بنا گذاشتند تا بتوانند بهترين ها را از ميان آنها برگزينند.