Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750407-449S1

Date of Document: 1996-06-27

دروغ گفته بود مهندس هستم! در راهروهاي دادگاه خانواده زن: موقع ازدواج گفته بود مهندس هستم اما حالا فهميده ام تحصيلات كمتر و شغل ديگري دارد مرد: من حاضر به طلاق ايشان نيستم، تحت تاثير مادر و برادرشان هستند كه با من دشمني دارند بنابر قباله نامه هاي جديدازدواج نوشتن شغلي هر يك اززوجين الزامي است. اشاره با اينكه هيچ انساني به انگيزه طلاق ازدواج نمي كند، اما اين پديده در تمامي جوامع بشري ديده مي شود. طلاق مانند فقر و شكست يك راه حل است و هنگامي كه يك زوج در هزار توي روابط مادي و معنوي خود هر دم به علامت سوال مي رسند، با زماني كه همه راهها به بن بست ختم مي شود، مي توان از آن به عنوان آخرين راه حل نام برد. طلاق از جمله مسائل ناهنجاري است كه براي اقدام به آن دفاعيه مستدل و محكم لازم متاسفانه است در بسياري موارد اين استدلال وجود ندارد و به عبارتي توهمات و ناآگاهي عامل تلاشي اساسي ترين نهاد بشري است. روشن و برملا كردن دلايل غيرمنطقي ناكافي، و احساسي زوجين براي جدايي و ازهم گسيختگي خانواده، به اميد عبرت گرفتن و استوار ساختن بنياد خانواده انگيزه گشت و گذاري است در راهروهاي دادگاه خانواده كه در قالب صفحه با همين عنوان هر هفته از نظرتان مي گذرد. خاطرات، تجربيات و پيشنهادات و انتقادات شما به هر چه پربارتر شدن اين صفحه كمك مي كند. اميدداريم مارا در ادامه اين كار ياري نماييد. مجتمع قضايي... شعبه... دادگاههاي عمومي... خواهان: زن - حدود 30 ساله - پزشك خوانده: مرد - حدود 28 ساله - بازرگان خواسته: طلاق قاضي دادگاه (خطاب به زن ) چندوقت است كه ازدواج؟ كرده ايد زن: از تاريخ عقد يا عروسي ازدواج رسمي. آبان 73 عقد ارديبهشت 74 عروسي. جمعا چقدر خانه آقا؟ بوديد ماه. 5 باردار نه؟ هستيد چرا مي خواهيد طلاق راستش؟ بگيريد، پس از ازدواج متوجه شدم، صرف نظر از وضعيت تحصيلي و شرايطي شغلي، را كه گفته بودند، صحت ندارد. ايشان چه گفته؟ بودند گفته بودند مهندس هستند. چرا تحقيق؟ نكرديد من در روزنامه رتبه ايشان راديدم. به هر حال شما بايد مطمئن مي شديد. ديگر؟ چه به جز ابهامي كه براي من در موردمسئله شغلي و تمكن مالي وجود داشت و در اين دعوي برايم اهميتي ندارد، من متوجه بيماري ايشان شدم. پرونده باليني هم دارند. چه؟ بيماري بيماري رواني است كه گاه به گاه تشديد مي شود و روي زواياي زندگي فرد تاثير مشكل مي گذارد من، ماديات نيست. حالا اصرار بر طلاق؟ داريد بله اگر ما با توجه به محتويات پرونده ايشان را براي بررسي وتشخيص به پزشكي قانوني بفرستيم وپاسخ دادند كه سالم هستند، حاضريد زندگي تان را ادامه؟ دهيد بله. من حاضرم اگر گفتندآن بيماري را ندارد، زندگي مشتركمان را ادامه دهيم. در صورت طلاق مهريه اتان؟ رامي بخشيد بله (خطاب به وكيل زن ) آقاي وكيل اظهاراتتان را بفرماييد. (وكيل زن ) نظر بنده هم موافق بيانات موكل است، فقط در صورت ضرورت كسب نظر اهل خبره را تقاضا دارم. (خطاب به شوهر زن ) شما بادرخواست طلاق خانم موافق؟ هستيد نه. من تمام دنيا را با ايشان عوض نمي كنم. ايشان تحت تاثير عواملي هستند. وكيل ايشان فرمودند كه اگر مسئله بيماري آنان رفع شود مشكل حل مادر مي شود خانم بنده گفته اند كه دشمن اصلي من هستند و خانم هم تحت تاثير مادر و برادرشان هستند. من خرج سنگيني براي ايشان كردم. سرتاپايشان را طلا گرفته ام. خانه اي در يكي از بهترين نقاط شمالي تهران خريدم نصف آن را به نام ايشان كردم. هزينه دكور داخلي آن 4 ميليون تومان شده است كرايه تاج سر شب عروشي ايشان 35000 تومان شده است. هزينه عروسي يك ميليون تومان و در زمان دانشجويي ايشان 2 ميليون تومان در شهرستان خرج كرده ام. حاضرم ايشان بروند در بهترين هتل و يك هفته به خرج بنده استراحت كنند و بعد تصميم بگيرند. من زماني كه رفتم شهرستان خودمان، ايشان تقاضاي طلاق داده اند. آيا شما حاضر هستيدبه پزشكي قانوني؟ برويد بله. همين حالا حاضرم بروم. (خطاب به وكيل مرد ) شمااظهاراتتان را بفرماييد. (وكيل مرد ) موكل من، مرد ثروتمندي است و تمكن مالي بالايي دارد، در بانكهاي تهران و چند شهر ديگر، شماره حساب با موجودي بسيار بالا دارد. همچنين داراي كارت بازرگاني بوده و شواهد و قرائن، حكايت از موفقيت ايشان در امر تجارت دارد. موكل بنده دادخواستي عليه خانم به خواسته تمكين و رجوع به محل سكونت تقديم داشته كه در شعبه ديگري مورد رسيدگي است. در ظاهر مسئله خاصي نيست. (وكيل زن ) شوهر موكل بنده درجلسه اي كه داشتيم، عنوان كردند كه بيماري ايشان از رفتار خانم وخانواده ايشان عارض شده است، بنابراين وجود بيماري را غيرمستقيم تاييد كرده اند. در يكي از شروطي كه در عقدنامه گنجانده شده، در صورت ابتلاي زوج ( مرد ) به هرگونه بيماري صعبالعلاج، زوجه ( زن ) را وكيل مي كند در مطلقه ساختن خود، بنابر آنچه گفته شد، تقاضاي صدور حكم طلاق را دارم. آقاي قاضي ضمنا اخيرا 400 تن سيب صادر كرده ام. منظورتان از گفتن اين مسئله چه؟ چيست كمكي به پرونده؟ مي كند! براي تاييد بر خوب بودن وضع مالي ام. (طرفين و وكلاي ايشان صورتجلسه دادگاه را امضاء مي كنند و خارج مي شوند. ) دراين پرونده يك زن پزشك با شخصي ازدواج كرده است كه تصور مي شده داراي درجه مهندسي در يكي از رشته هاي فني است، حال آنكه فرد مذكور چنين مدرك و شغلي نداشته است و صرفا داراي كارت بازرگاني بوده است كه ممكن است بر اين مبنا تاجر محسوب شود، اولين چيزي كه قابل توجه است، دقت كم زن در انتخاب همسر است كه با ادعايي كه طرح مي كند، شتاب خود را در اين مورد محرز اما مي كند چرا شخصي كه خود داراي تحصيلات عاليه و آشنا با مسائل علمي است و با شخصيت هاي علمي مختلف و دانشجويان و اساتيددر رابطه بوده است، با ديدن يك اسم در روزنامه كه چه بسا امكان دارد نام شخص ديگري باشد، حتي به فرض تشابه در شماره شناسنامه و نام پدر، به راحتي بپذيرد كه شوهر وشريك زندگي آينده اش در آنچه مي گويد بر حق است. البته اين اصل است كه انسان به ديگران بدبين و مظنون نباشد، اما دليل نمي شود كه احتمال غيرواقعي بودن حرفها را نديده گرفت. در هيچ جامعه اي آن سلامت نفس و راستي در افراد جامعه وجود ندارد كه تمام و كمال حتي باشد ممكن است به خاطر رسيدن به هدف بويژه انتخاب همسر، كه ممكن است فقط با يك نگاه اتفاق افتد، حقايقي كتمان گردد و تظاهر به نداشته هاي واقعي شود، كه روش هاي مختلفي مورد عمل قرار مي گيرد. ضمن اينكه سابقه چنين رفتارهايي وجود داشته و دارد. بنابراين موضوع مورد اشاره در مقوله عدم شناخت لازم و كافي از سوي طرفين قرار مي گيرد. اگر چه زن مدعي بيماري رواني مرد تحت عنوان افسردگي يا هر نوع ديگري شده است اثبات آن آسان نخواهد بود، اما درباره شخصيت مرد نكته ديگري وجود دارد كه از حرفهاي ايشان و وكيل وي مي توان به آن پي برد. با وجوديكه زن و وكيل ايشان، در توضيحات خود چندين مرتبه اشاره مي كنند كه مسئله دارا بودن مرد از نظر مالي و وضع درامد او مورد نظر نبوده و كمترين اهميت را دارد، اما مرد به اتفاق آقاي وكيل، در بيشتر توضيحات و دفاعيات خود به طرح مكنت مالي و ثروتمند بودن مرد و به رخ كشيدن آن مي پردازند كه جاي بسي تامل است. بدرستي گفته اند كه هر نحوه اي از معيشت را اخلاقي و هر مقام را ادبي است. مسئله اي كه البته كم اهميت تر از اصل دعوي است، تقديم دادخواست تمكين ورجوع به منزل از سوي شوهر عليه زن است كه به گفته خودش به مجتمع محل استقرار دادگاه رسيدگي كننده داده شده است، در حالي كه در اين گونه موارد براي رسيدگي سريعتر به دعاوي به جهت ارتباط موضوع دو دعوي، مرد مي توانست قيد كند كه پرونده اي مربوط به ادعاي وي در شعبه.. دادگاه عمومي به شماره... وجود دارد و تقاضاي رسيدگي توام آن را بنمايد، حال آنكه چنين كاري نكرده است كه البته حمل بر ناآگاهي مي شود! نتيجه اينكه اگر در جلسات دادرسي و يا در لايحه ها ودفاعيه به آن اشاره نشود، دو دعوي مربوط به هم در دو دادگاه رسيدگي و پايان مي يابد و ممكن است دو راي متضاد صادر شود. با توجه به اينكه طرفين دعوي از دووكيل دادگستري بهره مند هستند، بنابراين كار دادرسي بايد با سرعت و دقت بيشتري انجام گيرد، مگر آنكه يكي از طرفين يا وكلاي آنهابخواهند به دليلي زمان رسيدگي را با اطلاعات نادرست يا عدم ارائه توضيحات ضروري بيشتر كنند كه معمولا اين گونه نيست. توقع دادرسان و اصحاب دعوي نيز از وكلا دادگستري اين است كه در يافتن حقيقت و رفع خصومت ياريگر باشند. به خصوص در دعاوي خانوادگي حرمت روابط نسبي خانواده و خويشاوندان پاس داشته شود و سعي در ايجاد تفاهم ودرك خردمندانه و معقول شود، چرا كه بهترين راه كدخدامنشي است و بديهي است موجب محو شدن خاطره ناخوشايند اين مقطع زودگذرخواهد شد. به نظر مي رسد چنانچه طرفين در زماني كه به عنوان نامزدي در نظر گرفته مي شود سعي در آشنايي با خصوصيات وديدگاهها و طرز فكر يكديگر بنمايندو اين نكته را فراموش نكنند كه مطابق قانون، نامزدي نمي تواندلزومامنجر به ازدواج ايشان شود، حتي اگر در آن مدت مهريه اي تعيين و پرداخت شود، زيرا هدف از تعيين دوره اي به نام نامزدي، محك زدن طرفين و بررسي امكان ازدواج از تمام جهات مي باشد و در اين شرايط اجباري در ازدواج وجود ندارد. يادآوري اين نكته ضروري است كه براساس بخشنامه اي كه از سوي سازمان ثبت اسناد املاك به دفاتر اسناد رسمي و ازدواج و طلاق شده است، در تنظيم قباله نامه هاي ازدواج، نوشتن شغل هر يك از زوجين الزامي است. درصورت رعايت چنين دستوري، احتمال بروز تقلب و فريب خوردن زن و مرد بسيار كاهش خواهد يافت. اميد است كه اين گونه تدابير با درايت دلسوزان جامعه ادامه يافته و موثر واقع شوند.