Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750404-165S1

Date of Document: 1996-06-24

دانشگاهها در فضاي نيم قرن گذشته قدم مي زنند دانشگاهها در فضاي نيم قرن گذشته قدم مي زنند آموزشهاي دانشگاهي، نه تنها در جهت دستيابي به اهداف علمي و رفع نيازهاي جامعه مورد بهره برداري قرار نمي گيرد، بلكه جنبه هاي كاربردي آموزش نيز كاملا به فراموشي سپرده مي شود در حالي كه توليد انبوه روشنفكراز افتخارات نظام آموزش دانشگاهي ما شده است ولي، فارغ التحصيلان دانشگاهي عموما آمادگي لازم را براي ورود به صنعت و جامعه دارا نيستند اشاره: چندي پيش دكتر علي رئيس فرهنگستان شريعتمداري، علوم جمهوري اسلامي ايران، در يك جمع دانشگاهي اعلام كرد تغيير در شيوه آموزشي دانشگاهها و مدارس كشور كه مبتني بر روشهاي سنتي است براي، بالا بردن كيفيت كار تحصيل فراگيران الزامي است. به همين منظور سرويس علمي فرهنگي روزنامه همشهري آماده است ديدگاه دانشگاهيان و دست اندركاران امور آموزشي كشور در اين زمينه را به تدريج منتشر نمايد. آنچه در پي مي آيد ديدگاه دكتر اكبر خداپرست حقي عضو هيات علمي دانشكده فني دانشگاه گيلان در اين ارتباط است. تاكنون در زمينه اهميت و نقش به سزاي دانشگاهها در توسعه و پيشرفت كشورمان مطالبعديده اي در مطبوعات بچاپ رسيده و سمينارهاي متعددي درباره آن برگزار گرديده كه همگي بيانگر شيوه غلط آموزشي در دانشگاههاست. از نظر شيوه آموزشي دانشگاههاي ما هنوز هم همانند 50 سال پيش خصلت نظري خود را حفظ كرده و پيرو مكتباصالت هستند. به عبارتي ديگر، دانش صرفا بخاطر دانش كسبمي شود. در نهادهاي آموزشي كشور هم، تكيه بر محفوظات است نه، بر تجربه. از آنجا كه دانشگاه در جوامع پيشرفته به عنوان منشاء تحولات اقتصادي و اجتماعي شناخته شده است و در كشور ما نيز مسئولين براي پيشرفت كشور چشم اميد به دانشگاهها بسته اند و پيوسته بر گسترش تحقيقات دانشگاهي در جهت رفع تنگناهاي كشور تاكيد دارند، تحليلي از وضعيت آموزشي دانشگاههاي ايران در اين نوشته كوتاه ارائه مي گردد. در حال حاضر در بيشتر جوامع پيشرفته، نقش دانشگاهها كه مغز تحقيقاتي جامعه به شمار مي آيند، كاملا تغيير پيدا كرده و با الگوي سنتي آن فاصله گرفته است. بلعكس در كشور ما، نه تنها هنوز تصور درستي از وظايف دانشگاهها وجود ندارد، بلكه با نهايت تاسف الگوي، آموزشي ما همان الگوي آموزشي يك قرن پيش است. ارائه آمار و ارقام توليد انبوه روشنفكراز افتخارات مسئولين آموزشي كشور به شمار مي آيد و هر چند، گاهي با مسرت هرچه بيشتر به ارائه آمار چند برابر شدن تعداد دانشجويان نسبت به سالهاي گذشته و افزايش رشته هاي دانشگاهي، بدون در نظر گرفتن اين واقعيت كه جوانان دانشجو براي چه منظوري به دانشگاه راه مي يابند، پرداخته مي شود، ولي پيش بيني شده است كه تعداد داوطلبان ورود به دانشگاه تا 6 سال ديگر به مرز 3 ميليون برسد. كارشناسان بر اين باورند اكثر دانشجويان رشته هاي فني ما، بدون آگاهي و آمادگي لازم براي راه يافتن به صنعت صرفا به اخذ مدرك مي پردازند و در واقع، آمار و ارقام افزايش رشته هاي فني و يا افزايش تعداد پذيرفته شدگان و داوطلبان كنكور، الزاما نشانگر افزايش كارآيي، افزايش دانش و آگاهي عمومي دانشجو نيست. كهنگي برنامه هاي درسي و عدم تناسبسرفصل ها با تحولات علمي دنيا، هيچگونه تناسبي با نيازهاي كارشناسي دانشجويان ندارد. بايد اين واقعيت را پذيرفت كه دانشگاه پيش از اينكه فرمول و منحني و نظريه تحويل دانشجويان بدهد، بايد در تكوين شخصيت اجتماعي و تكامل روحي و رواني آنها كوشش كند و روحيه جستجوگري دانشجو را تقويت نمايد. اما به عكس در بيشتر كلاسهاي درسي دانشگاهي، بر محفوظات تاكيد شده و تفكر، خلاقيت و نوآوري از دانشجو سلبمي گردد، بنحوي كه آموزشهاي دانشگاهي نه تنها در جهت دستيابي به اهداف علمي و رفع نيازهاي جامعه مورد بهره برداري قرار نمي گيرد، بلكه جنبه هاي كاربردي آموزش نيز كاملا به فراموشي سپرده مي شود. نحوه تدريس استاد و اداره كلاس درس يكي از عوامل مهم در تكامل فكري دانشجويان و اجتماعي كردن آنهاست كه متاسفانه تعداد بسيار معدودي از اساتيد مبادرت به تشويق دانشجويان به مشاركت در بحث هاي علمي گروهي كرده و عملا هيچ فرصت اظهارنظر، بحث انتقاد، و گفتگو به او داده نمي شود. اگر قبول داشته باشيم كه هيچ انديشه اي بدون آزادي فكر پرورش پس به نمي يابد، چه علت دانشجو را وادار به قبول نظريه ها و باورهاي خود؟ مي كنيم چرا به دانشجو مجال ارائه نظريات شخصي اش در كلاس درس ؟ داده نمي شود آيا فكر نمي كنيم كه با تاكيد مدام بر محفوظات با، سليقه اي عمل كردن و خودمحوري حاكم بر كلاس درس باعث مي شويم كه دانشجو در اكثر مواقع از شركت در بحث و گفتگو وحشت داشته و ترجيحا سكوت اختيار؟ كند در كشورهاي توسعه يافته، به واسطه روحيه عملگرايي در دانشگاهها، آموزش دانشگاهي براي رسيدن به اهداف علمي و رفع نيازهاي جامعه مورد بهره برداري قرار مي گيرد و اين در حالي است كه نظام آموزشي دانشگاههاي ما قادر به پاسخگويي نيازهاي صنعتي كشور نيست زيرا، در كلاس درس همه ما مبشريم و انتخابراه را به دانشجو وانمي گذاريم. در همه روابطمان از جمله رابطه پدر - فرزند هم چنين هستيم. همه اينها فضاهايي را ايجاد مي كند كه وقتي به مسئله پيچيده اي چون صنعت مي رسيم، در مي مانيم. مسلما دانشجويي كه بعنوان يك عضو پويا مورد توجه قرار نگرفته و به نيازهاي روحي و احساسي اش توجه نشده، نه تنها نمي تواند صاحب نظر و آگاه به مسائل روز بار بيايد بلكه نخواهد توانست با اعتماد بنفس به بيان نظريه و انديشه هاي خود بپردازد. تعداد دانشمندان، مهندسان و محققان ايراني فعال در تحقيقات كاربردي و علمي، توسعه اي در مقايسه با كشورهاي جهان در جدول ضميمه مقاله آمده است. اطلاعات جدول اين نكته را بيان مي دارد كه توان نيروي انساني متخصص و محقق ايران در مقايسه با كشورهاي جهان بسيار ناچيز است و، اين خود بيانگر كمبود و تنگناهاي شديد كشور در مهم ترين عامل توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است. كشورتعدادسال ايران /19855 048 ونزوئلا/19837 260 اندونزي /198832 038 استراليا/198855 103 روماني /1989102 401 آلمان (غربي /1987288 072 آلمان (شرقي /1989195 073 فرانسه /1988283 099 دانمارك /198925 448 تركيه /198518 643 فيليپين /19846 682 پاكستان /198815 927 كره جنوبي /198892 265 ژاپن /1989742 247 حتي كشوري مانند كره جنوبي كه در دهه اخير پا به عرصه صنعت گذاشته است بر، لزوم ارائه آموزش هاي كاربردي در دانشگاهها تاكيد دارد، اما در ايران، هنوز با برگزاري كلاسهاي درسي سنتي در دانشگاه، فاصله دانشجو با مسائل فني و صنعتي روزبروز بيشتر مي گردد. ديگر زمان آن فرا رسيده كه باور داشته باشيم كه براي كوتاهتر شدن فاصله عميقي كه از نظر علمي و پژوهشي بين ايران و ممالك موفق و پيشرفته وجود دارد، به بهبود كيفيت نظام آموزشي در دانشگاهها بپردازيم. اكنون زمان آن است كه با ايجاد محيطي صميمي، تسهيل بحثهاي كلاس درس تشويق، و عادت دادن دانشجو به مشاركت در گفتگوهاي گروهي و با عدم تاكيد بر محفوظات و احترام به انديشه آزاد، قشر دانشجو به عنوان ارزشمندترين سرمايه هاي آينده كشور مورد عنايت تمام دانشگاهيان قرار بگيرد. بايد باور داشت كه تشكيل كلاسهاي درسي سنتي كه در آن صرفا به ارائه فرمول و نظريه و منحني پرداخته مي شود، تنها به تربيت نيروي انساني واجد شرايط جهت خدمت ارزان در سازمانهاي اداري ختم مي شود. خلاصه كلام اينكه، تا زماني كه در شيوه تدريس سنتي دانشگاهي تجديدنظر نشود، توان علمي، كاربردي و كارشناسي دانشجويان نزول كرده و نابودي علمي دانشگاهها در آينده اي نه چندان دور در انتظار ما خواهد بود.